به نظر او پدربزرگ اتفاقاً مرد خوشاقبالی هم بود. میگفت مادربزرگ دیوانه نیست، بندهای از بندگان خداوند است که خدا موقعی که حوصلهٔ خلقِ زنهای معمول را نداشته او را خلق کرده. میگفت خداوند مادربزرگ را در لحظهای پُرشور خلق کرده. مادربزرگ از ته دل میخندید و میگفت او هم دیوانه است و دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.