جملات زیبای کتاب نوشتن و همین و تمام | طاقچه
تصویر جلد کتاب نوشتن و همین و تمام

بریده‌هایی از کتاب نوشتن و همین و تمام

امتیاز
۳.۷از ۶ رأی
۳٫۷
(۶)
نویسنده موجودی است غریب، مخالف‌خوان و معنی‌ناپذیر. نوشتن، حرف نزدن است، و دم فروبستن. نوشتن، نعره بی‌صداست. نویسنده فروبسته دَم است اغلب، بیشتر گوش می‌دهد، کمتر حرف می‌زند. چون ممکن نیست آدم بتواند درباره کتابی که نوشته یا حتّی کتابی که مشغول نوشتنش است با کسی حرف بزند. غیرممکن است. نوشتن بر خلاف سینماست، بر خلاف تآتر و تمام هنرهای نمایشی؛ نیز بر خلاف همه تقریرها. از همه اینها دشوارتر است. دشوارترین است. کتاب موجود ناشناخته‌ای است، به شب می‌ماند، بسته است، بله، این‌طور است. کتاب پیش می‌رود، وسعت پیدا می‌کند، در جهاتی پیش می‌رود که آدم تصور می‌کند خودش آن را کشف کرده. کتاب به‌طرف سرنوشت معینی که سرنوشت نویسنده هم هست پیش می‌رود. و سرانجام منتشر که می‌شود، دیگر تمام است: جدا شدنِ نویسنده است از کتاب، کتابِ آمال، مثل اولاد آخر، دردانه همیشه.
طلا در مس
اشک‌هایی است اما، از درد و از گریستن‌ها، از نومیدی‌هایی که هنوز هم نمی‌شود کاریش کرد یا دلیلی برایش یافت. خشم و قهری است سیاسی و ریشه‌دار همچون اعتقاد به خدا. حتّی ریشه‌دارتر از این. و به‌دلیل بی‌پایانی‌اش خطیر هم هست.
دنیای کتاب
لاکان گیجم کرده بود با این جمله‌اش «این زن نباید بداند که نویسنده آن چیزی است که دارد می‌نویسد، وگرنه گم‌وگور می‌شود، و این مصیبتی خواهد بود.» این جمله از نظر من به‌صورت نوعی هویت اصلی درآمد، نوعی حق بیان که با زن‌ها کاملاً بیگانه است. درون دخمه به‌سر بردن، در اعماق، در عزلت کامل، و بعد هم دست یافتن به اینکه تنها کلام می‌تواند نجات‌تان دهد، بدون داشتن مضمونی برای کتاب، بدون اندیشه‌ای برای کتاب، معنی‌اش این است که آدم خود را در برابر کتابی بیابد، بازبیابد. گستره‌ای تهی، کتابی از سر اتفاق، رویاروی هیچ، رویاروی کلامی زنده و عریان، دهشتی است دهشتِ فراز آمدن. به‌گمان من کسی که می‌نویسد اندیشه کتاب به سر ندارد، دستش خالی است، ذهنش خالی است، شناختش از کتاب در حد کلامی است خشک و عور، بی‌پی‌آیند، بی‌پژواک، غریب، با قواعدی ازلی و لازم‌الاجرا: املا، معنا.
پرنی

حجم

۸۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۶۴ صفحه

حجم

۸۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۶۴ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان