جملات زیبای کتاب درخت خون | طاقچه
تصویر جلد کتاب درخت خون

بریده‌هایی از کتاب درخت خون

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۹از ۱۴ رأی
۳٫۹
(۱۴)
شادی‌های من کوتاه بود و رنجم بی‌پایان.
Niloofar Hamidian
سال‌ها شیرهٔ وجود در جوهرِ قلم ریختم تا ذره‌ای زیبایی به این جهانِ زشتی‌ها بیفزایم که غم نان مرا از خیال و آرزو بازداشت.
خیال
مگر هنر جز برای کاهیدنِ غم در زندگی است؟
خیال
یکی گفت در ایران کشتنِ وزیران عار نیست اما شهید کردنِ قدیسان ننگ باشد
ati_abaan
‫«تصدق‌تان شوم! این‌قدر از آدمیزاد اعراض نکنید. دانم که عشق از دست داده‌اید و باز دانم در هر نار سوزی است و از هر سوز نوری آید و از آن نور شوری خیزد و از هر شور ذوقی شود و چون نار نماند دیگر چه نوری و چه سوزی و چه شوقی برای چه ذوقی بماند. خدا از نَفَس من بِبُرد و به صبر شما بیفزاید. اما در این جهان کم‌تر ستاره‌ای برجیس می‌شود و کم‌تر مظلومی جرجیس. و چون اجازت دهید عارضم که حضرتِ کمال‌الملک که بناست کارها به دیگری سپارند و در فراغتِ چندساله عازم شوند به فرنگ از برای تحصیل اظهارِ تمایل به دیدارتان کرده‌اند و امروز در نقاش‌خانه با ایشان رودررو می‌شوید. مژده آن‌که انگار لقبِ نقاش‌باشی در انتظار شماست. خدای را شکر که از همین آغاز صاحبِ تاج و دافعِ داج، حضرتِ واهبُ الالقاب، نظرِ لطف و عنایت به شما دارد.»
nmroshan
اما قلبی که مهرِ زنی در آن خانه نکرد چگونه عشقِ وطن را در خود راه دهد.
Mohammad Jamali
من خوشبختی را در تنهایی جستم، در نقاشی و دوری از دیگران. آن‌چنان از آدمیزاد بیزار بودم که سال‌ها از دیدنِ خود در آینه پرهیز کردم. اما دایرهٔ خلوتم آن‌قدر کوچک و ناچیز شده که دیگر در آن جای نمی‌گیرم؛
خیال
دیگر تصویری جز تصورِ تو برایم نمانده.
خیال
عجب که چشیدنِ رنج بزرگ‌ترین آموزگارم بود.
خیال
دستِ روزگار آرزوهای او را کوچک کرده بود
خیال
این‌ها مگر در دارالفنون‌ها چه می‌آموزند؟ فقط پیکره می‌کشند و تصویرِ شاه. و وقتی بیرون می‌آیند غلامانِ علایقِ شاه‌اند نه شاهِ علایقِ خود. من اما آزاد بودم. می‌خواستم جهان را نه آن‌گونه که هست، آن‌گونه که بایسته است به تصویر کشم.
خیال
چه خام بودم و از آن پس چه تلخ پخته شدم.
خیال

حجم

۱۲۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۹۹ صفحه

حجم

۱۲۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۹۹ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
۳۵,۰۰۰
۵۰%
تومان