
بریدههایی از کتاب مرگ و زندگی
نویسنده:اروین د. یالوم، مریلین یالوم
مترجم:افشین چایچی نصرتی
انتشارات:انتشارات اندیشه احسان
دستهبندی:
امتیاز
۲.۶از ۵ رأی
۲٫۶
(۵)
هرچقدر در عمرتان کمتر زندگی کرده باشید، اضطراب مرگ شما بیشتر است.
کاربر ۴۳۱۱۷۳۶
اگرچه برخوردم با ناتاشا را با دقت بالا یادم هست، همچنان تلاش میکنم که چهرهٔ او را یادآوری کنم، ولی بهکلی از حافظهام پاک شده است. تا سالها فکر میکردم که فرد تنها زمانی واقعاً مرده است که هیچ فرد زندهای قادر به یادآوری چهرهٔ او نباشد. برای من و مریلین این به معنای آن است که ما تا وقتی که کوچکترین نوههایمان زنده هستند همچنان وجود داریم. شاید این بخشی از دلیل ناراحتی من در زمانی باشد که دیگر ن
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
چقدر از چیزهایی که نوشتهام و در شرف نوشتن آنها هستم خبر داری؟ با اطمینان کامل، ذهن بالغ، علمی و منطقی من میگوید «صفر، هیچ چیز»، در حالی که ذهن کودکم، ذهن شکننده، گریان، گوشبهزنگ و عاطفیام میخواهد از زبان تو بشوند: «من همه چیز را میدانم ارو عزیزم. من در کنارت و هر لحظه از عمرت را همراهت بودهام
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
تو به توصیهٔ نیچه عمل کردی و در زمان درست مردی!
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
مطمئن هستم که در حال نزدیک شدن به پایان زندگیام هستم و هنوز عجیب است که اضطراب کمی دربارهٔ مرگ دارم (دورهٔ آرامش خاطر عجیبی را تجربه میکنم). حالا، هر بار که به مرگ فکر میکنم، فکر «پیوستن به مریلین» به من آرامش میدهد. شاید نباید فکری را که چنین اثر آرامشبخشی دارد زیر سوال ببرم، ولی نمیتوانم از شکگراییام فرار کنم. بالاخره، پیوستن به مریلین چه معنایی دارد؟
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
جمجمهات. بله، بله، البته که تفکر منطقی به من میگوید که من و تو آنجا نخواهیم بود، آنچه که باقی میماند گوشت و استخوانی بیحس، بدون روح و در حال فاسد شدن است. با این حال، این ایده، نه واقعیت، به من آرامش میدهد. من که مادیگرای متعصبی هستم، منطق را کنار میگذارم و بدون شرم مجذوب تفکری کاملاً خیالی میشوم که اگر من و تو در تابوت یکسانی باشیم، برای همیشه با هم خواهیم بود.
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
البته که این غیرواقعی است. البته که هرگز نمیتوانم به تو بپیوندم. من و تو دیگر هیچوقت وجود نخواهیم داشت. این خیالی بیش نیست! از وقتی ۱۳ سالم بود، هیچوقت هیچ گونه دیدگاه دینی یا معنوی دربارهٔ زندگی پس از مرگ را جدی نمیگرفتم. در عین حال، این که منی که دانشمند و شکاکی سرسخت هستم از فکر پیوستن به همسر مردهام آرامش میگیرم خودش نشاندهندهٔ تمایل فوقالعاده قدرتمند ما انسانها به بقا و تنفرمان از فراموشی است. من احترامی تازهای برای قدرت و اثر آرامشبخش تفکر جادویی قائلم.
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
مطالعه کرده است. جملات پایانیاش:
ولی چرا دکتر یالوم آنقدر از مرگ میترسد؟ جسم میمیرد، ولی هوشیاری مثل رودخانه است و در طول زمان جاری ... وقتی مرگ از راه میرسد، وقت خداحافظی با این دنیا، جسم انسانی و خانواده است... ولی این پایان کار نیس
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
حجم
۸۹۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۶۰ صفحه
حجم
۸۹۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۶۰ صفحه
قیمت:
۸۸,۰۰۰
تومان