
٪۵۰
کتاب برف تابستانی و هفت ثانیه سکوت عشق
پدیدآورندگان:
علیرضا محمودیایرانمهرانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
آرش ادیبی
۶
وقتی هیچ جایی برای رفتن نداری، هر جایی دلمون بخواد میتونیم بریم!»
sara
۴
حالا سالهاست که از هر چیز کامل و بینقصی میترسم. آن روزها مثل فوارهٔ آب بودند که وقتی به نقطهٔ اوج خود میرسد، ناگهان شروع میکند به سقوط کردن. همهٔ چیزهای کامل و بینقص همینطورند؛ وقتی به نقطهٔ کمالشان میرسند، ناگهان ناپدید میشوند.
گل یاس
۴
احساس کردم مثل قلوهسنگی در بستر رودخانه در حال فرسودن و ساییدنم. فهمیدم نامههایی که در ذهن خود برای کسی مینویسی بسیار ویرانگرتر از نامههای نوشتهشده روی کاغذند
Mohadese
۴
گاهی تعجب میکردم چهطور فقط حرف زدن با کسی میتواند آنقدر همهچیز را در زندگی آدم تغییر دهد.
آرش ادیبی
۴
میگویند غرش ترسناکی که از شکست دیوار صوتی ایجاد میشود حاصلِ جمع شدن امواج صدا در یک نقطه است، اما کمتر کسی میداند که جمع شدن امواج سکوت در یک نقطه چه قدرت عظیمی دارد.
آرش ادیبی
۴
ولی یک کوه همیشه مسیرهای مختلفی برای صعود دارد. ممکن است بارها از مسیری یک قله را فتح کرده باشی، ولی در مسیری دیگر پای همان کوه از نفس بیفتی.
nia
۴
حتی برای عشق هم مرزی وجود دارد که وقتی از آن عبور میکنی تبدیل به شکل تازهای از تنهایی میشود، چون کسی آنقدر به تو نزدیک میشود که دیگر او را در هیچچیزی جدا از خودت نمیبینی و وقتی کنار هم هستید باز هم در این جهان بزرگ و اسرارآمیز تنهایید
hanie
۳
وقتی از عشق صحبت میکنیم دربارهٔ ثانیهها حرف میزنیم، نه دربارهٔ سالها و ابدیت. مثل ثانیههای کوتاه و گذرای برابر شدن دو کفهٔ ترازو یا عبور دو عقربهٔ ساعت از روی هم.
nia
۳
کسی که اگر یک روز او را نبینی، انگار نظم جهان به هم خورده است.
nia
۳
متوجه شدم دوست داشتن مثل صدایی است که فقط در سکوت میتوانی آن را بشنوی. وقتی زندگیات پُر از هیاهوست یا هر روز کسی را ملاقات میکنی یا ساعتها با او در حال حرف زدن هستی خودت فکر میکنی دوستش داری، فکر میکنی دوست داشتن همین است، اما زمانی میتوانی احساس واقعیات را لمس کنی که همهٔ صداها خاموش میشوند.
nia
۳
با همین کلمههاست که ما چیزهایی را میسازیم و با همین کلمههاست که چیزهایی را ویران میکنیم.
nia
۳
وقتی کلمهها به یاریات میآیند، هر مشکلی را میتوانی حل کنی و حتی هفتهها و ماهها تنهایی را تحمل میکنی، اما زمانی که کلمات ناگهان ترکت میکنند چنان ناتوان و ازنفسافتاده میشوی که حتی کنار کسی که سالها عاشقش بودهای آنچه میخواهی بگویی به زبانت نمیآید و درون خودت حبس میشوی.
🌊
۳
احساسم شبیه سربازی بود که از جنگ برگشته است و بعد از شلیک هزاران گلولهٔ واقعی و دیدن کُشتههای خونآلودی که واقعاً جانی در بدنشان نیست حالا با دوستانش به شهربازی آمده و بازی آنها را با تفنگهای ساچمهای و عروسکهای مقوایی تماشا میکند.
