جملات زیبای کتاب ٫٫٫خدا | طاقچه
تصویر جلد کتاب ...خدا

بریده‌هایی از کتاب ...خدا

انتشارات:انتشارات نظری
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۲از ۱۱ رأی
۴٫۲
(۱۱)
ای مقدس! مرا در خودم آن‌قدر خوب نگردان که احساس کنم نیازی ندارم به حضور تو و مگذار آن‌قدر بد، به تصور خویش درآیم که گمان کنم تو نخواهی دیدن مرا!
پریا رحمانی
خدایا تو همان ساحل امید مهربانی هستی که حتی اگر روزی دست‌های مرا همچون این ساحل رهاسازی و مرا به خود واگذاری راهی دیگر برای رسیدنت خواهم جست و در نهایت خواهم یافت من همچون همگان نخواهم ماند و همانند هر موجی نخواهم گشت با آفتاب روی بادها خواهم نشست و تا به آسمان‌ها... تا به تو خواهم آمد و بعد هر چه تو خواهی و تو بنمایی....
پریا رحمانی
نگاهی میکنی دل را زِ خون دیده حاصل را مزن آسان ورق دفتر مرا کُشت آن‌چه می‌خوانی مرا سوزانَد این قلبم که پاک از پاکی دل شد مرا حقّ است این آتش که دادم دل به نادانی مرا بینی که ماندم پوچ، دل و شعرم تمامم پوچ ببند آن شعر بدنامی که باشد بهترم فانی مرا با یاس و نیلوفر خدایا آشنایی بود مرا راندی از این دنیا به آن دنیا نمی‌خوانی!؟
پریا رحمانی
ای که عهدِ آشنایی بسته‌ای کونشانی!؟ شاید از من خسته‌ای!
parvane
ای که عهدِ آشنایی بسته‌ای کونشانی!؟ شاید از من خسته‌ای!
parvane
خدایا کو!؟ کجا!؟ دستی در این تنهایی و مستی تو هم با من نپیوستی ببین، تنهای تنهایم
parvane
دلم در مسیری رو به تباهی دیده‌هایم اسیردر هر نگاهی دست‌هایم آلودهٔ هر گناهی پاهایم مانده در باریکه راهی آخرین امیدم مقصد سیاهی تنها فرصتم اندک، آهی... از این، همه هیچ چه خواهی!؟
parvane

حجم

۵۴٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۱۷ صفحه

حجم

۵۴٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۱۷ صفحه

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان