جملات زیبای کتاب ترانه کافه غم زده | طاقچه
تصویر جلد کتاب ترانه کافه غم زده

بریده‌هایی از کتاب ترانه کافه غم زده

انتشارات:نشر ماهی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۱۹ رأی
۳٫۶
(۱۹)
گاه زندگی هیچ نیست مگر تقلایی دراز و نافرجام برای به‌دست‌آوردن لقمه‌ای نان بخورونمیر.
Avan
عاشق همواره می‌کوشد همه‌چیز معشوق را از او بگیرد. عاشق به هر قیمتی و از هر راهی در تمنای وصال است، حتی اگر این تجربه نصیبی جز درد و رنج برایش نداشته باشد.
ZraKmd
درواقع بسیاری از انسان‌ها در ژرفنای باطن خویش تحمل معشوق‌بودن را ندارند. معشوق از عاشق هراسان و بیزار است، آن هم به محکم‌ترین دلیل، چرا که عاشق همواره می‌کوشد همه‌چیز معشوق را از او بگیرد. عاشق به هر قیمتی و از هر راهی در تمنای وصال است، حتی اگر این تجربه نصیبی جز درد و رنج برایش نداشته باشد.
سمانه :)
حتی ثروتمندترین و حریص‌ترین اراذل هفت‌خط هم در یک کافهٔ برازنده سنگین ورنگین می‌شوند و به همه احترام می‌گذارند. تهیدستان نیز قدرشناسانه به پیرامون خود می‌نگرند و خجولانه و با ظرافت نمکدان را برمی‌دارند. آخر فضای یک کافهٔ شایسته متضمن این ویژگی‌هاست: رفاقت، چشم ودل‌سیری، گشاده‌رویی و آدابدانی.
khazar
وقتی آدم با کس دیگری زندگی می‌کند، تنهاشدن برایش عذابی الیم است.
khazar
عجیب‌ترین آدم‌ها هم می‌توانند در نقش محرک عشق ظاهر شوند. ممکن است یک آقابزرگ لقوه‌ای هنوز هم دلبستهٔ دخترک غریبه‌ای باشد که بیست سال پیش یک روز بعدازظهر در خیابان‌های چیها دیده است. ممکن است کشیش واعظی به زن هرزه‌ای دل ببازد. ممکن است معشوق آدمی باشد خیانت‌پیشه، چرک و ژولیده‌موی و شیطان‌صفت. آری، عاشق هم تمام این‌ها را به‌وضوح می‌بیند، درست مثل دیگران. اما این‌همه ذره‌ای مانع پروبال‌گرفتن عشقش نمی‌شود. موجودی به‌غایت عامی و میانمایه می‌تواند محرک عشقی دیوانه‌وار و پرتب وتاب شود
بریت‌ماری
گاه زندگی هیچ نیست مگر تقلایی دراز و نافرجام برای به‌دست‌آوردن لقمه‌ای نان بخورونمیر
بریت‌ماری
بی‌شک تغییرات بزرگی رخ داد، اما این دگرگونی‌ها ذره‌ذره پدید آمدند، طی مراحلی ساده که به خودی خود مهم به نظر نمی‌رسند.
Hastea
از همین روست که بیش‌تر ما آدم‌ها ترجیح می‌دهیم عاشق باشیم تا معشوق. کم وبیش همه می‌خواهند عاشق باشند. بی‌پرده بگویم، درواقع بسیاری از انسان‌ها در ژرفنای باطن خویش تحمل معشوق‌بودن را ندارند. معشوق از عاشق هراسان و بیزار است، آن هم به محکم‌ترین دلیل، چرا که عاشق همواره می‌کوشد همه‌چیز معشوق را از او بگیرد
yasin churi
چیزهایی که از آن‌ها غافل مانده‌ایم، افکار پنهان‌شده در گوشه‌های تاریک ذهن، یکباره از نو شناخته و درک می‌شوند.
Kiana
هروقت داروی جدیدی می‌ساخت، پیش از همه آن را روی خودش امتحان می‌کرد. مقدار معتنابهی از دارو را سرمی‌کشید و فردایش با قیافه‌ای اندیشناک مدام از کافه به مستراح می‌رفت و برمی‌گشت. اغلب، وقتی دردی شدید و ناگهانی به جانش می‌افتاد، ساکت و آرام سر جایش می‌ایستاد، با چشم‌های لوچش به زمین خیره می‌شد و مشت‌هایش را گره می‌کرد. می‌کوشید دریابد کدام عضو بدنش درگیر شده و داروی جدید احتمالا علاج چه مرضی می‌تواند باشد.