آرش ادیبی
۲
انگار «رابطه» مثل حیوانی خانگی است که همیشه کنارت بوده، ولی یک روز از در بیرون میرود و دیگر هیچوقت پیدایش نمیکنی.
nia
۲
آدمی که فقط از دور نگاهش نمیکنی که او را بشناسی، بلکه دلت میخواهد نزدیکش شوی تا او هم تو را بشناسد.
nia
۲
من توی خانهٔ خودمان گم شده بودم و باید دوباره ذرهذره تمام اجزایش را میشناختم.
nia
۲
نوشتن مثل آینهای جادویی بود که خود دیگر و واقعیتری از تو درونش زندگی میکند و با تماشایش میتوانی ابعاد عجیبی از وجود خودت را پیدا کنی.
afisaa_41
۲
فهمیدم نامههایی که در ذهن خود برای کسی مینویسی بسیار ویرانگرتر از نامههای نوشتهشده روی کاغذند.
Asal
۲
چشمهای مشکی درشت و غمگینی داشت و صورتی بسیار رنگپریده. خیره شدن به چشمانش مثل تماشای پرواز فیل در آسمان بود. چون همانقدر که عجیب است فیلی بالای سرت پرواز کند، همانقدر هم عجیب است که چشمهایی تا آن حد زیبا آنقدر غمگین باشند.
Asal
۲
گاهی تعجب میکردم چهطور فقط حرف زدن با کسی میتواند آنقدر همهچیز را در زندگی آدم تغییر دهد.
Asal
۲
خودم فکر میکردم چهقدر عجیب است که ما خیلی وقتها عاشق نقاط ضعف یکدیگر میشویم، نقطهضعفهای درونی که در لحظههایی ما را به یکدیگر پیوند میزنند.
Asal
۲
دنیایم در تنهایی خودم ساخته شده بود و بسیاری چیزهای عادی و روزمره برایم معماگونه و اسرارآمیز بودند.
گل یاس
۱
جلوِ سیلان کلمات را گرفتن از بریدن هر چوبی سختتر بود.
گل یاس
۱
به گمانم آدم فقط در شرایط معمولی میتواند دربارهٔ چیزهای مهم حرف بزند، وقتی واقعاً در شرایطی سخت و مهم قرار میگیری فقط میتوانی دربارهٔ چیزهای معمولی حرف بزنی.
گل یاس
۱
با همین کلمههاست که ما چیزهایی را میسازیم و با همین کلمههاست که چیزهایی را ویران میکنیم.
Mohadese
۱
چیز دیگری که در آن زمان فهمیدم این بود که وقتی از عشق صحبت میکنیم دربارهٔ ثانیهها حرف میزنیم، نه دربارهٔ سالها و ابدیت. مثل ثانیههای کوتاه و گذرای برابر شدن دو کفهٔ ترازو یا عبور دو عقربهٔ ساعت از روی هم.
Mohadese
۱
به گمانم آدم فقط در شرایط معمولی میتواند دربارهٔ چیزهای مهم حرف بزند، وقتی واقعاً در شرایطی سخت و مهم قرار میگیری فقط میتوانی دربارهٔ چیزهای معمولی حرف بزنی.
Mohadese
۱
«صدای واقعی عشق را در سکوت میتوان شنید.»
hanie
۱
حتی برای عشق هم مرزی وجود دارد که وقتی از آن عبور میکنی تبدیل به شکل تازهای از تنهایی میشود، چون کسی آنقدر به تو نزدیک میشود که دیگر او را در هیچچیزی جدا از خودت نمیبینی و وقتی کنار هم هستید باز هم در این جهان بزرگ و اسرارآمیز تنهایید.
hanie
۱
انگار دوست داشتن او بخشی از تنم باشد