جملات زیبا از متن کتاب دل بستگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دل بستگی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب دل بستگی

۴.۱(از ۳۷ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
حسین دهلوی

۱۱۲,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۵۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

من از «دیدار» پرسیدم، تو خندیدی به آرامی جواب تلخ را رندانه کردی در شکر پنهان
محدثه
۹۸
بیزاری‌ات مجال «خداحافظی» نداد آهسته گفتمت «به سلامت...»، گریستم
یك رهگذر
۴۹
عشق را فریاد می‌زد چشم ما، اما دریغ بر زبان هرگز نیاوردیم... مغروریم ما
یك رهگذر
۴۹
از دورنگی‌های مردم خسته‌ام، حق با تو بود ‫باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل
سِـرِشک سَبــز
۴۰
آیا دلت غبار گرفته‌ست؟ گریه کن انسان برای پاک شدن گریه می‌کند
Elahe
۳۹
با اینکه دلشکسته، ولی ایستاده‌ایم هرلحظه یاد دوست توان می‌دهد به ما
یك رهگذر
۳۷
از دورنگی‌های مردم خسته‌ام، حق با تو بود باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل
«سآج»
۳۵
این جام دل ماست که بند است به مویی ماییم و غم عشق... چه سنگی! چه سبویی!
حسین
۲۸
با ما چه کرده بغض؟ که تا در هوای عشق لب باز می‌کنیم، سخن گریه می‌کند آیا دلت غبار گرفته‌ست؟ گریه کن انسان برای پاک شدن گریه می‌کند
هیچــ🌱ـــــ
۲۵
می‌روی؟ باشد، ولی رسم است هنگام وداع یکدگر را گرم می‌گیرند یاران در بغل...
یك رهگذر
۲۴
می‌دانم! آنکه دوست ندارد مرا، تویی این عاشقانه از سر نادانی من است
محدثه
۲۳
ای کاش امیدی به خوشی‌های جهان بود ای سکۀ اقبال! دریغا که دورویی
عاطفه
۲۲
در بارگاه شاه نجف نوکریم ما با این مقام از همه عالم سریم ما ما را مخوان غلام علی، این مبالغه‌ست از خاک پای قنبر او کمتریم ما بوسیده‌ایم خوشۀ روی ضریح را عمری‌ست مست بادۀ بی‌ساغریم ما سنگی که با ولای تو آمیخت، لعل شد آری! قسم به «در نجف» گوهریم ما اهل ولا بدون بلا سر نمی‌کنند عمری‌ست داغدار غم مادریم ما
M A H I M A
۲۱
هرشب به یاد چشم تو، این شیشۀ شراب بر توبۀ شکستۀ من گریه می‌کند
محدثه
۱۹
خویش را گم کرده‌ام بعد از تو در آوار خویش
محدثه
۱۸
کتابم را مخوان! تنها تو را آشفته خواهد کرد سراسر شرح اندوه است دیوانی که من دارم
محدثه
۱۷
از چشم‌زخم مردم دنیا به دور باد چشمت ـ همان که در پی ویرانی من است ـ
محدثه
۱۷
اگر که پای دلم ماندم از تکبر نیست به پای هرکه به پای تو ماند، می‌مانم
محدثه
۱۶
سزای حرف سبک‌عقل، گوش سنگین است
«سآج»
۱۶
استکان دیگری پر کن که در دنیای ما خواب مستی از عذاب هوشیاری بهتر است
محدثه
۱۵
به نور ماه قسم، شام تار می‌گذرد
arefe
۱۴
بستم به بوسه باز دهان تو را، ببخش! شرمنده‌ام، حریف زبان تو نیستم!
محدثه
۱۳
چگونه فاش نگویم که عاشقت شده‌ام؟
هیچــ🌱ـــــ
۱۲
هرلحظه مرگ، چهره نشان می‌دهد به ما دنیا مگر پس از تو امان می‌دهد به ما؟
یك رهگذر
۱۱
رها نمی‌شوی از خاطرات و می‌دانم که تا سپیدۀ فردا تو نیز بیداری
محدثه
۱۰
وجود من ز تکاپوی زندگی خالی‌ست پس از تو چیست دلم؟ برکه‌ای‌ست بی‌ماهی
محدثه
۱۰
اگر غم تو نباشد، هلاک خواهم شد حیات موج، گره‌خورده با پریشانی‌ست...
یك رهگذر
۹
به وعده‌های تو دل بسته‌ام، ولی افسوس که عمر نوح ندارم... که آدمی فانی‌ست
محدثه
۹
دریغ! شادی دنیا چقدر کوتاه است شکفت تا گل لبخند من، بهار گذشت
یك رهگذر
۸
دنیای ما ز حادثۀ ناگهان پر است
sima_sun
۸