جملات زیبای کتاب چگونه آزاد باشیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چگونه آزاد باشیم

بریده‌هایی از کتاب چگونه آزاد باشیم

نویسنده:اپیکتتوس .
انتشارات:نشر چرخ
امتیاز
۳.۸از ۱۰ رأی
۳٫۸
(۱۰)
اگر کسی در کوچه‌وخیابان به بدن تو دست‌درازی کند، تو خشمگین خواهی شد. بااین‌حال ذهنت را به هر کس که از راه رسید می‌سپاری، کسی که ممکن است به آن تعرض کند یا به عذاب و سراسیمگی دچارش سازد. آیا از آن شرم نمی‌کنی؟
الهام راگا
به یاد داشته باش آن‌چه به تو آسیب می‌رساند نه افراد گستاخ و پرخاشگر، که باور توست که آن‌ها به تو آسیب می‌رسانند. پس هر زمان کسی تو را خشمگین کرد، بدان که خشم تو در واقع از داوری خود تو نشئت می‌گیرد. پس بکوش تا اثر آن اختیار از کَفَت نبرد. اگر درنگ کنی و به خودت زمان بدهی به‌آسانی خود را مهار خواهی کرد.
shahram238
به یاد داشته باش آن‌چه به تو آسیب می‌رساند نه افراد گستاخ و پرخاشگر، که باور توست که آن‌ها به تو آسیب می‌رسانند. پس هر زمان کسی تو را خشمگین کرد، بدان که خشم تو در واقع از داوری خود تو نشئت می‌گیرد. پس بکوش تا اثر آن اختیار از کَفَت نبرد. اگر درنگ کنی و به خودت زمان بدهی به‌آسانی خود را مهار خواهی کرد.
الهام راگا
مرگ، تبعید و هر چیز دهشتناک دیگری را هرروزه پیش چشم داشته باش، به‌ویژه مرگ را. در آن صورت هرگز نه هیچ فکر رذیلانه‌ای به سرت خواهد زد و نه به هیچ‌چیز زیاده اشتیاق خواهی یافت.
الهام راگا
هیچ‌چیز به‌خودی‌خود موجب رنج و زحمت آدمیان نیست، بلکه این باورهای ما دربارهٔ آن‌هاست که موجب رنج‌مان می‌شوند. به عنوان مثال، مرگ امر هولناکی نیست (که اگر بود در نظر سقراط نیز سهمگین می‌آمد)، آن‌چه هولناک است باوری است که مرگ را دهشتناک می‌شمارد. پس هر زمان که ما ناامید، آشفته یا در عذاب هستیم، نباید کسی جز خودمان را، یعنی باورهای خود را، مسئول این پریشانی بدانیم. مردمان عامی وقتی گرفتار می‌شوند، دیگران را سرزنش می‌کنند. آن‌ها که در تحصیل دانش‌اند، خود را مقصر می‌دانند. اما آن که به‌راستی فرهیخته باشد، هیچ‌کس را مقصر نمی‌داند، نه خود و نه هیچ‌کس دیگر را.
shahram238
بهای به دست آوردنِ توجه چاپلوسی و تملق است.
ویماند
در انجام دادن هر کاری مقدمات و نتایج آن را بسنج و تنها پس از آن دست به عمل بزن. اگر این کار را نکنی، با شوروشوقی آغاز خواهی کرد که از سر فکر نکردن به پله‌های بعدی است. پس وقتی دشواری‌ها سر برمی‌آورند، تسلیم می‌شوی و به شرمساری گرفتار می‌آیی.
الهام راگا
شما می‌توانید به هماهنگی با طبیعت دست پیدا کنید، اگر ذهن یا اراده یا پذیرش‌تان را بر چیزهایی متمرکز کنید که تحت کنترل شماست (امیال، قضاوت‌ها، انگیزه‌ها) و به کمک عقل و درک طبیعت بیرونی خودتان را با باقی چیزها تطبیق بدهید.
shahram238
برای آن‌که بتوانیم تا حد امکان زندگی ثمربخشی داشته باشیم باید با تأثرات خود، خصوصاً آن‌ها که ما را به هم می‌ریزند، مواجه شویم و یاد بگیریم که آن‌ها را مدیریت کنیم، تفسیرشان کنیم و از وقوع‌شان سر دربیاوریم و بدین ترتیب آن‌ها را، یا دست‌کم واکنش‌مان به آن‌ها را، تحت کنترل اراده و قوهٔ پذیرش خود درآوریم.
shahram238
پس از همین لحظه بیاموز که با هر فکر یا تأثر آزارنده‌ای این‌گونه گفت‌وگو کنی: «تو تنها یک صورت ظاهری و به‌هیچ‌وجه واقعیت نداری.»
ویماند
هم‌تر آن‌که از سرزنش، چاپلوسی یا قضاوت کردن دربارهٔ دیگران پرهیز کن.
ویماند
