میدانستید که کتابها میتوانند شما را به جاهایی ببرند که قبلاً هرگز نرفتهاید؟
pejvak
«میدانستید که چندهزار سال است مردم دارند سیب میخورند؟»
من گفتم: «باید تندتر بجوند.» همه زدند زیر خنده.
hedgehog
به دلایلی، آدمبزرگها وقتی عصبانی میشوند همیشه دستهاشان را به کمر میزنند.
hedgehog
اسم من اِی. جِی است و از مدرسه بدم میآید.
بهنظر من، توی مدرسه نباید به بچهها خواندن و نوشتن یاد بدهند. نباید ریاضی درس بدهند. باید به بچهها فوت و فن تردستی با دوچرخه را یاد بدهند. این کاری است که دلم میخواهد یاد بگیرم! ولی معلم من، خانم بریج، فکر میکند خواندن و نوشتن و ریاضی حل کردن واقعاً مهم است.
hedgehog
آندریا روی اعصاب من راه میرود. اگر کسی بهش بگوید که بیادبانه
رفتار کن، اصلاً نمیداند چهکار کند.
کاربر ۱۱۵۰۴۶۷
مرد ارتشی گفت: «بهترین راه حفظ صلح، آمادگی در برابر جنگ است.»
hedgehog
کتابخانه بخشی از مدرسه است که صدها جلد کتاب دارد و میشود آنها را با خودمان ببریم خانه.
hedgehog
دوستم پیتر، که خانهاش نبش خیابان ماست و سال پیش کلاس دوم بود، به من گفت که اگر کتاب را بهموقع به کتابخانه برنگردانی، کتابدار میاندازدت توی سیاهچالی که توی زیرزمین مدرسه است. حرفش را زیاد باور نکردم.
hedgehog
پرسیدم: «شما خانم دانته هستی؟»
مرد ارتشی گفت: «اصلا و ابدا. من اولین رئیسجمهور و پدر کشور هستم.»
hedgehog
بهنظر بچهها هرچیزی که به دستشویی مربوط میشود، خندهدار است. اگر شما بخواهید دوستتان را بخندانید، فقط کافی است به او بگویید دستشویی، یا زیرشلواری. این دو کلمه همیشه کارساز است.
hedgehog
بیایید کتابخانه را نشانتان بدهم. میدانستید که کتابها میتوانند شما را به جاهایی ببرند که قبلاً هرگز نرفتهاید؟ کتابها به ما کمک میکنند تا دنیا را کشف کنیم.
hedgehog
کتابهای داستانی، فیکشن، یعنی داستانهای ساختگی و خیالی، و کتابهای غیرداستانی یا نان فیکشن یعنی کتابهایی که بر پایهٔ واقعیت است.
hedgehog
آقای ناوال مدیر مدرسهی ماست. یعنی مثل شاه مدرسه است. یکبار من توی دردسر افتادم و معلم من را فرستاد دفتر آقای ناوال. وقتی رفتم آنجا، مدیر تنبیهم که نکرد هیچ، تازه بهِم شکلات هم داد. آقای ناوال خیلی باحال است!
hedgehog