دیکتاتور شبیه پدری است که اولاد خود را از محیط عمل و کار دور کند و پس از مرگ خود اولادی بیتجربه و بیعمل بگذارد. پس مدتی لازم است که اولاد او مجرب و مستعد کار شوند. یا باید گفت که در جامعه افراد در حکم هیچاند و باید آنها را یک نفر اداره کند. این همان سلطنت استبدادی است که بود. مجلس را برای چه خواستند و قانون اساسی را برای چه نوشتند؟ و یا باید گفت که حکومت ملی است و تمام مردم باید غمخوار جامعه [باشند] و در مقدرات آن شرکت نمایند ــ در این صورت منجی و پیشوا مورد ندارد.
اگر ناخدا یکی است، هر وقت که ناخوش شود کشتی در خطر است و وقتی که مرد، کشتی به قعر دریا میرود. ولی اگر ناخدا متعدد شد، ناخوشی و مرگ یک نفر در سیر کشتی مؤثر نیست.
سارا
تا قرن بیستم، همهٔ قیامهای مردم ایران با شرکت طبقات اجتماعی گوناگون به منظور سرنگونی یک حاکم مستبد «ظالم» و نشاندن حاکمی «عادل» به جای او صورت گرفته بود. همیشه هم حاصل کار هرجومرج بود: همهٔ رقبای طالب قدرت مطلقه رفتاری مستبدانه در پیش میگرفتند تا آنکه یکی بقیه را از میان برمیداشت و استبداد را دوباره مستقر میکرد و مردمی که از آشوب و هرجومرج بهتنگ آمده بودند و آرزویی جز صلح و امنیت نداشتند نفسی از سر آسودگی میکشیدند.
ostovar
دکتر مصدق، بهعنوان علامت و نشانهٔ نیروی سوم به معنی اعم آن، بازرترین، آگاهترین، و با ارزشترین شخصیتی است که تاریخ معاصر ایران در مقابل توسعهطلبان، از هر نوع، میشناسد. (۱۸)
نیروی سوم در ایران نهتنها نیرویی است که در مقابل سلطهٔ غرب و شرق مقاومت میورزد، بلکه درعینحال،
یک راهحل مشکلات اجتماعی انتخاب یک روش زندگی ملی و اجتماعی است که در مقابل دو طرز زندگی امریکایی و روسی که سعی میشود به ما تحمیل شود مقاومت میورزد. نیروی سوم تظاهر نوین ارادهٔ زنان و مردان آزادمنش ایران است که از آزمایشهای تاریخی و حوادث پر از سرنوشت، از خلال قرون و دهور تاریخ تمدن ایران سخن میگوید.
سارا