
nazanin
۲
فهمید که یک مرد چقدر میتواند رنج بکشد و درعینحال، به کار و زندگی ادامه دهد. به نظرش آمد جسمش همچون ماشینی است که بهطور خودکار حرکت میکند و حرف میزند، درحالیکه روح رنجکشیدهاش که از درون سرکوب شده بود' متحمل دردی شد که تأثیرش را تا ابد بر او گذاشت
Sara Bahari
۱
این نسیمی بود که از خیلیچیزها آواز سر داده بود، اما آنچه برای هر شنونده میخواند، تنها همان چیزی بود که در قلب آن شنونده بود.
Sara Bahari
۱
هرچی قراره بشه میشه و هرچی قرار نیست اتفاق بیفته، گاهی پیش میآد.
Sara Bahari
۰
خدا به داد آدمی برسد که هرگز چنین رؤیاهایی در سر نداشته است، کسی که هنگام ترک دانشگاه، اکنون دیگر سرشار از قصرهای سربهفلککشیده و مالک بسیاری از املاک وسیع اسپانیا نیست، بلکه شرافتش را از دست داده است.
Sara Bahari
۰
اگه مردم کمی بیشتر نگران بچههای متولدنشدهشون میشدن، حداقل تا حدی که از نظر جسمی، روحی و اخلاقی، میراث مناسبی براشون فراهم میآوُردن و بعد از تولدشون دیگه دست از نگرانیشون برمیداشتن، این دنیا جای بسیار بهتری برای زندگی بود
Sara Bahari
۰
رؤیاهای دوران جوانی میگفت که شاید بهطور کامل محقق نگردند، اما ارزش این را دارند که تمامیشان را در سر داشت.