
بریدههایی از کتاب اختلالات شخصیت
۳٫۹
(۸)
در بیشتر افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، تحقیر حقوق و احساسات سایرین با ارزیابی اغراقآمیز و متکبرانه از خود همراه است. آنها ممکن است خودشان را بابت انجام فعالیتهای کاری معمولی، بیش از حد باهوش یا مهم بدانند. رفتار این افراد ممکن است بیش از اندازه خودرأی یا حتی خودخواهانه باشد و باعث ایجاد یک فضای کاری منفی شود
Yasamin Ashoori
بااینحال، وقتی این خودارزیابی کاذب با چربزبانی، جذابیت ظاهری و کلام سطحی همراه باشد ممکن است سرپرستی را که از معاشرت کلامی کمی برخوردار است تحت تأثیر قرار داده و منجر به ترفیع درجههای غیرمنصفانه شود.
بعید است که افراد دارای ویژگیهای شخصیت ضداجتماعی یا سایکوپات در موقعیت کاری بسیار سازمانیافته موفق باشند، زیرا قوانین و مقررات برای آنها هیچ معنایی ندارد و اهداف آینده سازمان از نظر آنها چندان مهم نیست. بااینوجود، ممکن است قادر باشند که حداقل برای یک دوره زمانی کوتاه، در یک شرایط کاری معین فعالیت کنند
Yasamin Ashoori
در بیشتر افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، تحقیر حقوق و احساسات سایرین با ارزیابی اغراقآمیز و متکبرانه از خود همراه است. آنها ممکن است خودشان را بابت انجام فعالیتهای کاری معمولی، بیش از حد باهوش یا مهم بدانند. رفتار این افراد ممکن است بیش از اندازه خودرأی یا حتی خودخواهانه باشد و باعث ایجاد یک فضای کاری منفی شود
Yasamin Ashoori
در تحلیل رفتارهای تعاملی افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی یا جامعهستیز با سایرین، مشاهدهکنندگان به وجود مثلث جامعهستیز- همدل-بیتفاوت اشاره میکنند. آنها بیان میکنند که افراد ضداجتماعی به منظور موفقیت در کارهایشان، اغلب از کمک افراد چاپلوس بهره میبرند. این بدان معنی است که این تعاملات علاوه بر وجود فرد جامعهستیز و فرد هدف شامل نفر سومی است (فرد «بیتفاوت») که با بیتفاوتی خود در این طرح همدستی میکند (مکگرگور و مکگرگور، ۲۰۱۴).
بیتفاوت بودن در این چارچوب بدان معنی است که فرد بیتفاوت نسبت به فرد هدف نگرانی ندارد یا نسبت به او بیتفاوت است. بااینحال، نیاز اصلی فرد بیتفاوت این است که با کسی که مورد هدف فرد جامعهستیز است در ارتباط باشد.
마흐사
