جملات زیبای کتاب چهار گزارش از تذکرة الاولیاء عطار | طاقچه
تصویر جلد کتاب چهار گزارش از تذکرة الاولیاء عطار

بریده‌هایی از کتاب چهار گزارش از تذکرة الاولیاء عطار

نویسنده:بابک احمدی
انتشارات:نشر مرکز
امتیاز
۴.۳از ۴ رأی
۴٫۳
(۴)
«گر مرد رهی میان خون باید رفت از پای فتاده سرنگون باید رفت، تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود، راه، بگویدت که چون باید رفت
مسلم عباسپور
«روزی در محلتی از بغداد می‌رفت. تشنه شد و از خانه‌ای آب خواست. دختری صاحب جمال کوزه‌ای آب بیاورد. دلش صید جمال او شد. هم آنجا بنشست تا خداوند خانه بازآمد، و از منعمان بغداد بود. گفت: ای خواجه! دلی به شربتی آب گران است. مرا از خانهٔ تو شربتی آب دادند و دلم ببردند»
omid
«نقل است که در بغداد دزدی را آویخته بودند. جنید برفت و پای او را بوسه داد. او را سئوال کردند، گفت: هزار رحمت بر وی باد که در کار خود مرد بوده است، و چنان این کار را به کمال رسانیده است که سر در سر آن کرد»
omid
بایزید به بسطام بازمی‌گردد تا به زیارت مادر رود. پشت در مناجات مادر را می‌شنود: «الهی آن غریب مرا نیکو دار... بایزید چون این بشنید بگریست. پس در بزد. مادر گفت: کیست؟ گفت: غریب تو. مادر گریان شد و در بگشاد.
omid
«نقل است که (جنید بغدادی) یک بار به عیادت درویشی رفت و درویش می‌نالید. گفت: از که می‌نالی؟ درویش خاموش شد. گفت: این صبر با که می‌کنی؟ درویش فریاد برآورد و گفت: نه سامان نالیدن است و نه قوت صبر کردن»
omid
و گفت: «خدای را به بسطام گذاشتی و رو به کعبه آوردی؟»
omid
«خواب راست جزوی است از نبوت» (۵۳۱).
omid

حجم

۳۰۴٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۴۰ صفحه

حجم

۳۰۴٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۴۰ صفحه

قیمت:
۱۱۹,۰۰۰
۴۷,۶۰۰
۶۰%
تومان