
٪۷۰
AS4438
۸
آدم با یک لبخند میتواند دنیا را عوض کند.
Mehr
۸
باید خودم را جمعوجور کنم. مجبورم. الان وقت فروپاشی نیست، زیرا اگر از هم بپاشم، شاید حتی خودم گلولهای در سرم خالی کنم.
Mehr
۸
هرازگاهی به رفتن فکر میکنم. ماندهام کسی دلتنگم میشود یا نه. به رفتن فکر میکنم، اما نمیروم. هنوز همینجا هستم.
Mehr
۶
میخواهم خودم را بردارم و ببرم به هرجایی، جز اینجا. میخواهم هر حسی داشته باشم، جز این حس. میخواهم هیچ حسی نداشته باشم.
کیمیا
۴
اغلب افراد نمیدانند شلیک اسلحه چه صدایی دارد تا اینکه خودشان با گوشهای خودشان صدا را بشنوند و بعد از آن دیگر امکان ندارد صدایش را تشخیص ندهند.
Mehr
۴
برای لحظهای، شاید برای یک ثانیه یا بیشتر، احساس کردم که همهچیز درست خواهد شد
Mehr
۳
اگر میشد بمیرم و همهچیز را تمام کنم، کوچکترین تعللی نمیکردم.
Mehr
۳
همهچیز رو به سقوط و فروپاشیست؛ امیدم، عقلم.
Mehr
۳
حس میکنم زندگی مثل ماسههای ساعتی شنی از وجودم بیرون میریزد.
Mehr
۲
میخواهم از این کابوس بیدار شوم. همهچیز مثل نفتی سوزان است، مثل خنجری تیز و دردناک و غیرقابل تحمل. عذابی که تمامی ندارد و فقط میسوزاند و میسوزاند.
Mehr
۲
از او متنفرم، زیرا چیزی را فراموش کرده که من در فراموش کردن آن ناتوانم.
کیمیا
۱
آدم با یک لبخند میتواند دنیا را عوض کند.
Mehr
۱
اگر تنها شوم یا غرق فیلم یا کتابی شده باشم، همهچیز را فراموش میکنم.
zZz
۱
دنیا همان چیزیست که تو از آن میسازی.
zZz
۱
ما همگی بیش از آنچه که فکر میکنیم، به هم شبیه هستیم.
zZz
۱
میخواهم خودم را بردارم و ببرم به هرجایی، جز اینجا. میخواهم هر حسی داشته باشم، جز این حس. میخواهم هیچ حسی نداشته باشم. حس میکنم زندگی مثل ماسههای ساعتی شنی از وجودم بیرون میریزد.
کیمیا
۰
همگی بیش از آنچه که فکر میکنیم، به هم شبیه هستیم.
Mehr
۰
فقط میخواستم به مردنم ادامه دهم.
zZz
۰
او دانستن این امر را مایهٔ تسلی میدانست که انسان قابلپیشبینیست و اینکه همهٔ ما با بخشی عظیم از فطرت مشترک و خصایص ازپیشآموخته قدم به این دنیا گذاشتهایم.
zZz
۰
بهجز مجرمین، سایر انسانها بهشکلی ناخودآگاه نسبتبه مجریان قانون گرایشی مثبت دارند، چراکه این افراد برای نجات افراد بیگناه، خودشان و جانشان را بهخطر میاندازند.
zZz
۰
وقتی به آزموندهنده بگویی که باید برای مرگ و زندگی دیگران تصمیمگیرنده باشد، وقتی به او بگویی که دیگر حق تصمیم نگرفتن را ندارد، بهشکلی غریزی دست به هرکاری میزند تا این حق را دوباره برای خود احیا کند.
zZz
۰
ترس زیاد هم بالاخره جایی کار دست آدم میدهد.
