
szahra
۲۲
باید قبل از رفتن به جهنم با خدا حرف میزد و بهاش میگفت که اگر خودش آدمی را یک جور خاصی آفریده، دیگر نباید انتظار داشته باشد طرف مثل آدم دیگری رفتار کند.
szahra
۸
تمام عمر بهاش گفته بودند انگار از سیارهٔ دیگری آمده است. به نظرش میآمد بالاخره با یکی از ساکنان سرزمین خودش روبهرو شده و این دقیقاً همان چیزی بود که در زندگی همیشه جای خالیاش را حس میکرد.
Parinaz
۷
واقعاً ما دربارهٔ دیگران چه میدانیم، حتی دربارهٔ آدمهایی که از همه به ما نزدیکترند.
katy
۶
در هر خانوادهای همیشه یکی هست که جور همه را میکشد تا تعادل بین نظم و بینظمی حفظ شود تا دنیا از حرکت نایستد.
Mahla
۵
عشق اگر سرِ آمدن نداشته باشد، نه تختخواب افاقه میکند نه حتی مهربانی و خوشرفتاری.
Mary gholami
۴
عشق اگر سرِ آمدن نداشته باشد، نه تختخواب افاقه میکند نه حتی مهربانی و خوشرفتاری.
katy
۴
درد سنگ برای همه پیش نمیآید، اما هر خانوادهای سنگهای خودشان را دارند؛ سنگهایی که باید کشفشان کنند، تحملشان کنند و یاد بگیرند دوستشان داشته باشند.
szahra
۳
به نظر او پدربزرگ اتفاقاً مرد خوشاقبالی هم بود. میگفت مادربزرگ دیوانه نیست، بندهای از بندگان خداوند است که خدا موقعی که حوصلهٔ خلقِ زنهای معمول را نداشته او را خلق کرده. میگفت خداوند مادربزرگ را در لحظهای پُرشور خلق کرده. مادربزرگ از ته دل میخندید و میگفت او هم دیوانه است و دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.
Maryam
۳
واقعاً ما دربارهٔ دیگران چه میدانیم، حتی دربارهٔ آدمهایی که از همه به ما نزدیکترند.
Maryam
۳
دلتنگی چیز غمانگیزی است، البته گاهی قدری هم مسرتانگیز.
Mahla
۳
همه خوشحال بودند جز مادربزرگ که آن پیشرَویها و عقبنشینیها، پیروزیها و شکستها برایش هیچ معنایی نداشت.
Mary gholami
۲
در هر خانوادهای همیشه یکی هست که جور همه را میکشد تا تعادل بین نظم و بینظمی حفظ شود تا دنیا از حرکت نایستد.
Parinaz
۲
باید قبل از رفتن به جهنم با خدا حرف میزد و بهاش میگفت که اگر خودش آدمی را یک جور خاصی آفریده، دیگر نباید انتظار داشته باشد طرف مثل آدم دیگری رفتار کند.
منزوی
۲
شاید چون در نهایت عشق یعنی خود را به دست سحروجادو سپردن، چون عشق قاعدهوقانون ندارد،
Fatima
۲
اگر قرار است فرصت دیداری در این دنیا دست ندهد، کاری کن که حداقل جای خالیات را احساس کنم.
Fatima
۲
به جای آنکه تمیزکاری کنم، اخبار وضعیت عراق را خواندم با این امریکاییهایی که معلوم نیست قصد آزادی کشورها را دارند یا اِشغال آنها را.
szahra
۱
عشق نه سنوسال میشناسد و نه چیزی جز خودش را.
katy
۱
اینکه به نفع آدم دیگری کنار بکشی، باید واقعاً عاشقش باشی.
