
٪۵۰
کتاب دل بستگی
پدیدآورندگان:
حسین دهلویانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
محدثه
۹۴
من از «دیدار» پرسیدم، تو خندیدی به آرامی
جواب تلخ را رندانه کردی در شکر پنهان
یك رهگذر
۴۶
بیزاریات مجال «خداحافظی» نداد
آهسته گفتمت «به سلامت...»، گریستم
یك رهگذر
۴۳
عشق را فریاد میزد چشم ما، اما دریغ
بر زبان هرگز نیاوردیم... مغروریم ما
Elahe
۳۳
آیا دلت غبار گرفتهست؟ گریه کن
انسان برای پاک شدن گریه میکند
سِـرِشک سَبــز
۳۲
از دورنگیهای مردم خستهام، حق با تو بود
باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل
یك رهگذر
۳۱
با اینکه دلشکسته، ولی ایستادهایم
هرلحظه یاد دوست توان میدهد به ما
حسین
۲۳
این جام دل ماست که بند است به مویی
ماییم و غم عشق... چه سنگی! چه سبویی!
هیچــ🌱ـــــ
۲۳
با ما چه کرده بغض؟ که تا در هوای عشق
لب باز میکنیم، سخن گریه میکند
آیا دلت غبار گرفتهست؟ گریه کن
انسان برای پاک شدن گریه میکند
محدثه
۲۲
میدانم! آنکه دوست ندارد مرا، تویی
این عاشقانه از سر نادانی من است
M A H I M A
۱۹
در بارگاه شاه نجف نوکریم ما
با این مقام از همه عالم سریم ما
ما را مخوان غلام علی، این مبالغهست
از خاک پای قنبر او کمتریم ما
بوسیدهایم خوشۀ روی ضریح را
عمریست مست بادۀ بیساغریم ما
سنگی که با ولای تو آمیخت، لعل شد
آری! قسم به «در نجف» گوهریم ما
اهل ولا بدون بلا سر نمیکنند
عمریست داغدار غم مادریم ما
یك رهگذر
۱۸
میروی؟ باشد، ولی رسم است هنگام وداع
یکدگر را گرم میگیرند یاران در بغل...
عاطفه
۱۸
ای کاش امیدی به خوشیهای جهان بود
ای سکۀ اقبال! دریغا که دورویی
محدثه
۱۶
هرشب به یاد چشم تو، این شیشۀ شراب
بر توبۀ شکستۀ من گریه میکند
محدثه
۱۶
اگر که پای دلم ماندم از تکبر نیست
به پای هرکه به پای تو ماند، میمانم
محدثه
۱۶
از چشمزخم مردم دنیا به دور باد
چشمت ـ همان که در پی ویرانی من است ـ
محدثه
۱۵
کتابم را مخوان! تنها تو را آشفته خواهد کرد
سراسر شرح اندوه است دیوانی که من دارم
محدثه
۱۵
خویش را گم کردهام بعد از تو در آوار خویش
محدثه
۱۴
استکان دیگری پر کن که در دنیای ما
خواب مستی از عذاب هوشیاری بهتر است
arefe
۱۳
به نور ماه قسم، شام تار میگذرد
هیچــ🌱ـــــ
۱۱
چگونه فاش نگویم که عاشقت شدهام؟
محدثه
۱۱
بستم به بوسه باز دهان تو را، ببخش!
شرمندهام، حریف زبان تو نیستم!
یك رهگذر
۱۰
هرلحظه مرگ، چهره نشان میدهد به ما
دنیا مگر پس از تو امان میدهد به ما؟
یك رهگذر
۹
اگر غم تو نباشد، هلاک خواهم شد
حیات موج، گرهخورده با پریشانیست...
محدثه
۹
به وعدههای تو دل بستهام، ولی افسوس
که عمر نوح ندارم... که آدمی فانیست
محدثه
۹
وجود من ز تکاپوی زندگی خالیست
پس از تو چیست دلم؟ برکهایست بیماهی
یك رهگذر
۸
دریغ! شادی دنیا چقدر کوتاه است
شکفت تا گل لبخند من، بهار گذشت
یك رهگذر
۷
کسی که رفته ز دست تو یوسف است عزیز
بر این زیان گران خون ببار! حق داری
یك رهگذر
۷
از پیچ و تاب جادۀ غمبار روزگار
خوشبخت آن کسی است که با همسفر گذشت
یك رهگذر
۷
بهجز خیالِ وصالش چه بود قسمت ما؟
شدیم یک نفر از خیل دوستدارانش
sima_sun
۷
دنیای ما ز حادثۀ ناگهان پر است
