
کاربر ۳۹۴۲۱۵۴
۱۶
کسی که متوجه شود چیزی را نمیفهمد، رویهمرفته در مسیر درست فهمیدن همه چیزها قرار گرفته است.»
AS4438
۹
«وقتی مردم به «ماوراءطبیعه» علاقه نشان میدهند، گرفتار نوعی نابینایی جدّیاند. آنها اسرارآمیزترین چیزی را که در مقابلشان است نمیبینند ــ اینکه جهان وجود دارد. به مریخیها و بشقابهای پرنده بیشتر علاقه نشان میدهند تا کل این آفرینش گیجکنندهای که پیشپای ما گشوده میشود.
AS4438
۹
هیچ چیز مهمتر از بودن در کنار کسی که دوستش داریم نیست.
محمد
۶
آنها بیشتر زنده بودند تا آگاه.
AS4438
۲
امّا مگر مردم نمیتوانند ریشههای این خطا را تا آدم و حوا دنبال کنند؟ میدانم که این مقایسه قدری آب برمیدارد. یکی از این موارد حول خوردن سیب دور میزند، و دیگری به ذغالاخته مربوط میشود.
Sepinood Mirzaei
۲
امّا تا وقتی که مردم به آنها اعتقاد داشتهاند، به طریقی در این جهان بودهاند. مردم چیزی را که به آن اعتقاد دارند میبینند ــ تا وقتی که مردم دچار شک و تردید نمیشدند، خدایان هم پیر و فرسوده نمیشدند.
زهرا علیمحمدی
۲
«اگر ستارهشناسان، سیاره دیگری کشف کرده بودند که در آن حیات وجود داشت، مردم پاک دیوانه میشدند، امّا به خود اجازه نمیدهند از سیارهای که متعلق به خودشان است شگفتزده شوند.»
زهرا علیمحمدی
۲
ما با افسونی بر صحنه میآییم و با حقهای خارج میشویم. همواره چیزی در انتظار آن که جای ما را بگیرد وجود دارد و سرشته میشود. چون ما روی زمین سفت نایستادهایم، حتی روی ماسه هم نایستادهایم ــ ما خود ماسهایم.»
محمد
۱
«وقتی مردم به «ماوراءطبیعه» علاقه نشان میدهند، گرفتار نوعی نابینایی جدّیاند. آنها اسرارآمیزترین چیزی را که در مقابلشان است نمیبینند ــ اینکه جهان وجود دارد. به مریخیها و بشقابهای پرنده بیشتر علاقه نشان میدهند تا کل این آفرینش گیجکنندهای که پیشپای ما گشوده میشود.
زهرا علیمحمدی
۱
ژوکر یک احمق کوچولو است که با همه فرق میکند. خاج، خشت، دل، یا پیک نیست. هشت لو یا نُه لو، شاه یا سرباز نیست. یک غریبه است. او نیز مانند سایر کارتها در یک دست ورق گذاشته شده است، امّا به آنها تعلق ندارد. بنابراین، میتوان آن را برداشت، بدون آنکه کسی فقدانش را حس کند.
زهرا علیمحمدی
۱
در اینجا پرسیدم، «درباره بدشانسها چه میگویید؟»
تقریباً با فریاد گفت، «آنها وجود ندارند! آنها هرگز به دنیا نیامدهاند. زندگی بختآزمایی بزرگی است که در آن فقط بلیطهای برنده را میتوان دید.»
مدت زیادی
زهرا علیمحمدی
۱
با خود فکر میکردم، زندگی ما بخشی از یک ماجرای بینظیر است. با این همه، اغلب ما فکر میکنیم جهان کاملا «طبیعی» است، و همیشه در پی شکار چیز عجیب و غریبی مانند فرشتگان یا موجودات مریخی هستیم. علتش آن است که درک نمیکنیم جهان پدیدهای رازآمیز است.
زهرا علیمحمدی
۱
با خود فکر میکردم، زندگی ما بخشی از یک ماجرای بینظیر است. با این همه، اغلب ما فکر میکنیم جهان کاملا «طبیعی» است، و همیشه در پی شکار چیز عجیب و غریبی مانند فرشتگان یا موجودات مریخی هستیم. علتش آن است که درک نمیکنیم جهان پدیدهای رازآمیز است.