هر گاه در آستانهٔ آغاز کاری هستی، به خودت یادآوری کن که چه نوع کاری است. اگر به آب‌تنی می‌روی، تصور کن که در یک گرمابه چه چیز در جریان است: کسانی در آن‌جا به تو آب می‌پاشند، تنه می‌زنند یا گستاخی می‌کنند یا از تو چیزی می‌دزدند. بدین طریق آمادگی بیش‌تری برای کاری که قصد انجامش را داری پیدا می‌کنی، وقتی همان آغاز کار به خود می‌گویی: «می‌خواهم استحمام کنم، و همچنین بنا دارم ارادهٔ خود را در هماهنگی با طبیعت نگه دارم.» بگذار که این روال در هر کاری به عادت تو بدل شود. بنابراین، اگر پیشامدی مانع استحمام تو شد، این پاسخ را در آستین خواهی داشت: «خوب، این تنها خواستهٔ من نبود، من این قصد را هم داشتم که اراده‌ام در هماهنگی با طبیعت باشد. اگر از آن‌چه رخ داده خشمگین شوم، این هماهنگی را از دست می‌دهم.»
Babak
شما می‌توانید به هماهنگی با طبیعت دست پیدا کنید، اگر ذهن یا اراده یا پذیرش‌تان را بر چیزهایی متمرکز کنید که تحت کنترل شماست (امیال، قضاوت‌ها، انگیزه‌ها) و به کمک عقل و درک طبیعت بیرونی خودتان را با باقی چیزها تطبیق بدهید.
الهام راگا
هرگز مگو آن را «از دست دادم»، بلکه بگو «آن را بازگرداندم.» فرزند کوچکت از دنیا رفته است؟ «او بازگشته است.» همسرت درگذشته؟ «او بازگشته است.» «زمینم را از من دزدیده‌اند.» نه، آن نیز بازگشته است. «اما آن فرد شریر بود که زمینم را دزدید.» چرا نگران کسی هستی که خداوند بخشنده بازگشت او را مقدر کرده است؟ تا وقتی این چیزها به تو بخشیده شده، از آن‌ها مراقبت کن، گویی که از آنِ تو نیستند، درست همان‌طور که منزل‌گاه از آن مسافر نیست.
الهام راگا
تنها راه دست‌یابی به آزادی آن است که هر آن‌چه را در دست ما نیست خوار بشماریم.
الهام راگا
وقتی مشغول کاری هستی که مصمم به انجام دادن آنی، هرگز آن را در خفا انجام نده حتی اگر عموم از در مخالفت با آن درآیند. البته اگر عمل تو بر خطا باشد، هرگز آن را انجام مده؛ اما اگر کار درستی باشد، چرا باید از مردمی بهراسی که نقدشان نادرست است؟
الهام راگا
هر گاه دیگران رفتار ناشایستی با شما دارند یا شما را سرزنش می‌کنند، به یاد داشته باش که تنها کاری را می‌کنند که گمان می‌بردند مناسب خود آن‌هاست. آن‌ها نه از باور شما که از عقیدهٔ خودشان پیروی می‌کنند. بنابراین اگر باور آن‌ها نادرست باشد، خودشان متحمل آسیب می‌شوند، زیرا آن‌ها هستند که باورشان به خطا رفته است
الهام راگا
اگر گفت‌وگو به نکته‌ای فلسفی می‌چرخید، تا آن‌جا که می‌توانی ساکت بمان، زیرا این خطر وجود دارد که چیزی را قی کنی که تمام‌وکمال آن را هضم نکرده‌ای. اگر سکوت تو را نشانهٔ جهل تلقی کنند و تو عکس‌العمل نشان ندهی، آن‌گاه باور داشته باش که تو در سرآغاز تهور فلسفی حقیقی قرار گرفته‌ای.
الهام راگا
به خاطر امتیازی که از آن تو نیست بر خود مبال. اگر اسب آراسته بگوید: «من زیبا هستم»، پذیرفتنی است. اما آن هنگام که به خود می‌بالی و می‌گویی: «من یک اسب زیبا دارم»، بپذیر که به خاطر کیفیت نیکویی به خود بالیده‌ای که متعلق به اسب است. پس چه چیز از آن توست؟ تمهید و ادارهٔ تأثرات. بنابراین، هر گاه در شیوهٔ انجام این وظیفه در هماهنگی با طبیعت عمل کردی، می‌توانی به خود ببالی؛ آن زمان است که از متاعی نیکو برخورداری که متعلق به توست و می‌توانی بدان مباهات کنی.
ویماند
مخواه که چیزها آن‌گونه که تو دوست داری اتفاق بیفتد، بلکه آرزو کن چنان که حقیقتاً هستند روی دهند، و رضایت از آن تو خواهد بود.
ویماند
