
کتاب جذبه ستاره ها
روایتی از بزرگترین همه گیری قرن بیستم
انتشارات:
انتشارات دیدآور٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ایران آزاد
۵
شغل پرستاری مثل این است که در معرض یک طلسم باشی: خیلی جوان وارد میدان میشوی و پیرتر از آنچه ماه و سال بتواند بر سر تو آورد، بیرون میروی.
میگمیگ
۴
اگه دنیا دست من بود، بچهدارشدن قبل از بیستسالگی رو ممنوع میکردم.
ایران آزاد
۳
کارگر دست تکان داد. «با این حال به سربازی اجباری نمیرید، نه؟ نه مثل ما. پس واقعاً باید در امور بریتانیا مشارکتی داشته باشید؟ جز اینکه آماده باشید تا جانتون رو برای پادشاه فدا کنید.»
خون جلو چشمهایم را گرفت. «آقای گروین، یه نگاهی به اطرافت بنداز. همهٔ آدمها اولین نفسهاشون را اینجا میکشند. زنها از روز اول به سربازی اجباری میرند.»
میگمیگ
۲
شاید هذیانگویی کمی لذت داشت، نمیدانم، اینکه دقیقاً آن چیزی را بگویی که در سر میپرورانی.
میگمیگ
۲
تازه حالا میفهمم که کلیسابردن زنی بعد از زایمان چه سنت عجیبوغریبی است، انگار زایمان لکهٔ کوچکی بر زن میگذاشت که باید پاک میشد.
میگمیگ
۲
آهسته گفت: «ما همیشه ستارهها رو مقصر میدونیم.»
ــ ببخشید دکتر؟
گفت: «معنی آنفلوآنزا همینه. آنفلوآنزا دله استل ــ تأثیر ستارگان. ایتالیاییهای قرون وسطا معتقد بودند وجود بیماریها ثابت میکنه که آسمان بر سرنوشت اونا حکومت میکنه، یعنی مردم واقعاً ستارهٔ نحس دارند.»
میگمیگ
۱
شغل پرستاری مثل این است که در معرض یک طلسم باشی: خیلی جوان وارد میدان میشوی و پیرتر از آنچه ماه و سال بتواند بر سر تو آورد، بیرون میروی.
میگمیگ
۱
بیدار شدم و دریافتم که زندگی وظیفه است. همین.
mina
۱
ــ این روزها آدم جرئت نداره یک کلمه پشت سر جنس بهاصطلاح ظریف حرف بزنه. جای من رو یه زن میگیره. تو کارخونهٔ مهماتسازی دخترها کار میکنند، حتا آتشنشانها هم زن هستند. داریم به کجا میریم؟
میگمیگ
۰
ضربالمثل معروفی بود که از چند بیمار شنیده بودم و با شنیدنش تنم میلرزید: «اون عاشقش نمیشه، مگه اینکه دوازده بچه براش بیاره.»
mina
۰
احساس بدبختی، بهاندازهٔ وجود وحشت، بیفایده بود.