
سلاله
۳
امروز غروب زرد و قرمزی را دیدم و به این اندیشیدم که چقدر حقیرم! البته، دیروز هم که باران میآمد همین فکر سراغم آمد.
آنتوان چخه
۲
یکی از دلمشغولیهای اوشان جنگ تروا بود. او باورش نمیشد یک ارتش تا این حد ابله باشد که درست وسط جنگ از دشمن هدیه بپذیرد.