جملات زیبای کتاب آقای مکی، رئیس جمهور الکی | طاقچه
تصویر جلد کتاب آقای مکی، رئیس جمهور الکی

بریده‌هایی از کتاب آقای مکی، رئیس جمهور الکی

۴٫۳
(۱۲)
فردای آن روز، درست بعد از مراسم صبحگاهی، آقای مکی سرش را از لای در کرد توی کلاس ما و پرسید: «ببینم، همه‌تان برای جشن روز ریاست‌جمهوری هیجان دارید؟» همهٔ دخترها گفتند: «بله!» همهٔ پسرها گفتند: «نه!» آ
👸🏻ملکه فاطمه👸🏻
همین ثابت می‌کند هر خِنگی می‌تواند وقتی بزرگ شد رئیس‌جمهور آمریکا شود.
نیلوفر دریاچه
«نپرسید کشورتان چه کاری می‌تواند برایتان بکند. بپرسید شما چه کاری می‌توانید برای کشورتان بکنید.
Zahra Darvishi
درست همان‌موقع معرکه‌ترین فکر تاریخ جهان به ذهنم رسید! تصمیم گرفتم به هیچ کدامشان رأی ندهم. تکه‌کاغذم را برداشتم و رویش نوشتم: من به آقای وول‌وولی رأی می‌دهم. کاغذم را رد کردم به بیلی، پسر بی‌لباسه، بیلی هِرهِر خندید و کاغذ را داد به رایان. رایان هِرهِر خندید و کاغذ را داد به مایکل. آن‌ها کاغذ را دست به دست به تمام ردیف‌ها دادند تا اینکه همهٔ بچه‌های کلاسمان آن را دیدند. نمی‌دانم بعدش چه اتفاقی افتاد، اما توی سالن چندمنظوره یک‌عالمه صدای هِرهِر خنده شنیدم.
دکتر بازیگوش😝
متوجه شدم که آندریا و امیلی مدام برمی‌گردند ما را نگاه می‌کنند و هِرهِر می‌خندند. دخترها همیشه هِرهِر می‌خندند. آندریا و امیلی به احتمال زیاد داشتند دربارهٔ چیزهای دخترانه مثل عطر یا اینکه چند جفت کفش دارند، حرف می‌زدند. ما پسرها دربارهٔ چیزهای مهم‌تری حرف می‌زنیم، مثل اینکه آیا رئیس‌جمهور توی لباس خوابش تلویزیون دارد یا ندارد؟
دکتر بازیگوش😝
آقای مکی باز هم بدو از توی کلاس رفت بیرون. این‌بار که برگشت، پیراهن زنانه پوشیده بود! رایان پرسید: «حالا کی هستید؟» گفت: «من فرانکلین روزولت هستم. سی و دومین رئیس‌جمهور. مامانم تا پنج‌سالگی مجبورم می‌کرد لباس دخترانه بپوشم.» گفتم: «مادرتان یک چیزیش می‌شده.»
دکتر بازیگوش😝
می‌دانستید اندرو جانسون هفدهمین رئیس‌جمهور هیچ‌وقت به مدرسه نرفته بود؟ درسته! حتی تا سن هفده‌سالگی نمی‌توانست بخواند و بنویسد! می‌بینید؟ همین ثابت می‌کند هر خِنگی می‌تواند وقتی بزرگ شد رئیس‌جمهور آمریکا شود.
Zahra Darvishi
هر معلمی تعداد رأی‌های کلاسش را به خانم اسپاک می‌گفت و او هم تعداد رأی‌ها را جمع می‌کرد. حدود صد میلیون دقیقه طول کشید تا او بالاخره تکه کاغذی را به دست آقای ناوال داد. «و رئیس‌جمهور مدرسهٔ اِلامنتری کسی نیست جز... آقای وول‌وولی؟!» همهٔ بچه‌ها فریاد کشیدند، دست زدند و تشویق کردند. حیوان خانگی بیلی، پسر بی‌لباسه، رئیس‌جمهور جدید مدرسهٔ اِلامنتری شده بود! همه فریاد زدیم: «آفرین آقای وول‌وولی. هورا، هورا!»
دکتر بازیگوش😝
چرا دخترها همیشه می‌خواهند کتاب بخوانند، چیز یاد بگیرند، گزارش بدهند و با لباس مبدل نمایش بدهند؟ آن‌ها چه‌شان شده؟ دخترها عجیب و غریب‌اند. چرا ما هیچ‌وقت دور هم نشستن و تلویزیون صفحه‌بزرگ تماشا کردن را جشن نمی‌گیریم؟ خانم بریج گفت: «به نظر من هم فکر خیلی خوبی است.» البته چون خودش هم دختر است.
دکتر بازیگوش😝
دوستم بیلی، که خانه‌اش نبش خیابان ماست، به من گفت اگر زیاد کتاب بخوانم کور می‌شوم. من هم برای اینکه یک وقت بلایی سرم نیاید، خیال دارم دیگر تکلیف‌های مدرسه‌ام را انجام ندهم، پس کور نمی‌شوم.
دکتر بازیگوش😝
دستم را بلند کردم. آندریا یانگ، همان دختره که موهای فرفری قهوه‌ای دارد و روی اعصاب من راه می‌رود هم دستش را بلند کرد. او مثل همیشه داشت دستش را توی هوا تکان می‌داد. آندریا فکر می‌کند عقل‌کل است اما در عوض خانم بریج من را صدا کرد. پس دماغ سوخته می‌خریم! گفتم: «روز ریاست‌جمهوری روز مخصوصی است، چون ما آن روز تعطیلیم و مدرسه نمی‌آییم. هر روزی که ما تعطیل باشیم، روز مخصوصی است.» همه زدند زیر خنده، با اینکه چیز خنده‌داری نگفته بودم.
دکتر بازیگوش😝
مایکل گفت: «روز ریاست‌جمهوری روز مخصوصی است چون آن روز فروشگاه‌ها تلویزیون‌های صفحه‌بزرگ حراج می‌کنند. بابام می‌خواهد یکی بخرد. از آن خیلی بزرگ‌هایش.» به مایکل گفتم: «تلویزیون‌های صفحه‌بزرگ خیلی باحال‌اند.» تنها چیزی که بهتر از تماشا کردن تلویزیون است، تماشا کردن تلویزیون صفحه‌بزرگ است.
دکتر بازیگوش😝
آقای مکی همیشه سعی می‌کند مجبورمان کند کتاب بخوانیم. مشکلش چیه؟ مگر نمی‌داند کتاب خواندن خیلی حوصله‌سربَر است؟ شما چرا دارید این کتاب را می‌خوانید؟ اگر به جای شما بودم، کار مفیدتری می‌کردم، مثل تماشا کردن تلویزیون صفحه‌بزرگ.
دکتر بازیگوش😝
دوستم بیلی، که خانه‌اش نبش خیابان ماست، به من گفت اگر زیاد کتاب بخوانم کور می‌شوم. من هم برای اینکه یک وقت بلایی سرم نیاید، خیال دارم دیگر تکلیف‌های مدرسه‌ام را انجام ندهم، پس کور نمی‌شوم.
دکتر بازیگوش😝
شفاهی یعنی « دهانی»، پس گزارش شفاهی یعنی گزارشی که از دهانتان بیرون می‌آید. فقط بچه‌های باهوش و بااستعداد کلمه‌های سختی مثل این را بلدند.
دکتر بازیگوش😝