
آفتاب ۵۸
۸
در درون همه ما شیطانی وجود دارد که ما را به طرف درد و رنج راهنمایی میکند و آزارمان میدهد و ما همیشه با این شیطان در حال نبرد هستیم
فاطمه زهرا
۲
فکر کردم که چقدر عجیب است، هر حادثهای که رخ دهد زندگی سیر طبیعی و یکنواخت خود را بدون توجه طی خواهد کرد، افرادی که زنده هستند باید زندگی کنند، بخورند، بیاشامند و بخوابند، هیچ بحرانی نمیتواند برنامه روزمره را تغییر دهد.
atena
۲
من معتقدم که عشق در عین حال که تب و تاب خوشی دارد، روی شانههای انسان هم سنگینی میکند.
atena
۱
چقدر خوب بود که میتوانستیم لحظات خوش زندگی را مثل عطر در یک شیشه نگاه میداشتیم، و هر زمان که میخواستیم آن خاطرات خوش را زنده کنیم در شیشه را میگشودیم و تمام آن لحظات و همان صحنهها دوباره تکرار میشدند.
Shadbeh Basir
۰
هیچ دودی از دودکشهایش برنمیخواست و پنجرههای کوچک و مشبک، غمزده به نظر میرسیدند. مثل همه کسانی که خواب میبینند در عالم رویا تحت تأثیر نیرویی ناگهانی و فوقالعاده مثل یک شبح توانستم از میان قفل و زنجیر و موانع بگذرم و وارد محوطه کاخ شوم. جادهای که در مقابلم قرار داشت، مثل گذشته پرپیچ و خم و مملو از درخت به نظر میرسید، ولی بعد از چند لحظه که عمیقتر به اطراف نگریستم متوجه تغییرات زیادی شدم. جاده باریک و متروک شده بود و به هیچ وجه شباهتی به آن جاده آشنا و زیبایی که میشناختم نداشت.