جملات زیبای کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن: آزاد شدن از زندان‌های تکرار و روزمرگی بعد از سی سالگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن: آزاد شدن از زندان‌های تکرار و روزمرگی بعد از سی سالگیsubscriptionAvailable

کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن: آزاد شدن از زندان‌های تکرار و روزمرگی بعد از سی سالگی

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۴۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آرمیتا
۲۴
اگر پدر یا مادر هستید، آگاه شدن از زندگی نزیسته خودتان بهترین میراثی است که می‌توانید برای بچه‌هایتان به جا بگذارید. اگر می‌خواهید عالی‌ترین هدیه ممکن را به فرزندتان بدهید، به زندگی نزیسته‌تان بپردازید
سوفیا
۲۰
زیگموند فروید می‌گفت هیچ‌کس فردی را که تربیتش می‌کند نمی‌بخشد. این روندهای تربیتی، تأثیرات، زخم‌ها و محدودیت‌های محونشدنی بجا می‌گذارد.
sima
۲۰
خصوصیاتی که ما بیش از همه در شریک زندگی آینده‌مان تحسین می‌کنیم همان قابلیت‌های نزیسته‌ای‌اند که برای رشد کردن در درون خودمان پخته و آماده شدند.
شکوه
۹
واقعیت دردناک این است که بخش اعظم آنچه در ماجراهای عاشقانه می‌گذرد در عمل زندگی نزیسته خودمان است که به‌سوی خودمان بازتابانده می‌شود. لحظه‌ای تأمل کنید و نگاهی به روابط شخصی‌تان بیندازید. خصوصیاتی که وقتی اولین بار عاشق شدید در وجود عشق‌تان دیدید و مجذوبش شدید چه بود؟ چه چیزی او را در نظرتان درخشان می‌ساخت؟ خصوصیاتی که ما بیش از همه در شریک زندگی آینده‌مان تحسین می‌کنیم همان قابلیت‌های نزیسته‌ای‌اند که برای رشد کردن در درون خودمان پخته و آماده شدند. وقتی ما برای اولین بار امکان نویی در زندگی‌مان می‌بینیم، اول آن را در شخص دیگر می‌بینیم. بخشی از ما که پنهان بوده قرار است ظاهر شود، اما این جریان به‌صورت مستقیم از ضمیر ناخودآگاه به ضمیر آگاه صورت نمی‌گیرد، بلکه از طریق میانجی و واسطه انجام می‌شود.
masy n
۸
عشق از دیدگاه خودمحورانه یعنی یافتن کسی برای استفاده کردن از او. «من دوستت دارم چون تو برای من خوبی و مرا کامل می‌کنی.»
sima
۷
وقتی یکی از والدین نمی‌تواند خصوصیتی را در فرزندش تحمل کند، نشانه خوبی از چیز نزیسته‌ای است که در آن والد وجود دارد.
الهام
۵
عاشق شدن یعنی اینکه عمیق‌ترین زندگی نزیسته‌مان را به کسی بدهیم که مدتی برایمان نگهش دارد تا موقعی که آماده پس گرفتنش شویم.
الهام
۵
عقده‌ها واقعیت ما را شکل می‌دهند، روی خلق‌وخویمان اثر می‌گذارند و ما را عصبی، افسرده، پشیمان و حتی بیمار می‌کنند.
کاربر ۶۵۱۵۲
۵
زمانی از یکی از بیمارانم شنیدم که می‌گوید به این علت از شوهرش جدا شده که «دیگر نیازهای مرا برطرف نمی‌کرد.» حالا او می‌خواست کس دیگری را پیدا کند که نیازهایش را برطرف کند. در تقابل با این، عشق یعنی درک هویت خود و معشوق. این تنها وحدت حقیقی‌ای است که انسان می‌تواند به آن نائل شود؛ وگرنه ماجرا صرفا به‌صورت معامله‌ای متقابل درمی‌آید. مردم فکر می‌کنند که نفرت نقطه مقابل عشق است. ولی در واقع قدرت نقطه مقابل عشق است. عشق یعنی همسانی با دیگری؛ در حالی که قدرت یعنی آرزوی کنترل دیگری در راه رسیدن به مقاصد خودمان.
