
Fateme Farjam
۶
پدرم خیلی مادر را دوست داشت و این موضوع به من احساس امنیت و آرامش میبخشید.
Fateme Farjam
۵
فکر میکنم تابستان همان سال، زمانی که پدرم تخت لین را از اتاق بیرون برد و همراه هم برای عذرخواهی نزد آقای لیندون رفتیم، فهمیده که حق انتخاب با خودمان است؛ ما یا باید تا ابد همچنان خانوادهای ناراضی و ناراحت باقی میماندیم یا اینکه تصمیم میگرفتیم طور دیگری زندگی کنیم.
جو مارچ
۲
میگفت بالاخره یک روز پولدار میشویم و برای پدر و مادرمان هفت تا خانه میخریم. اما قبل از آن، پدر و مادرمان برای ما یک خانه میخرند.
Sepid
۰
لین این توانایی را داشت که با استفاده از یکی از وسایل بسیار ساده، مثل یک جعبه دستمالکاغذی ثابت کند دنیا چقدر شگفتانگیز و غریب است. او میتوانست این مسئله را با روشهای متعدد ثابت کند، با دستمالکاغذی، حباب صابون یا حتی دستهای چمن. و این بود مضمون اصلی زندگی خواهر من.
