جملات زیبای کتاب خانم لیزار، ما را گذاشته سر کار! | طاقچه
تصویر جلد کتاب خانم لیزار، ما را گذاشته سر کار!subscriptionAvailable

کتاب خانم لیزار، ما را گذاشته سر کار!

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴ رأی)
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
n.hasanzade
۱
خانم لیزار گفت: "مهم نیست ببری یا ببازی، ای.جی. مهم این است که چه‌طوری بازی می‌کنی.
👸🏻ملکه فاطمه👸🏻
۰
حیرت‌آور بود! خانم لیزار واقعاً قدبلند بود. به‌نظرم قدش یک میلیون سانتی‌متر بود! کم مانده بود سرش به حلقهٔ بسکتبال برسد. انگار که غولی وارد سالن شده بود. باید بلندترین آدم کل تاریخ جهان باشد!
دکتر بازیگوش😝
۰
خانم لیزار فریاد زد: "با یارتان بچرخید و بچرخید!" آندریا حدود یک میلیون دفعه دورم چرخید. رایان فریاد زد: "بچه‌ها، اِی. جِی را ببینید!" ــ رایان، خفه!
دکتر بازیگوش😝
۰
چپم را به مچ پای راست آندریا بستم. حالم از این کار به‌هم می‌خورد، اما چاره‌ای نداشتم. رایان گفت: "بچه‌ها، اِی‌جی را نگاه کنید، یار آندریا شده!" همه خندیدند. مایکل هم گفت: "خوش بگذرد!" گفتم: "خفه!" واقعاً که! به این‌ها هم می‌گویند دوست؟ صورتم سرخ شده بود و اگر پایم به پای آندریا بسته نبود، خدمت آن دوتا می‌رسیدم.
hedgehog
۰
آندریا از آن بچه‌هایی است که برای هر چیزی کلاس می‌روند. فقط کافی است عطسه کند تا مادرش اسمش را توی کلاس عطسه کردن بنویسد.