
کتاب گامهای آگاهی: از آیین «آورندگان نور» تا هنر «بازآفرینی»
انتشارات:
انتشارات کلک آزادگان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Moon
۵
زندگی، حرکت است.
همه چیز، حرکت میکند.
حقیقت، در بر دارندۀ همه چیز است.
حقیقت، ساکن نیست.
هر حرکتی، تغییر است.
شما تغییر میکنید.
هر تغییری آفرینش است.
شما میآفرینید.
حسن منصوری
۵
یکی از اصول بسیار منطقی به طور خلاصه چنین است:
همین که شخص تصمیم بگیرد چه کسی باشد،
همۀ آنچه شبیه او نیست، پدیدار میشود.
سارا شاه
۴
«هیچ رویدادی تصادفی نیست؛ طرح و نقشهای وجود دارد و خدا به شیوهای دوستانه در ارتباط با همۀ این طرحهاست!»
سارا شاه
۳
اکنون جهان به نور شما نیاز دارد، نه فردا؛ هماکنون! حتماً این موضوع را میدانید و از همین روست که خواندن این کتاب را آغاز کردهاید.
Moon
۳
جهان پر از خوابگرد است
بسیاری از مردم با ناآگاهی در جهان پرسه میزنند. این حالت را میتوانید در چهرههای آنها در مراکز خرید ببینید که هیچ آگاهی و علاقهای به هر مطلبی که به «آگاهی» یا «جنبش آگاهی» مربوط میشود، ندارند.
اغلب، این مردم شبیه جنازههایی هستند که راه میروند. آنها لبخند بر لب ندارند، بانشاط گام برنمیدارند و بدنشان بیانرژیست.
دیدن این آدمها ناراحتکننده است، اما از آن ناراحتکنندهتر این است که آنها حتی متوجه نیستند چه بر سر خودشان میآورند. مردم به اندازهای از درک عواطف خود دور افتادهاند که اغلب حتی نمیدانند، یعنی آگاه نیستند که واقعاً غمگینند؛ چه رسد به این که بدانند چرا غمگین هستند.
الهام
۱
درد، از ندیدن و درک نکردن این نکته و حرکت نکردن با آنچه هست حاصل میشود
Moon
۱
تو در اتاق هستی تا اتاق را درمان کنی.
تو در فضا هستی تا فضا را درمان کنی.
دلیل دیگری برای وجود تو در اینجا نیست.
Moon
۱
کار شما این است
که هدف زندگیتان را بیافرینید.
با انجام این کار، شما خودتان را میآفرینید.
شما تعیین میکنید که به راستی چه کسی هستید
و چه کسی خواهید شد.
شما هستید که باید دلیلی برای بودن بیافرینید. این کار را تا کنون انجام ندادهاید؛ هنوز دلیلی برای بودن نیافریدهاید.
Moon
۰
واقعاً در بارۀ هدف اصلی زندگی فکر کنید. در این هنگام انواع نظریهها به ذهنتان میآیند و چنان فکر شما درگیر میگردد که سردرگم میشوید.
اما اگر همچنان به فکر کردن ادامه دهید، خیلی زود شروع به تشخیص دادن میکنید. یعنی ذهن شما عقاید احمقانه را بیرون میریزد و فقط چند نظریۀ خوب در فکرتان باقی میماند. سپس همین فهرست هم کوتاهتر میشود تا این که ناگهان میبینید فقط یک فکر در سرتان باقی مانده که به نظر شما هدف زندگیست.
شما پیش از آن که بدانید، میدانید. در حقیقت شما مطالب بسیاری را میدانید که نمیدانید میدانید. شما اطلاعاتی را با خود حمل میکنید که از آنها آگاه نیستید. به سخنی دیگر، میتوان چنین گفت:
شما نیمی از آنچه را میدانید، نمیدانید.
تنها راه تشخیص دانستههایتان این است که به خودتان رجوع کنید تا بدانید.
Mahsa
۰
به همین ترتیب میتوان ترس را هم با یک یادآوری ایجاد کرد تا واکنشهای بدن از نو درست به همان شکل نخستین بار پدید آیند.