از آن لحظه به بعد دیگر برایم اهمیتی نداشت که مجرم باشد یا بیگناه، من زنی را کشته بودم که مرا بیشتر از زندگیِ خودش دوست داشت... کمکم داشتم از اخلاقگراییِ بیارزش خودم متنفر میشدم. در دنیا چه چیزی زیباتر و قویتر از عشق هست؟ من با اصول گُنده و ارزشهای تنگنظرانهام نسبت به این پاکیِ بیآلایش بیاعتنا بودم و به شکل تأسفآوری عشقمان را لگدمال کرده بودم!