زهرا علیمحمدی
۱
با خود فکر کردم، در مورد همه چیز ــ در مورد همه جهان ــ همیشه همین طور است. تا وقتی بچه هستیم میتوانیم چیزهای اطرافمان را تجربه کنیم، امّا وقتی بزرگ میشویم به جهان عادت میکنیم. بزرگترها تجربه حسی را در عالم مستی تجربه میکنند.
شکوفا
۱
. او همچنین عقیده داشت که هر چه زن زیباتر باشد، در پیدا کردن خودش با مشکلات بیشتری روبرو خواهد شد.
شکوفا
۱
زندگی بختآزمایی بزرگی است که در آن فقط بلیطهای برنده را میتوان دید.
شکوفا
۱
با خود فکر میکردم، زندگی ما بخشی از یک ماجرای بینظیر است. با این همه، اغلب ما فکر میکنیم جهان کاملا «طبیعی» است، و همیشه در پی شکار چیز عجیب و غریبی مانند فرشتگان یا موجودات مریخی هستیم. علتش آن است که درک نمیکنیم جهان پدیدهای رازآمیز است.
فرزانه
۱
بچهها در یاد گرفتن شرارت از بزرگسالان، بسیار باهوشتراند.
فرزانه
۱
گفت، «بسیار خوب، اگر خدایی ما را آفریده باشد، پس باید ما را چیزی مصنوعی بداند. ما حرف میزنیم، بحث میکنیم، میجنگیم، یکدیگر را ترک میکنیم و میمیریم. میبینی؟ ما چنان هوشمندیم که بمبهای اتمی میسازیم و موشک به ماه میفرستیم. امّا هیچ یک نمیپرسیم از کجا میآییم. ما فقط در اینجا هستیم، و هر یک در مکانی جاگیری کردهایم.»
«و به همین دلیل است که خداوند به ما میخندد؟»
«دقیقآ! اگر ما یک آدم مصنوعی درست کنیم هانس توماس، و این آدم مصنوعی شروع به صحبت کردن درباره بازار بورس یا مسابقه اسبدوانی کند، بدون آنکه سادهترین و مهمترین سؤال را مطرح کند، یعنی اینکه چگونه همه چیز به وجود آمده است، در این صورت حسابی خواهیم خندید، این طور نیست؟»
Tannaz
۰
خود فکر میکردم، زندگی ما بخشی از یک ماجرای بینظیر است. با این همه، اغلب ما فکر میکنیم جهان کاملا «طبیعی» است، و همیشه در پی شکار چیز عجیب و غریبی مانند فرشتگان یا موجودات مریخی هستیم. علتش آن است که درک نمیکنیم جهان پدیدهای رازآمیز است.
زهرا علیمحمدی
۰
زیرا مگر ما که هستیم، هانس توماس؟ میتوانی به من بگویی؟ ما از تجمع ذرات کوچک غبار ستارگان پدید آمدهایم. و این چیست؟ این جهان از کدام جهنمی آمده است؟
شکوفا
۰
چند نسل باید برای یک خطا مجازات شوند؟
فرزانه
۰
سفارش من به همه کسانی که میخواهند خود را پیدا کنند این است: درست همان جایی که هستید بمانید. در غیر این صورت در معرض خطر بزرگ گم کردن خودتان برای همیشه قرار خواهید گرفت.
فرزانه
۰
بین ما، پدر و من، یک پدر و یک پدربزرگ، یک همسر و یک مادر گمشده بودند. قطعاً پدر موارد دیگری هم در ذهن داشت. هنگامی که مادربزرگ دختر کوچکی بود، پدرش بر اثر افتادن یک درخت کشته شده بود. پس او هم بدون یک پدر درست و حسابی بزرگ شده بود. شاید به این دلیل بود که عاقبت از یک سرباز آلمانی بچهدار شد که باید به جنگ میرفت و کشته میشد. و شاید به این دلیل بود که این بچه با زنی ازدواج کرد که به آتن رفت تا خود را پیدا کند.
فرزانه
۰
پرسیدم، «چرا؟» سؤال کردن همیشه آسانتر از پاسخ دادن است.
vahid
۰
سفارش من به همه کسانی که میخواهند خود را پیدا کنند این است: درست همان جایی که هستید بمانید. در غیر این صورت در معرض خطر بزرگ گم کردن خودتان برای همیشه قرار خواهید گرفت.