منزوی
۱
حتی حاضر بود گدایی کند و روی نیمکتها بخوابد و اگر از ذاتالریه یا گرسنگی میمُرد هم که چه بهتر.
meisam.m
۱
اگر شبها ما میتوانیم بدون هیچ کابوسی بخوابیم، اگر ازدواج بابا و مامان همیشه بیتنش مانده، اگر دارم با اولین نامزدم ازدواج میکنم، اگر ترس و اضطراب زندگیمان را پُر نکرده و فکر خودکشی به سرمان نمیزند و خودمان را توی سطل زباله نمیاندازیم و خودمان را زخمی نمیکنیم، به خاطر مادربزرگ است، که به جای ما جور همهچیز را کشیده است. در هر خانوادهای همیشه یکی هست که جور همه را میکشد تا تعادل بین نظم و بینظمی حفظ شود تا دنیا از حرکت نایستد.
ایراندُخت
۱
در حقیقت، به نظر مامان در هر خانوادهای یک نفر باید جور بدبختیها را بکشد. چون زندگی همین است، تعادل دوکفه است، اگر غیر این باشد دنیا سنگ میشود و از حرکت میایستد. اگر شبها ما میتوانیم بدون هیچ کابوسی بخوابیم، اگر ازدواج بابا و مامان همیشه بیتنش مانده، اگر دارم با اولین نامزدم ازدواج میکنم، اگر ترس و اضطراب زندگیمان را پُر نکرده و فکر خودکشی به سرمان نمیزند و خودمان را توی سطل زباله نمیاندازیم و خودمان را زخمی نمیکنیم، به خاطر مادربزرگ است، که به جای ما جور همهچیز را کشیده است. در هر خانوادهای همیشه یکی هست که جور همه را میکشد تا تعادل بین نظم و بینظمی حفظ شود تا دنیا از حرکت نایستد.
Mahla
۱
عشق از هر چیز دیگری ارزشمندتر است.
Mahla
۱
همهٔ زورش را زده بود تا خودش را متقاعد کند که همان زندگیای که دارد بهترین زندگی ممکن است، نه آن زندگیای که دلتنگش است و آرزویش را دارد.
Maryam
۰
تمام عمر بهاش گفته بودند انگار از سیارهٔ دیگری آمده است. به نظرش میآمد بالاخره با یکی از ساکنان سرزمین خودش روبهرو شده و این دقیقاً همان چیزی بود که در زندگی همیشه جای خالیاش را حس میکرد.
katy
۰
اگر قرار است فرصت دیداری در این دنیا دست ندهد، کاری کن که حداقل جای خالیات را احساس کنم.
زرین
۰
باید قبل از رفتن به جهنم با خدا حرف میزد و بهاش میگفت که اگر خودش آدمی را یک جور خاصی آفریده، دیگر نباید انتظار داشته باشد طرف مثل آدم دیگری رفتار کند.
کاربر ۳۸۰۶۴۶۴
۰
عشقی که زیباترین چیزِ دنیاست و تنها چیزی است که ارزشش را دارد به خاطرش چهارِ صبح از جایت بلند شوی و بعد از رتقوفتق کارهای خانه بروی سرِ مزرعه و بعد از آن هم کلاس گلدوزی که در حد مرگ کسالتبار است و بعد کوزهبهسر بروی تا کنار چشمه آب بیاوری و هر ده روز یکبار تمام شب بیدار بمانی و نان بپزی، بعد هم از چاه آب بکشی و به مرغها غذا بدهی.
rachel
۰
شما رفتار یه شاهزادهخانم رو دارید. نگران دنیای اطراف خودتون نیستید، این دنیاست که باید نگران شما باشه. وظیفهٔ شما فقط بودنه. مگه نه؟»
Mahla
۰
تمام عمر بهاش گفته بودند انگار از سیارهٔ دیگری آمده است. به نظرش میآمد بالاخره با یکی از ساکنان سرزمین خودش روبهرو شده و این دقیقاً همان چیزی بود که در زندگی همیشه جای خالیاش را حس میکرد.
کتابها مرا صدا میزنند...
۰
«بیافسون، زندگی فقط وحشتی بزرگ است.»
