جملات زیبای کتاب حالا بی حساب شدیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب حالا بی حساب شدیم

بریده‌هایی از کتاب حالا بی حساب شدیم

نویسنده:وودی آلن
ویراستار:مجید وهومن
انتشارات:نشر بیدگل
امتیاز
۲.۰از ۱ رأی
۲٫۰
(۱)
خواننده عزیز، وقتی ده کیلو وزن کم می‌کنیم (البته فکر کنم شما به گندگی من نباشید)، شاید بهترین ده کیلویمان را از دست بدهیم. شاید آن کیلویی را از دست بدهیم که نبوغمان، انسانیتمان، عشقمان و صداقتمان در آن نهفته است.
mahshid
آخر مگر چربی جز تراکم وزن، چیزی دیگری هم هست؟ و وزن چگونه به وجود می‌آید؟ انبوهی از ترکیب سلول‌ها. آیا یک سلول می‌تواند اخلاقی باشد؟ آیا سلول فراتر از خوبی یا بدی است؟
mahshid
اگر چربی‌ام می‌توانست دهن باز کند احتمالا از تنهایی شدید انسان سخن می‌گفت
mahshid
‫از من پرسیده‌اند که «آیا از عواقب اخلاقی کاری که انجام می‌دادم خبر داشتم؟» همان‌طور که در دادگاه نظامی نورمبرگ هم گفتم، من روحم هم خبر نداشت که هیتلر نازی است. واقعیت این است که سال‌ها گمان می‌کردم او برای شرکت مخابرات کار می‌کند. وقتی سرانجام دستگیرم شد که او چه خون‌آشامی است دیگر خیلی دیر شده بود زیرا پیش‌قسط یک‌سری لوازم خانه را داده بودم. یک‌بار نزدیک پایان جنگ به سرم زد که پیش‌بند پیشوا را شل کنم تا چند موریزه به پشتش فرو رود اما در آخرین لحظه خودم را باختم.
kama
‫با تصویری ذهنی از اولین ساندویچی که در موزهٔ انگلیس نگهداری می‌شد، سه ماه بعد را صرف کار روی زندگی‌نامهٔ مختصری از مخترع بزرگش، حضرت کنت، نمودم.
kama

حجم

۹۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۱۷ صفحه

حجم

۹۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۱۷ صفحه

قیمت:
۸۶,۰۰۰
تومان