
بریدههایی از کتاب سرخ و سیاه
۴٫۱
(۲۴)
عشق
مساوی میسازد و مساوی نمیجوید
rezai milad
چون در آن زمان دیوانه بودم امروز این قدر عاقلم.
کاربر نیوشک
در میانه این همه خطر، برایم چیزی نخواهد ماند جُز خودم
susan_t
به دل فقط از طریق رنجاندنش راه مییابند
کاربر ۳۳۸۲۷۰۵
هر کاری هم که بکنیم، خاطره نحس این وضعیت هیچ وقت نمیگذارد احساس خوشبختی کنیم!
Kosar
آدمهایی که تمجید میکنیم چیزی نیستند جز اراذلی که این اقبال را داشتهاند که حین ارتکاب جرم غافلگیر نشدهاند
susan_t
«رمان آینهای است که در جاده بزرگی در حرکت است. گاهی آبی آسمانها را در نظرتان میآورد و گاهی گل و لای و لجنِ چالههای راه را. و شما کسی را که آینه را به دوش میکشد به بیاخلاقی متهم میکنید! آینهاش لجن را نشان میدهد و شما آینه را متهم میدانید!» این گفته را استاندال بارها در جاهای مختلف تکرار کرده است، ظاهراً در واگویی جملهای از کشیش سزار سن رئال، صاحب کتاب کاربُرد تاریخ، که میگوید «شرح تاریخ همچون آینهای عیبهای خواننده را به او نشان میدهد.»
محمد قدیری
«سیاست سنگی است به گردن ادبیات، که در کمتر از شش ماه غرقش میکند. سیاست در گیرودار تخیل شلیک تپانچهای است در گرماگرم یک کنسرت.
AS4438
برای آزمایش لیاقت یک فرد باید چنین کنید: مانعی در برابر همه آنچه دلش میخواهد، یا هر آنچه در پیش میگیرد قرار دهید. اگر واقعاً لیاقت داشته باشد مانع را از سر راه برمیدارد یا از کنارش راهی پیدا میکند.
کاربر نیوشک
چیزهایی هست که نباید نوشت!
susan_t
درباره شور و عشق همان نظری را داشت که ما درباره بختآزمایی داریم: فریبی واقعی که دیوانههایی میخواهند با آن به خوشبختی برسند.
DpouMyaC
چرا این آدم را به ده سال زندان محکوم نمیکنند؟ جای مار و افعی ته چاه است، باید آنها را به تاریکی انداخت تا بمیرند، وگرنه زهرشان جا میافتد و خطرناکتر میشود.
کاربر ۳۳۸۲۷۰۵
هرچه تازهست قشنگ است
کاربر ۳۳۸۲۷۰۵
اگر ترسی از آینده باشد از ناشناختگی آن است، و شاید ترسِ از دست دادن آنچه به دست آمده، در زمانی این اندازه کوتاه.
کاربر ۳۳۸۲۷۰۵
فقط احمقها از دیگران خشمگین میشوند. سنگ میافتد چون سنگین است.
کاربر ۳۳۸۲۷۰۵
عشق
مساوی میسازد و مساوی نمیجوید.
کاربر ۳۳۸۲۷۰۵
به کلام لاتین «عشق» همآوای «مرگ» است.
یعنی مرگ میزاید از عشق، امّا
پیش از آن، گزش اندوه است و سوگ،
گریه، فریب، بدی، پشیمانی...
کاربر ۳۳۸۲۷۰۵
به بشر قوه تکلم داده شده تا افکارش را پنهان کند.
کاربر نیوشک
شما شوکران میکارید و توقع خوشه گندم دارید!
کاربر نیوشک
این است معجزه چشمگیر تمدن شما! عشق را به یک کارِ معمولی بدَل کردهاید.
کاربر نیوشک
میشود عالِم شد، زرنگ بود، امّا قلب چه؟... قلب داشتن را که نمیشود یاد گرفت.
کاربر نیوشک
هیچ آدم محفلنشینی صبح با این فکر رنجآور از خواب پا نمیشود که: شب چه بخورم؟ همهشان هم لافِ درستکاری میزنند! عضو هیأت منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی میدهند که یک قاشق نقره دزدیده چون داشته از گرسنگی میافتاده!
کاربر نیوشک
آدمهایی که تمجید میکنیم چیزی نیستند جز اراذلی که این اقبال را داشتهاند که حین ارتکاب جرم غافلگیر نشدهاند.
کاربر نیوشک
ژولین گفت:
ــ راستش، کسی که هدف را میخواهد وسیله را هم میخواهد؛ من اگر به جای این که ذره ناچیزی باشم قدرتی داشتم، حاضر بودم سه نفر را به دار بزنم تا زندگی چهار نفر را نجات بدهم.
susan_t
چه مفهومی دارد عشقی که خمیازه بیارد؟
susan_t
حدس این که دلدار رقیبی را دوست دارد به خودی خود بسیار دردناک است، امّا شنیدن تفصیلِ اعتراف به این عشق، از زبان معشوقهای که آدمی میپرستد شاید اوج درد باشد.
susan_t
عشق عقلانی بدون شک بیشتر از عشق واقعی هوش دارد، امّا اشتیاقش گهگاهی است؛ خودش را بیش از حد خوب میشناسد، بیوقفه خود را داوری میکند؛ بدور از آن است که فکر را به گمراهی بکشاند، برپاییاش جُز به نیروی اندیشه نیست.
susan_t
عشق عقلانی بدون شک بیشتر از عشق واقعی هوش دارد، امّا اشتیاقش گهگاهی است؛ خودش را بیش از حد خوب میشناسد، بیوقفه خود را داوری میکند؛ بدور از آن است که فکر را به گمراهی بکشاند، برپاییاش جُز به نیروی اندیشه نیست.
susan_t
دیگر زندگی نمیکرد، جسدی بود که هنوز تکانی میخورد.
susan_t
میشود عالِم شد، زرنگ بود، امّا قلب چه؟... قلب داشتن را که نمیشود یاد گرفت.
susan_t
حجم
۵۹۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۶۳۲ صفحه
حجم
۵۹۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۶۳۲ صفحه
قیمت:
۱۹۰,۰۰۰
تومان