خیلی از آدمها وقتی جلو آدم ناجور قدرتمندی قرار میگیرند، به ربع دورویی دغلکارانه میخزند. البته این کار را بیشتر بهخاطر غریزهٔ دفاع از خود انجام میدهند تا اینکه واقعاً قصد خرابکاری داشته باشند. در چنین محیطی، آدمها ترغیب میشوند در برابر آدمهای ردهبالاتر رفتار دورویی دغلکارانه داشته باشند و در مقابل کسانی که قدرت کمتری دارند، تهاجم گزنده به خرج دهند. فرهنگ مسموم میشود: خیلیها مدح بالایی را میکنند و به پایینی لگد میزنند، کسی هم تمایلی به بیان حقیقت به صاحبان قدرت ندارد. چنین رفتاری شرکت را درجا نمیکشد، بلکه منجر به مرگ تدریجی نوآوری میشود و زندگیِ آدمها را بیصدا به بیچارگی میکشاند.