هر گاه به قصد جلب‌نظر خود را خواهان تأیید دیگران یافتی، یقین داشته باش که راهت را گم کرده‌ای. پس، از آن‌که تنها یک فیلسوف باشی خرسند باش و اگر می‌خواهی که دیگران نیز تو را به همین چشم بنگرند، در خلوت نیز همان‌گونه جلوه کن، و همین بسنده خواهد بود.
ویماند
اگر کسی در کوچه‌وخیابان به بدن تو دست‌درازی کند، تو خشمگین خواهی شد. بااین‌حال ذهنت را به هر کس که از راه رسید می‌سپاری، کسی که ممکن است به آن تعرض کند یا به عذاب و سراسیمگی دچارش سازد. آیا از آن شرم نمی‌کنی؟
ویماند
کدام زندان؟ منظورت همان جایی است که هم‌اکنون هست؟ زیرا او خلاف میلش در آن‌جاست و هر جایی که آدمی خلاف میل خود در آن باشد، همان زندان است. به همین خاطر سقراط در زندان نبود، چرا که او به میل خود در آن‌جا حضور داشت.
ویماند
به تمامی برنامه‌هایت همچون قوانینی عمل کن که عدول از آن خطایی فاحش است. و به چیزهایی که دیگران ممکن است دربارهٔ آن بگویند بی‌اعتنا باش، زیرا به تو تعلق ندارند
a.h.ahm
اگر آن چیزها را که فطرتاً برده‌وارند آزاد می‌پنداری و آن چیزها را که از آن تو نیست از آن خود می‌دانی، به یأس، رنج و زحمت گرفتار خواهی شد، و با زمین‌وزمان سر جنگ خواهی داشت. اما اگر فقط چیزی را مایملک خود بدانی که از آنِ توست و آن‌چه را از آن تو نیست مال خود ندانی، چرا که به‌واقع از آن تو نیست، هیچ دیارالبشری هرگز تو را وادار به کاری نخواهد کرد، هیچ‌کس مانعت نخواهد بود، کسی را مؤاخذه نخواهی کرد، مذمت کسی را نخواهی گفت، هرگز کاری را از سر اکراه انجام نخواهی داد، کسی تو را آزار نمی‌دهد، هیچ دشمنی نخواهی داشت، زیرا هیچ گزندی بر تو پیشامد نخواهد کرد.
a.h.ahm
ارباب ما کسی است که خواسته‌های‌مان را محقق سازد و ناخواسته‌هامان را مانع شود. بنابراین هر کس که می‌خواهد آزاد باشد باید یا هیچ نخواهد یا از هر آن چیزی که به دیگری وابسته است روی برگرداند. در غیر این صورت، او به‌یقین چیزی جز یک برده نخواهد بود.
ترانه
هیچ‌چیز به‌خودی‌خود موجب رنج و زحمت آدمیان نیست، بلکه این باورهای ما دربارهٔ آن‌هاست که موجب رنج‌مان می‌شوند. به عنوان مثال، مرگ امر هولناکی نیست (که اگر بود در نظر سقراط نیز سهمگین می‌آمد)، آن‌چه هولناک است باوری است که مرگ را دهشتناک می‌شمارد. پس هر زمان که ما ناامید، آشفته یا در عذاب هستیم، نباید کسی جز خودمان را، یعنی باورهای خود را، مسئول این پریشانی بدانیم. مردمان عامی وقتی گرفتار می‌شوند، دیگران را سرزنش می‌کنند. آن‌ها که در تحصیل دانش‌اند، خود را مقصر می‌دانند. اما آن که به‌راستی فرهیخته باشد، هیچ‌کس را مقصر نمی‌داند، نه خود و نه هیچ‌کس دیگر را.
ترانه
ارباب ما کسی است که خواسته‌های‌مان را محقق سازد و ناخواسته‌هامان را مانع شود. بنابراین هر کس که می‌خواهد آزاد باشد باید یا هیچ نخواهد یا از هر آن چیزی که به دیگری وابسته است روی برگرداند. در غیر این صورت، او به‌یقین چیزی جز یک برده نخواهد بود.
احسان رضاپور
«هر کس که می‌خواهد از قید اجبار رها شود، باید آرزوها و ملالت‌هایش را به چیزهایی محدود کند که مهار کامل آن‌ها را در دست دارد.»
احسان رضاپور
ارباب ما کسی است که خواسته‌های‌مان را محقق سازد و ناخواسته‌هامان را مانع شود. بنابراین هر کس که می‌خواهد آزاد باشد باید یا هیچ نخواهد یا از هر آن چیزی که به دیگری وابسته است روی برگرداند. در غیر این صورت، او به‌یقین چیزی جز یک برده نخواهد بود. (کتابچهٔ راهنما، ۱۴)
Babak

حجم

۸۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۲ صفحه

حجم

۸۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۲ صفحه

قیمت:
۹۴,۰۰۰
تومان