
دکتر بازیگوش😝
۱
همان برنامهٔ چرندِ آمِریکن آیدِل بود؛ برنامهٔ کشف استعدادهای جدید موسیقی. توی آن برنامه، مردم میروند روی صحنه و آهنگهای چرند میخوانند و داورهای چرند هم به آنها میگویند چقدر بد میخوانند. مردم هم به خوانندهها رأی میدهند و خوانندهها یکییکی از مسابقه بیرون میروند تا فقط یک نفر باقی میمانَد. چرا آقای ناوالِ مدیر از ما میخواهد که این برنامهٔ چرند را نگاه کنیم؟
دکتر بازیگوش😝
۱
آقای لورینگ تقریباً صد میلیون سالش است و موهای بلند و جوگندمی دارد. آقای لورینگ به ما گفت یک قرن پیش وقتی کوچک بود، تلویزیون هنوز اختراع نشده بود. هیچ میتوانید تصور کنید توی یک دنیای بدون تلویزیون زندگی کنید؟ حتماً دنیای وحشتناکی بوده! اگر من تلویزیون نداشتم، بیبرو برگرد میمُردم.
دکتر بازیگوش😝
۱
سال پیش معلم کلاس اولمان به ما گفت مدل هندی بنشینیم، اما توی دردسر افتاد چون چند تا از بچههای هندی بهشان برخورد. برای همین، خانم معلم به ما گفت شبیه پریتزِل، یعنی همان چوبشور مدل پیچپیچی بنشینیم، اما خانم بریج به ما نمیگوید مثل هندیها یا پریتزل بنشینیم، فقط میگوید چهارزانو بنشینیم، که اصلاً معنی ندارد، چون ما فقط دو تا زانو داریم.
دکتر بازیگوش😝
۰
رایان و مایکل باورشان نمیشد که من راستیراستی قسمت عروسی با آندریا را اجرا کنم. به آنها گفتم آقای کاماره گفته اگر خیال کنم که آندریا موتور صحرایی است، این کار زیاد وحشتناک نمیشود.
رایان گفت: "من که هیچوقت حاضر نیستم با موتور صحرایی عروسی کنم."
پرسیدم: "پس تو حاضری با چی عروسی کنی؟"
رایان گفت: "من عاشق فوتبال آمریکاییام. من با فوتبال آمریکایی عروسی میکنم."
دکتر بازیگوش😝
۰
وقتی روی صحنه ایستاده بودیم و همه تشویقمان میکردند، آندریا بهم گفت: "ببخش، اِی. جِی.، نتوانستم کنارت بایستم و قسمت آخر نمایش را اجرا کنم. میترسیدم رویت بالا بیاورم."
گفتم: "ممنون. من هم همینطور."
رایان گفت: "اوووه! اِی. جِی. و آندریا دارند با هم پچپچ میکنند، حتماً از همدیگر خوششان میآید!"
دکتر بازیگوش😝
۰
میرسیم. وحشتناک بود.
دو سه دقیقه به قسمت آخر مانده بود. همهٔ بازیگرها روی صحنه بودند.
آندریا درست کنار من ایستاده بود. از دلشوره داشتم میمُردم.
مایکل به طرفم خم شد و یواش توی گوشم گفت: "یادت باشد آندریا موتور صحرایی است."
دکتر بازیگوش😝
۰
گفتم: "اَه اَه! حالم به هم خورد! اگر یک میلیون دلار هم به من بدهند، حاضر نیستم با آندریا عروسی کنم."
مایکل گفت: "تو مجبوری این کار را بکنی و کسی حتی یک سنت هم بهت نمیدهد."
بعد مایکل و رایان با هم دَم گرفتند:
"اِی. جِی و آندریا
قراره همین روزا
با هم عروسی کنن!"
n.hasanzade
۰
وقتی بالاخره آندریا آوازش را تمام کرد، پرسیدم: "تو تکخوانی هم بلدی؟"
گفت: "البته که بلدم."
"پس چرا نمیروی یک گوشه و تکی واسهٔ خودت بخوانی که ما صدایت را نشنویم؟"
رایان و مایکل از حرف بامزهٔ من غش و ریسه رفتند. آنها دوستهای واقعیاند.
دکتر بازیگوش😝
۰
کی از توی ظرف شیرینی، شیرینی دزدیده؟" آهنگش اینجوری است:
کی از توی ظرف شیرینی، شیرینی دزدیده؟
اِی. جِی. از توی ظرف شیرینی، شیرینی دزدیده.
کی، من؟
بله، تو.
من این کار را نکردم.
پس کی کرده؟
رایان از توی ظرف شیرینی، شیرینی دزدیده.
قبلاً از این آهنگ خوشم میآمد، اما آقای لورینگ از بس مجبورمان کرد آن را بخوانیم دیگر دلم نمیخواست تا آخر عمر لب به شیرینی بزنم.
دکتر بازیگوش😝
۰
آندریا عاشق همهٔ چیزهایی است که به مدرسه مربوط میشوند. او حتی عاشق مشق نوشتن است. یک روز آندریا از خانم بریج پرسید که میشود آنها بیشتر مشق بنویسند! باورتان میشود کسی از معلمش بخواهد که مشق بیشتری بدهد؟
آندریا عجیب و غریب است.
دکتر بازیگوش😝
۰
وقتی از جلوی کلاس هنر میگذشتیم، آندریا گفت: "مامانم بهم گفته موسیقی روح را پاک و تمیز میکند."
گفتم: "شاید بد نباشد حمام کردن را امتحان کنی."
رایان و مایکل به حرف بامزهٔ من خندیدند.
آندریا گفت: "اِی. جِی.، اگر تو به جای اینکه مدام بنشینی و تلویزیون تماشا کنی آواز میخواندی، اینقدر بدجنس نمیشدی.
دکتر بازیگوش😝
۰
بعد آندریا آوازی دربارهٔ خورشیدی که فردا طلوع میکند خواند. وحشتناک بود. پلیس اگر میخواهد جنایتکارهای توی زندان را مجازات کند، باید آندریا را استخدام کند تا برایشان آواز بخواند.