الهام
۴
زیگموند فروید می‌گفت هیچ‌کس فردی را که تربیتش می‌کند نمی‌بخشد. این روندهای تربیتی، تأثیرات، زخم‌ها و محدودیت‌های محونشدنی بجا می‌گذارد. اما اگر جوانان را تربیت نکنید و ساده و خام به دنیای بیرون بفرستید، فاجعه بدتری است. پس مقدار معینی جدایی و انزجار ضروری است، این بهای آگاهی است.
الهام
۳
چیزهای بی‌شماری هست که از دامنه درک عقلانی بشر فراتر می‌رود.
کاربر ۶۵۱۵۲
۳
عاشق شدن یعنی اینکه عمیق‌ترین زندگی نزیسته‌مان را به کسی بدهیم که مدتی برایمان نگهش دارد تا موقعی که آماده پس گرفتنش شویم. اما برای موفق شدن رابطه، جایی در این مسیر، هر یک از طرفین باید فرافکنی‌شان را پس بگیرند و زندگی نزیسته خودشان را اعاده کنند.
@Researchee
۳
بررسی زندگی نزیسته‌مان و زندگی کردن در فرصت باقی‌مانده مهم‌ترین وظیفه ما در سال‌های پختگی و میانسالی است؛ این چیزی است که ما مدت‌ها پیش از اینکه تا مغز استخوان تکان بخوریم یا به بستر مرگ برسیم باید به آن دست یابیم. زندگی کردن مطابق زندگی نزیسته‌مان یعنی تحقق کامل توان بالقوه‌مان و کسب مقصود و معنا در زندگی‌مان.
الهام
۲
مردم فکر می‌کنند که نفرت نقطه مقابل عشق است. ولی در واقع قدرت نقطه مقابل عشق است. عشق یعنی همسانی با دیگری؛ در حالی که قدرت یعنی آرزوی کنترل دیگری در راه رسیدن به مقاصد خودمان.
@Researchee
۲
«بزرگ‌ترین باری که کودک باید به دوش بکشد زندگی نزیسته والدین است.» من
محمد خَمَّر
۲
برای اینکه انسان‌هایی کامل باشیم باید این را تشخیص دهیم که نَفْسی داریم که مسئولیت‌های دنیوی ما را هدایت می‌کند، اما در عین حال جرقه‌ای الهی نیز در درون خویش داریم.
نادر رنجه
۲
هر چه که در زندگی‌تان غایب باشد بخشی از زندگی نزیسته‌تان است. زنی شاید به شدت حرفه‌ای را دنبال کند و ناگهان سال‌ها بعد روزی بیدار شود و ببیند که بخشی از وجودش همیشه آرزو داشته کدبانوی خانه باشد و در خانه کنار بچه‌ها بماند. یا شاید وجهی از وجودش را کشف کند که می‌خواسته زندگی مذهبی داشته باشد و تنها و منزوی به مراقبه بپردازد. به همین ترتیب مردی شاید احساس کند که استعداد شعر گفتن دارد، اما علاوه بر آن می‌تواند به‌طور موفقیت‌آمیزی به کسب‌وکار بپردازد و از نردبان ترقی شرکت بزرگ بالا برود و زندگی‌اش را پیرامون دنیای تجارت و تأمین خانواده‌اش سازمان دهد. با این حال شاعر درون او به‌طور بالقوه به زندگی ادامه می‌دهد ــ زندگی‌ای که فرصت ابراز وجود در دنیای بیرون را پیدا نکرده است.
شکوه
۱
به موازات پیشرفت یک رابطه، اغلب توقع داریم که دیگری قطعات گمشده ما را پر کند. به‌جای اینکه از رابطه برای رشد متقابل آگاهی‌مان استفاده کنیم. هیچ‌کس در آن زمان متوجه این موضوع نمی‌شود، اما در جریان عاشقی انسان بودن معشوق فراموش می‌شود، زیرا ما در واقع در پی توان بالقوه نهفته خودمان هستیم. دقیقا به این علت که قابلیت‌های خودمان را نشناخته‌ایم و اعاده نکرده‌ایم، کار اتمام نشده را زمین می‌گذاریم و با همان کسانی که ادعای دوست داشتن‌شان را داریم زخم‌های کهنه را تکرار می‌کنیم. ما با مشاهده آنچه به دیگری نسبت می‌دهیم، می‌توانیم عمق و معنای وجود خودمان را ببینیم.
