
بریدههایی از کتاب هنگامی که باران پیانو می نوازد
۳٫۴
(۲۰)
مهتاب: شجاعت یک مرزی داره که باید بهش رسید، نباید ازش رد شد!
سپهر: رد بشی میشه چی؟
مهتاب: حماقت...
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
واسه راحت رسیدن گاهی وقتها باید تو تاریکی حرکت کنی
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
زمستون، بهار، تابستون، پاییز... پشت سر هم میاومدن و میرفتن، ولی سختترینشون پاییز بود، وقتی قدم میزنی، با صدای خرد شدن هر برگ تازه میفهمی چقدر تنهایی،
venos
برای گم شدن همیشه لازم نیست توی کوچه پس کوچه غربت باشی، گاهی وقتها توی اتاق خودت، میونه تک تک خاطراتت گم میشی، اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت را پیدا کنی، خیلی...
کاربر ۱۹۰۳۸۹۰
زندگی مثل یک پل معلق میمونه وسط یک دره عمیق، ما هم وسط این پل گیر کردیم، یک دسته راه را درست انتخاب میکنن و جلو میرن، یک دسته هم خلاف جهت میرن، اما اشتباه نکن! اونهایی که خلاف جهت میرن، بازنده نیستن، بازنده اونهایی هستند که دستشون را به میلهها ی پل گرفتند و دارند به پایین نگاه میکنند، میترسند، میترسند
کاربر ۱۹۰۳۸۹۰
زیر باران باید رفت/ دوست را، زیر باران باید دید/ عشق را، زیر باران باید جست/ زیر باران باید بازی کرد/ زیر باران باید چیز نوشت/ حرف زد/ نیلوفر کاشت/ زندگی تر شدن پی در پی/ زندگی آب تنی کردن در حوضچه «اکنون» است.
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
بابا بزرگ میگفت بعضی شبها تو آسمون ستارهای میاد که فقط همون یک شبه، اون شب سعی کن بقیه ستارهها را نشمری، فقط به همون ستاره نگاه کن، چون بعدش تو میمونی و یه آسمون پرستاره، که هیچ کدوم مال تو نیستن
دِڪے
خیلی از آدمها وقتی زخمی رو صورتشون میافته، تا یک مدت به آیینه نگاه نمیکنن، تا زخمشون را نببینن، تا آزارشون نده، زخمشون خوب میشه. ولی اونا خودشون را دیگه از یاد بردن، اما من بعد از زخمی که رو صورتم انداختی، هر روز جلو آیینه میشستم، نگاه میکردم، حرف میزدم، با خودم کلنجار میرفتم، درد داشت، هم خودش، هم دیدنش، اما خودم رو از یادم نبردم!
دِڪے
اما این را خیلی خوب میدونم، برای نجات دادن گاهی وقتها باید کشت، نگاهها را، حسها، آدمها، هرچقدر هم که دوستداشتنی باشن، همیشه زنده نگه داشتن و احیا کردن نجات دادن نیست!
Blueberry
اعتماد داشتنی نیست، دادنیه
pardis.mahmoodi17
آهای آقا، از چی میترسی؟ از جای پاهات روی برف؟ میترسی که همه بفهمن کجا بودی و کجا میری؟ نترس، صبح که آفتاب بزنه، همه برفها آب میشن، همه جای پاها پاک میشن... از جای پاهات رو دلها بترس، گرمای آفتاب که چیزی نیست، گرمای جهنمم نمیتونه پاکشون کنه
pardis.mahmoodi17
دخترک: ولی بابابزرگ میگفت اگه کسی بهت گفت ازت متنفرم، یعنی هیچ کس را مثل تو دوست نداره!
مهتاب: (فکر میکند) بابابزرگ راست میگفت!
pardis.mahmoodi17
کی گفته مردهها رو فقط تو قبرستون خاک میکنند؟ من خودم یکی رو وسط یه کافه خاک کردم، اول کشتمش، بعد خاکش کردم!
pardis.mahmoodi17
تا حالا پشه زدتت؟ میبینی چه حالی میده این خاروندنش؟ هم حال میده، هم درد داره، تازه جاشم میمونه، داستانه منم شده این خاروندن، با یک کسی که نیست زندگی کردم، آی انقدر حال میده، آی انقدر درد داره، آی انقدر درد داره، تازه جاشم میمونه!
pardis.mahmoodi17
کی گفته مردهها رو فقط تو قبرستون خاک میکنند؟ من خودم یکی رو وسط یه کافه خاک کردم، اول کشتمش، بعد خاکش کردم!
کاربر ۱۹۰۳۸۹۰
اول اینکه اونی که تنهات میذاره، الزاما برنده نیست، دوم اینکه اونی که تنها میمونه، الزاما بازنده نیست. و سوم که مهمتر از همه هست، اینه که اگه مطمئن هم شدی که باختی، صداش رو در نیار، فریادش نکن، دست و پا نزن. اینجوری بهتره!
دِڪے
زمستون، بهار، تابستون، پاییز... پشت سر هم میاومدن و میرفتن، ولی سختترینشون پاییز بود، وقتی قدم میزنی، با صدای خرد شدن هر برگ تازه میفهمی چقدر تنهایی، میگن مرد که گریه نمیکنه، مرد قدم میزنه، منم قدم زدم کل این شهرو... کل خیابونهای اطراف اون کافه رو، آدمها رو میدیدم، آدمهایی که مثل تو حرف میزدن، مثل تو میخندیدن، همه انگار عطر تو رو میزدن، حتی مردها! تو چشمای همشون دنبال نگاه تو بودم، اما تو نبودی،
دِڪے
حالا از این داستان میشه سه تا نتیجهگیری کرد:
اول اینکه اونی که تنهات میذاره، الزاما برنده نیست، دوم اینکه اونی که تنها میمونه، الزاما بازنده نیست.
gazaliolon
به هوس اعتقاد دارم، اما به عشق نه.... میدونی، آدمها سه دستهاند، یه سری مثلا عاشق میشن، یه سری هم مثلا آدمها ی دیگه عاشقشون میشن.
پزشک: این که شد دو دسته؟!
پیرمرد: یه دسته دیگه هم هستن که از زندگیشون لذت میبرن.
pardis.mahmoodi17
بازندهها دوست دارند بازی که باختن را دوباره شروع کنن، برخلاف برندهها که دلیلی برای شروع بازی که بردن نمیبینن، اما گاهی وقتها بازیچه دست آدمها یی میشویم که نه بردن واسشون مهمه نه باختن، فقط دوست دارند که بازی کنند!
pardis.mahmoodi17
واسه راحت رسیدن گاهی وقتها باید تو تاریکی حرکت کنی، آدمها بالهات را ببینن میچیننشون، نباید روراست باشی باهاشون، باید خیانت کنی، دروغ بگی، رودست بزنی قبل از اینکه رودست بخوری!
pardis.mahmoodi17
اول اینکه اونی که تنهات میذاره، الزاما برنده نیست، دوم اینکه اونی که تنها میمونه، الزاما بازنده نیست. و سوم که مهمتر از همه هست، اینه که اگه مطمئن هم شدی که باختی، صداش رو در نیار، فریادش نکن، دست و پا نزن. اینجوری بهتره!
Mobina_S
حجم
۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۹۳ صفحه
حجم
۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۹۳ صفحه
قیمت:
۲۹,۰۰۰
تومان