جملات زیبای کتاب قاصدک نقره ای | طاقچه
تصویر جلد کتاب قاصدک نقره ای

بریده‌هایی از کتاب قاصدک نقره ای

نویسنده:مریم دالایی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۲۱ رأی
۳٫۴
(۲۱)
انگار با دستای پرقدرت سرنوشت نمی‌شه پنجه‌به‌پنجه شد.
علیرضا
نوازش‌های مادر، بی‌ریاترین نوازش‌هاس و آغوش پدر، امن‌ترین آغوش دنیا
علیرضا
«ما چون دو دریچه روبه‌روی هم آگاه ز هر بگومگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده عمر آینهٔ بهشت اما... آه بیش از شب و روزِ تیر و دی کوتاه اکنون دل من شکسته و خسته‌ست
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
زیرا یکی از دریچه‌ها بسته‌ست نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد»
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
یاد حرف‌های مامان‌نرگس افتاد که می‌گفت: «امان از قِرابت، اما غربت و نسبت‌های نداشته و احساسی که از هر احساس دیگه‌ای در پسِ این بی‌نسبتی عمیق‌تره، سخته که از همه به یه‌نفر نزدیک‌تر باشی؛ اما وقتی همه دورش هستن جایی برای تو نباشه، چون تو یه‌غریبه محسوب می‌شی.»
Mahmad

حجم

۴۵۸٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۰۸ صفحه

حجم

۴۵۸٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۰۸ صفحه

قیمت:
۱۴۵,۰۰۰
تومان