khazar
با این‌همه، ماروین میسی را از خانه بیرون نمی‌کرد، چون می‌ترسید تنها بماند. وقتی آدم با کس دیگری زندگی می‌کند، تنهاشدن برایش عذابی الیم است. سکوت اتاقی روشن از پرتو آتش در لحظهٔ خاموش‌شدن تیک‌تاک ساعت و سایه‌هایی زادهٔ هراس آدمی در خانه‌ای خالی... آری، پذیرفتن دشمن خونی در خانه بهتر است تا رویارویی با وحشت زیستن در تنهایی.
علیرضا دولتی
آخر فضای یک کافهٔ شایسته متضمن این ویژگی‌هاست: رفاقت، چشم ودل‌سیری، گشاده‌رویی و آدابدانی. تا آن زمان، هیچ‌کس این مسئله را با جماعت حاضر در مغازهٔ خانم آملیا در میان نگذاشته بود. اما آن‌ها خودشان این موضوع را می‌دانستند، هرچند ولایت تا آن‌موقع کافه‌ای به خود ندیده بود.
yasin churi
پیش از هرچیز، عشق تجربهٔ مشترکی است میان دو شخص. اما این بدان معنا نیست که طرفین این ماجرا تجربهٔ مشابهی را از سر می‌گذرانند.
yasin churi
تابستان‌ها هم آفتاب تیغ می‌کشد و از آسمان آتش می‌بارد
ارغوان
به‌جز آدم‌های سست‌اراده یا مریض‌احوال، باقی مردم را نمی‌شود با دست ورز داد و یک‌شبه آن‌ها را به چیزی ارزشمندتر یا سودمندتر بدل کرد
ارغوان
از آن شب‌هایی بود که جان می‌داد برای گوش‌سپردن به آواز ملایم کاکاسیاهی رهسپار عشقبازی شبانه، آوایی از جایی دور در آن‌سوی کشتزارهای تاریک، یا برای خاموش‌نشستن و زخمه به گیتار زدن یا صرفاً در تنهایی آرمیدن و به هیچ‌چیز نیندیشیدن
ارغوان
ماه سایه‌های تار و پیچ‌درپیچ هلوبن‌های شکوفان را بر کنارهٔ جاده نقش می‌زد. عطر شکوفه‌ها و علف‌های شیرین بهاری با بوی ترش و گرم تالابی در همان حوالی درمی‌آمیخت
ارغوان
در موعد پگاه آمیزه‌ای از بنفش تند و صورتی افق را فراگرفت.
ارغوان
در موعد پگاه آمیزه‌ای از بنفش تند و صورتی افق را فراگرفت.
ارغوان
«پشه روی چرخ ارابه گفت ببین چه گردوخاکی به پا کردیم.»
fatemeh
آری، پذیرفتن دشمن خونی در خانه بهتر است تا رویارویی با وحشت زیستن در تنهایی.
fatemeh
عاشقی هست و معشوقی، اما دنیای این دو زمین تا آسمان با هم فرق دارد. بیش‌تر اوقات، معشوق صرفاً محرکی است برای عشقی که از دیرزمانی پیش خاموش و بی‌صدا در نهاد عاشق اندوخته شده است. همهٔ عاشقان کم وبیش از این حقیقت آگاهند. عاشق در دل خویش احساس می‌کند عشقش پدیده‌ای یگانه است. او تنهایی غریب و نوظهوری را درمی‌یابد و همین دریافت است که درد به جانش می‌اندازد.
peymaneh_book
گاه زندگی هیچ نیست مگر تقلایی دراز و نافرجام برای به‌دست‌آوردن لقمه‌ای نان بخورونمیر. و نکته‌ای که آدم را گیج می‌کند این‌جاست: هر چیز سودمندی قیمتی دارد و تنها با پول به دست می‌آید و دنیا همیشه بر همین مدار چرخیده است.
peymaneh_book
پذیرفتن دشمن خونی در خانه بهتر است تا رویارویی با وحشت زیستن در تنهایی.
peymaneh_book

حجم

۸۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۸۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان