
بریدههایی از کتاب تنها عشق حقیقت دارد
۴٫۰
(۲۳)
تو پیش از این متعلق به من بوده ای
چه مدت پیش از این، نمی دانم
راهبهیمدرن
چشمها شاید به واقع دریچه روح باشند.
راهبهیمدرن
«اگر به الهامات درونی مان گوش کنیم عشق را بهتر می فهمیم.»
راهبهیمدرن
«بخشش بسیار مهم است. همهٔ ما آن جرمهایی را که دیگران را به ارتکابش محکوم می کنیم، خود مرتکب شده ایم... باید آنها را ببخشیم.»
راهبهیمدرن
گناهی که در زندگی گذشته مرتکب شده اهمیت ندارد. یاد گرفتن از گذشته مهم است، نه نشخوار کردن و عذاب وجدان از آن.
راهبهیمدرن
ما همه در طول یک مسیر قدم بر می داریم.
راهبهیمدرن
هرچند اکنون به ظاهر از هم جدا شده بودند، چون مطمئن بود در زمان و مکان دیگری به هم خواهند رسید و با هم خواهند بود.
راهبهیمدرن
«گذشته باید به یاد آید و سپس فراموش شود. بگذارید بگذرد. جراحات کودکی و زندگیهای گذشته را هم بگذارید بگذرند. همچنین رفتارها، سوءبرداشتها، سیستمهای اعتقادی که به شما تحمیل شده است، همهٔ افکار قدیمی را بگذارید بگذرند. در واقع همهٔ افکار را به دست فراموشی بسپارید. چطور می توانید علی رغم اینهمه فکر، چیزها را تازه و واضح ببینید؟ اگر نیازمند یادگیری چیز تازه ای باشید چه؟ چیز تازه با دورنمایی تازه؟»
راهبهیمدرن
نگذارید افسردگی یا اضطراب مانع رشد شما شود. افسردگی یعنی گم کردن دیدگاه درست، فراموشی، و مفروض شمردن همه چیز (همه چیز را دست کم گرفتن). تمرکزتان را تیز کنید. ارزشهایتان را از نو تنظیم کنید. آنچه را که نباید باد آورده پنداشت (دست کم گرفت) به یاد آورید. دیدگاهتان را تغییر بدهید و به یاد آورید چه چیز مهم است و چه چیز اهمیت کمتری دارد. از خلسه بیرون بیایید. امیدواری را به یاد آورید. اضطراب در نفس گم شده است. اضطراب پای بندیهای انسان را تباه می کند. فقدان عشق، غرور مجروح، فقدان شکیبایی و آرامش مشکل به یاد می آیند. به یاد آورید: شما هرگز تنها نیستید. هرگز شهامت خطر کردن را از دست ندهید. شما فناناپذیرید. هرگز صدمه نخواهید دید.
راهبهیمدرن
اندوه ما را در خود گرفته بود و تحمل آن ورای طاقت جسمی و ذهنی ما بود. حتی نفس کشیدن مشکل شده بود. تنفس عمیق دردناک بود و هوا به سختی داخل و خارج می شد. انگار کرستی را محکم دور سینه مان بسته بودند. کرست اندوه که جای بازکردن هم نداشت.
راهبهیمدرن
اتفاقات تازه تر، چیزهای تازه تر و اشخاص تازه تر. جا برای نفس کشیدن باز می شد، دوباره می توانستیم نفس عمیق بکشیم. آسیب را هرگز فراموش نخواهید کرد، اما با گذشت زمان در اطرافش به زندگی ادامه می دهید.
راهبهیمدرن
ما همه قدرتهای فراروانشناسی داریم. ما همه کاهن هستیم. به سادگی فراموش کرده ایم.
راهبهیمدرن
فهمیدن این که زندگی خیلی بیشتر از آن چیزی است که به چشم می بینیم
راهبهیمدرن
من پیشتر هم اینجا بوده ام
اما کی یا چطور، نمی دانم
من علفهای پشت این در را می شناسم
رایحهٔ تند و شیرینشان را
نوای آه، نورهای پیرامون ساحل را
تو پیش از این متعلق به من بوده ای
چه مدت پیش از این، نمی دانم
اما درست همان زمانی که چلچله ها اوج می گرفتند
و تو سر به سویشان گرداندی
حجابی فرو افتاد من می دانستم
این همه در گذشته هایی دور رخ داده است.
دانته گابریل روزتی
Arti2313
اگر شادی و لذتی در من می یابی مرا بخوان ای خواننده، زیرا به ندرت به این جهان باز می گردم.
لئوناردو داوینچی
Arti2313
زمانی بسیار دور! و من هنوز همان مارگارتم.
این زندگیهای ماست که پیر می شود.
ما در جایی قرار داریم که قرنها تنها ثانیه ای به حساب می آیند،
و پس از هزار زندگی چشمهایمان شروع به بازشدن می کنند.
راهبهیمدرن
می دانستم تخیل یا تصور نمی تواند چنین علائم عمیقاً رسوب یافته و مزمنی را درمان کند. اما حافظهٔ در معرض تخلیهٔ هیجانی می توانست.
