جملات زیبا از متن کتاب چهار گزارش از تذکرة الاولیاء عطار | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب چهار گزارش از تذکرة الاولیاء عطار

کتاب چهار گزارش از تذکرة الاولیاء عطار

۴.۳(از ۴ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
بابک احمدی
publisherانتشارات:
نشر مرکز
categoryدسته‌بندی:
شعر کهن،پژوهش ادبی

قیمت:

۲۳۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
«گر مرد رهی میان خون باید رفت از پای فتاده سرنگون باید رفت، تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود، راه، بگویدت که چون باید رفت
مسلم عباسپور
۹
«روزی در محلتی از بغداد می‌رفت. تشنه شد و از خانه‌ای آب خواست. دختری صاحب جمال کوزه‌ای آب بیاورد. دلش صید جمال او شد. هم آنجا بنشست تا خداوند خانه بازآمد، و از منعمان بغداد بود. گفت: ای خواجه! دلی به شربتی آب گران است. مرا از خانهٔ تو شربتی آب دادند و دلم ببردند»
omid
۱
«نقل است که در بغداد دزدی را آویخته بودند. جنید برفت و پای او را بوسه داد. او را سئوال کردند، گفت: هزار رحمت بر وی باد که در کار خود مرد بوده است، و چنان این کار را به کمال رسانیده است که سر در سر آن کرد»
omid
۰
بایزید به بسطام بازمی‌گردد تا به زیارت مادر رود. پشت در مناجات مادر را می‌شنود: «الهی آن غریب مرا نیکو دار... بایزید چون این بشنید بگریست. پس در بزد. مادر گفت: کیست؟ گفت: غریب تو. مادر گریان شد و در بگشاد.
omid
۰
«نقل است که (جنید بغدادی) یک بار به عیادت درویشی رفت و درویش می‌نالید. گفت: از که می‌نالی؟ درویش خاموش شد. گفت: این صبر با که می‌کنی؟ درویش فریاد برآورد و گفت: نه سامان نالیدن است و نه قوت صبر کردن»
omid
۰
و گفت: «خدای را به بسطام گذاشتی و رو به کعبه آوردی؟»
omid
۰
«خواب راست جزوی است از نبوت» (۵۳۱).
omid
۰