بدل به تروریستی شده بودم که از دیدن خون به وجد میآید و مسلسلش را رو به جمع میگیرد و به خردوکلان رحم نمیکند. چون اوضاع از این قرار بود، ترجیح دادم اول تیر بیندازم و بعد مجازات شوم.
آن کس که دلدل کند، بازنده است.
roozbeh ariana
هیچکس جرئت نداشت بپرسد چه شده یا چرا چنین شده. هیچ هم عصبانی نمیشدی؛ چون مگر آدم رعدوبرق را سرزنش میکند؟
آیا نقشه این بود که همهٔ ما را بپراکنند و نابود کنند تا فقط دولت همچون سرنوشت خارج از دسترس و لمسناپذیر بر جا بماند؟
roozbeh ariana
"خیال میکردیم میخواهد ما را از مخمصه نجات دهد، نگو داشت قبر ما را بیشتر میکَند تا چنان پاداش سخاوتمندانهای بگیرد!"
roozbeh ariana
نوکرصفتی و دستمالبهدستی او عین اعتیاد به مواد مخدر بود.
roozbeh ariana
در سالهای اخیر هروقت یکدیگر را میدیدیم بگومگویمان میشد؛ چون در هر موضوعی با هم مخالف بودیم: دربارهٔ بیلیاقتی مدیران، دربارهٔ کمبودها، دربارهٔ استالین، برنامههای تلویزیون، مسئلهٔ کوزوو، الی آخر. یادم نمیآید اصلاً سر چیزی توافق داشته باشیم. حتی موضوعی مثل آبوهوا که بیمیلترین رقبا را به زمینهٔ مشترک میرساند، سبب برخورد ما دو تا میشد.
roozbeh ariana
مگر میشود آنچه تو را مخالف سرسخت کرده، به مقام بالا رسانده باشدت؟ پس، در اولین فرصت عقایدت را انکار کردهای و تن و جانت را فروخته ای تا از این ستون لغزان بالا بروی. شاید واقعاً در این کار مهارت داشته باشی، پسرم؛
roozbeh ariana
ما کاهن اعظم فلاکت و مایهٔ خجالت جهان شدهایم. آیا کشور دیگری مثل ما هست؟ دیار نفرینشده آه، سه بار نفرینشده!
roozbeh ariana