
کتاب رولت سرخ
ثروت، قدرت، فساد و خشونت در چین کمونیست؛ روایتی از دورن
انتشارات:
نشر ثالث٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
javad@ARAD1912
۵
ویتنی، مثل ادوارد تیان در شرکت ایژیا اینفو، پی برده بود که برای باز کردن قفلِ درهای موفقیت در چین باید دو کلید داشته باشد. کلید اول، نفوذ سیاسی بود. در چین، کارآفرینان فقط زمانی در کارِ خود موفق میشدند که در درجهٔ نخست به منافع حزب کمونیست خدمت میکردند. فرقی نمیکرد که طرف فروشندهای خردهپا در گوشهٔ خیابان است یا نابغهای در عرصهٔ علم و فناوری در سیلیکون ولیِ چین، در هر حال بدون برخورداری از یک حامی در درون سیستم، کارِ هیچکدامشان پیش نمیرفت.
javad@ARAD1912
۲
این نظام از صبح تا شب شعارهای کمونیستی و انقلابی سر میداد در حالی که همزمان خانوادههای مقامات ارشدش تا خرخره مشغول چپاندن پول در حلقومشان از قِبَلِ اصلاحات اقتصادی کشور بودند. این پسران و دخترانِ خانوادههای سرخ همچون یک حکومت موروثی عمل میکنند؛ آنها در درون محافل بستهٔ خودشان ازدواج میکنند و زندگیهایشان کاملاً جدا از زندگیهای مردم عادی چین است.
احمدی
۲
حزب کمونیست چین همیشه در مواجهه با بحرانها از شدت کنترلهای خود کاسته اما به محضِ برطرف کردن این بحرانها دوباره به مسیر سابق برگشته و کنترلها را شدیدتر کرده است.
لیلی مهدوی
۱
ما در مرکز قدرت چین با رؤسای دولت حشرونشر داشتیم و در جلب دوستیِ آنها و اعضای بلندمرتبهٔ حزب کمونیست چین و اعضای خانوادههای آنها تلاش کرده بودیم.
sarah
۱
ویتنی معتقد بود که آنچه رابطهٔ ما را محکم میکند، منطقِ وجودی رابطه است. پرسشهای اساسی از نظر ویتنی این بود که آیا شخصیتهای ما میتوانند با هم جفتوجور شوند؟ آیا ما دارای ارزشهای مشترک هستیم؟ آیا اهدافمان در زندگی یکی است؟ و آیا در مورد وسایلی که برای رسیدن به اهدافمان باید استفاده کنیم، توافق داریم؟ اگر پاسخ به این پرسشها مثبت میبود، پس هیچچیز دیگری نمیتوانست مسئلهساز شود.
Shirin
۰
در یک سو رهبران حزب کمونیست را داریم که همواره در تلاشند تا سیمایی شریف و آبرومند از خود ارائه کنند و در سوی دیگر، مردم عادی را داریم که از نظرشان این به اصطلاح رهبران چیزی جز مُشتی سارقان رذل نیستند؛ سارقانی که زندگیهای لوکس آنها فاصلهٔ فاحشی با زندگیهای مردم عادی دارد.
Shirin
۰
افرادی که در نظام اداری چین کار میکنند، معمولاً در ازای دریافت سه چیز حاضرند کار شما را راه بیندازند: یا باید به آنها پول بدهید، یا باید خدمات سکسی برایشان مهیا کنید، یا راهِ رسیدن آنها به مناصب بالاتر را هموار کنید.
Shirin
۰
کلِ این قضیهٔ تظاهرات فرمایشی در هنگکنگ به نظرم خندهدار بود. همهٔ ما، چه عوامل حکومتی چه بقیهٔ شرکتکنندگان در تظاهرات، رفتارمان تصنعی بود. شاید فقط عدهای انگشتشمار از بین ما به ایدهٔ بنیادینِ تظاهرات باور داشتند؛ به این ایده که هنگکنگ به دموکراسی و آزادی نیاز چندانی ندارد. تقریباً همهٔ تظاهراتکنندگان به خاطر منافع شخصیشان و به خاطر کسب امتیاز از پکن در آنجا گردِ هم آمده بودند.
احمدی
۰
والدینم در ۱۹۶۵ پس از کسب مجوز حزب با یکدیگر ازدواج کردند. مقامات حزب شغل معلمی را برای آنها در نظر گرفتند