هفته به هفته، کاترین زندگیهای گذشتهٔ بیشتری را به یاد می آورد. علائم بیماری او ناپدید شدند. او درمان یافته بود، بدون استفاده از هیچ داروئی. ما با هم نیروی شفابخش گذشته درمانی را کشف کردیم.
راهبهیمدرن
هنگامی که الگوی تکرارشونده شناسایی شد و علل آن درک شد، می توان آن را شکست.
راهبهیمدرن
«حالا به عقبتر می رویم. نگران این نباش که چه چیز خیال است و چه چیز رویاست، چه چیز تشابه یا نشانه است، و یا چه چیز خاطرهٔ واقعی یا ترکیبی از اینهاست. فقط تجربه کن. نگذار ذهنت چیزهایی را که تجربه می کنی داوری یا انتقاد کند یا حتی درباره اش نظر بدهد. فقط تجربه کن. داریم به عقب برمی گردیم، به داخل رحم. به زمان جنینی، پیش از تولدت. هر چه به ذهنت برسد خوب است. فقط تجربه کن.»
راهبهیمدرن
به این ترتیب بسیاری از هراسهای ما ریشه در گذشته دارند، نه در آینده. غالباً آن چیزهایی که ما را می ترسانند در کودکی یا در زندگیهای گذشته اتفاق افتاده و تمام شده است. چون آنها را فراموش کرده ایم یا در ابهام به یاد می آوریم، می ترسیم که این اتفاقات آزار دهنده در آینده تحقق پیدا کنند.
راهبهیمدرن
فقط آنقدر نگران آینده نباشید. سعادت خود را در امروز بیابید.
راهبهیمدرن
خاطر بسپار. به خاطر بسپار که ترا همواره دوست دارند. همواره از تو محافظت می شود، و هرگز تنها نیستی... تو همچنین موجودی زادهٔ نور، خرد و عشق هستی، و هرگز فراموش نخواهی شد. هرگز از نظر دور نخواهی ماند و نادیده گرفته نخواهی شد. تو جسمت نیستی، تو مغزت نیستی، حتی ذهنت هم نیستی. تو روحی. فقط باید حافظه ات را دوباره بیدار کنی و به خاطر بیاوری. ارواح محدودیتی ندارند. نه محدودیت جسمانی دارند و نه در دسترس شعور یا ذهن قرار دارند.»
راهبهیمدرن
شما جای واقعیت و تصور را با هم عوض کرده اید
راهبهیمدرن
«به کمک عشق و تفاهم دور نمایی از شکیبایی بیکران نمایان می شود. عجلهٔ شما برای چیست؟ به هر حال زمان وجود ندارد، شما فقط آن را احساس می کنید. هنگامی که لحظهٔ حاضر را تجربه نکنید، هنگامی که غرق در گذشته یا نگران آینده باشید، درد و رنج و اندوه نصیب خود می کنید. زمان هم یک توهم است. حتی در جهان سه بعدی، آینده فقط یک سیستم احتمالات است. پس چرا آنقدر نگرانید؟»
راهبهیمدرن
دیگران را ببخشید و عفو آنها را بپذیرید. فعال بودن به معنای واقعی خیر رساندن از همه چیز مهم تر است. خدمت زبانی کافی نیست. درک هوشمندانه بدون آنکه موجب اصلاح یا درمان شود، کافی نیست. ابراز عشق کافی است.
راهبهیمدرن
«خب به همین خاطر است که بخشش تا این حد اهمیت دارد. همهٔ ما، همهٔ اشتباهاتی را که دیگران را به خاطر ارتکابشان محکوم می کنیم، مرتکب شده ایم. اگر می خواهیم بخشوده شویم، باید آنها را ببخشیم. خدا ما را می بخشد. ما هم باید ببخشیم.»
راهبهیمدرن
وقتی ریشه های زندگیهای گذشته کشف می شود، شکستن الگوهای مخرب از این هم ساده تر می شود.
راهبهیمدرن
ما چطور از زندگیمان استفاده می کنیم که انرژیهایمان را کامل کنیم تا بتوانیم به دنیای بالاتری برویم. آنها دربارهٔ انرژی و عشق حرف می زنند و اینکه این هر دو یکی هستند... وقتی که ما بفهمیم عشق واقعاً چیست.
راهبهیمدرن
کتابی دربارهٔ خودم، دربارهٔ زندگیهایم بود. می ترسیدم بازش کنم.»
«از چه می ترسیدی؟»
«نمی دانم، چیز بدی در آن بود. چیزی که از آن شرمنده می شدم.»
«کتابدار کمکت نکرد؟»
«در واقع نه. فقط زد زیر خنده. بعد گفت: آیا گل سرخ از خارهایش شرمنده است و دوباره خندید.»
راهبهیمدرن
«آنچه اهمیت دارد، با عشق خود را به دیگری رساندن و یاری دادن است، نه نتیجهٔ کار. خود را با عشق به دیگران برسانید. این تنها کاری است که باید انجام دهید. یکدیگر را دوست بدارید. نتیجهٔ دوست داشتن یکدیگر و رسیدن به یکدیگر آن نتیجه ای نیست که دلتان می خواهد، یعنی منتفع شدن جسم. شما باید دل انسانها را شفا ببخشید.»
راهبهیمدرن
حجم
۱۵۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۲۰۵ صفحه
حجم
۱۵۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۲۰۵ صفحه
قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان