جملات زیبا از متن کتاب ...خدا | طاقچه
تصویر جلد کتاب ...خداsubscriptionAvailable

کتاب ...خدا

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
حسن طهماسبی (آشنا)
انتشارات: 
انتشارات نظری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پریا رحمانی
۷
ای مقدس! مرا در خودم آن‌قدر خوب نگردان که احساس کنم نیازی ندارم به حضور تو و مگذار آن‌قدر بد، به تصور خویش درآیم که گمان کنم تو نخواهی دیدن مرا!
پریا رحمانی
۳
خدایا تو همان ساحل امید مهربانی هستی که حتی اگر روزی دست‌های مرا همچون این ساحل رهاسازی و مرا به خود واگذاری راهی دیگر برای رسیدنت خواهم جست و در نهایت خواهم یافت من همچون همگان نخواهم ماند و همانند هر موجی نخواهم گشت با آفتاب روی بادها خواهم نشست و تا به آسمان‌ها... تا به تو خواهم آمد و بعد هر چه تو خواهی و تو بنمایی....
پریا رحمانی
۲
نگاهی میکنی دل را زِ خون دیده حاصل را مزن آسان ورق دفتر مرا کُشت آن‌چه می‌خوانی مرا سوزانَد این قلبم که پاک از پاکی دل شد مرا حقّ است این آتش که دادم دل به نادانی مرا بینی که ماندم پوچ، دل و شعرم تمامم پوچ ببند آن شعر بدنامی که باشد بهترم فانی مرا با یاس و نیلوفر خدایا آشنایی بود مرا راندی از این دنیا به آن دنیا نمی‌خوانی!؟
parvane
۱
ای که عهدِ آشنایی بسته‌ای کونشانی!؟ شاید از من خسته‌ای!
parvane
۰
ای که عهدِ آشنایی بسته‌ای کونشانی!؟ شاید از من خسته‌ای!
parvane
۰
خدایا کو!؟ کجا!؟ دستی در این تنهایی و مستی تو هم با من نپیوستی ببین، تنهای تنهایم
parvane
۰
دلم در مسیری رو به تباهی دیده‌هایم اسیردر هر نگاهی دست‌هایم آلودهٔ هر گناهی پاهایم مانده در باریکه راهی آخرین امیدم مقصد سیاهی تنها فرصتم اندک، آهی... از این، همه هیچ چه خواهی!؟