
کتاب قاصدک نقره ای
پدیدآورندگان:
مریم دالاییانتشارات:
انتشارات شقایق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
یك رهگذر
۲
قشنگترین اتفاق زندگی منی
علیرضا
۱
انگار با دستای پرقدرت سرنوشت نمیشه پنجهبهپنجه شد.
علیرضا
۱
نوازشهای مادر، بیریاترین نوازشهاس و آغوش پدر، امنترین آغوش دنیا
یك رهگذر
۱
گویا همهٔ آدمهای دنیا باید کسی را کنارشان داشته باشند که بدانند آنها را با تمام ویژگیها و دردهای درونیشان میپذیرد و میخواهد. با تمام نقطهضعفها و کم و کاستیها، با تمام بغضهای فروخورده که در وجودشان رسوب کرده و گاهی دلشان را زیادی سنگین میکند که موجب میشود سر به طغیان بگذارند.
یك رهگذر
۱
رها کردن دلی که به محبت او گرم شده برابر است با انجماد احساسی که هرگز مثل گذشته نخواهد شد.
یك رهگذر
۱
برام دنیا به آخر میرسه، اگه یهلحظه نفس کشیدنم بدون تو باشه...
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
۰
«ما چون دو دریچه روبهروی هم
آگاه ز هر بگومگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینهٔ بهشت اما... آه
بیش از شب و روزِ تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خستهست
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
۰
زیرا یکی از دریچهها بستهست
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد»
Mahmad
۰
یاد حرفهای ماماننرگس افتاد که میگفت:
«امان از قِرابت، اما غربت و نسبتهای نداشته و احساسی که از هر احساس دیگهای در پسِ این بینسبتی عمیقتره، سخته که از همه به یهنفر نزدیکتر باشی؛ اما وقتی همه دورش هستن جایی برای تو نباشه، چون تو یهغریبه محسوب میشی.»
یك رهگذر
۰
«امان از قِرابت، اما غربت و نسبتهای نداشته و احساسی که از هر احساس دیگهای در پسِ این بینسبتی عمیقتره، سخته که از همه به یهنفر نزدیکتر باشی؛ اما وقتی همه دورش هستن جایی برای تو نباشه، چون تو یهغریبه محسوب میشی.»
یك رهگذر
۰
گاهی ترانهها و شعرها وسیلهٔ بهتری برای ابراز احساسات هستند، تا کلماتی که به زبان میآیند.
یك رهگذر
۰
از پگاه تا شام، هرطرف سَیل کنم، تو به یادم میآیی. (از صبح تا شب، هرطرف رو نگاه کنم، تو رو میبینم.)