شکوه
۱
شما نمی‌توانید از شر عقده‌ها خلاص شوید، اما می‌توانید چنگال‌شان را شل کنید و تنوع و دامنه واکنش‌هاتان را وسیع‌تر کنید. تغییر دادن این عقاید تکراری مستلزم آگاهی بیشتر و وسیع‌تر است. دفترچه یادداشتی بخرید و بنویسید که کی، کجا و چطور احساس می‌کنید گیر افتاده‌اید، محدود یا کوچک شده‌اید. وقتی از اثر عقده‌هاتان آگاه می‌شوید، نباید درباره خودتان قضاوت کنید یا مأیوس شوید. فقط با آگاه شدن بیشتر از این روندهایِ جهان زیرین، زندگی شما شروع به تغییر می‌کند. هرگاه برنامه قدیمی محدودکننده را رها کنید، توان بالقوه نزیسته‌تان به طرز کامل‌تری ظهور خواهد کرد.
الهام
۱
عاشق شدن یعنی اینکه عمیق‌ترین زندگی نزیسته‌مان را به کسی بدهیم که مدتی برایمان نگهش دارد تا موقعی که آماده پس گرفتنش شویم. اما برای موفق شدن رابطه، جایی در این مسیر، هر یک از طرفین باید فرافکنی‌شان را پس بگیرند و زندگی نزیسته خودشان را اعاده کنند.
Mohammad Javad Mohammadi
۱
وقتی چیزی را انتخاب می‌کنید همیشه چیز دیگری را از انتخاب‌هاتان حذف می‌کنید. چیزی که انتخاب نشده همان چیزی است که باعث مشکل می‌شود. اگر برای امر انتخاب نشده کاری نکنید، عفونتی جزئی در جایی از ناخودآگاه باقی می‌گذارد که بعدها انتقامش را از شما می‌گیرد.
sima
۱
مردم فکر می‌کنند که نفرت نقطه مقابل عشق است. ولی در واقع قدرت نقطه مقابل عشق است. عشق یعنی همسانی با دیگری؛ در حالی که قدرت یعنی آرزوی کنترل دیگری در راه رسیدن به مقاصد خودمان. در فرهنگ ما، فرافکنی متقابل را پیش شرط ازدواج می‌دانند. به‌نظر ما بدیهی است که با کسی ازدواج کنیم که عاشقش هستیم، اما این به مرور زمان مؤثر واقع نمی‌شود. عاشق شدن یعنی اینکه عمیق‌ترین زندگی نزیسته‌مان را به کسی بدهیم که مدتی برایمان نگهش دارد تا موقعی که آماده پس گرفتنش شویم. اما برای موفق شدن رابطه، جایی در این مسیر، هر یک از طرفین باید فرافکنی‌شان را پس بگیرند و زندگی نزیسته خودشان را اعاده کنند.
محمد خَمَّر
۱
اکراه ما از روبه‌رو شدن با گُه‌مان خیلی شدید است.
S_Z
۱
آیا هرگز زندگی‌ای متفاوت با زندگی کنونی‌تان را آرزو کرده‌اید؟ ما در نیمه اول عمر به شدت سرگرم پیشرفت در کار و حرفه خود، یافتن همسر، تشکیل خانواده، و انجام دادن وظایف فرهنگی‌ای هستیم که جامعه از ما طلب می‌کند. بهای تمدن امروزی این است که ما به ناگزیر تک‌بعدی می‌شویم و به‌طور روزافزونی در زمینه تحصیلات، حرفه، و شخصیت‌مان تخصص کسب می‌کنیم. اما وقتی به نقطه عطف میانسالی می‌رسیم، روان‌مان به جستجوی چیزی اصیل، حقیقی و بامعنا برمی‌خیزد. در این زمان است که زندگی نزیسته ما از درون‌مان سر می‌کشد و توجه می‌طلبد.
خورشید
۱
مردم فکر می‌کنند که نفرت نقطه مقابل عشق است. ولی در واقع قدرت نقطه مقابل عشق است. عشق یعنی همسانی با دیگری؛ در حالی که قدرت یعنی آرزوی کنترل دیگری در راه رسیدن به مقاصد خودمان.
sh.m
۱
هیچ بهشتی به مفهوم واقعی کلمه در کار نیست، اما این نباید ایده بهشت را بی‌اعتبار کند.
Emma
۱
فلن‌اوبرایان داستان‌نویس نوشته، «جهنم می‌چرخد و می‌چرخد. شکلش دایره‌وار است و ماهیتش دور و دراز، تکراری و تقریبا تحمل‌ناپذیر است» . ما هم وقتی زیر نفوذ عقده هستیم همین احساس را داریم.
smn
۱
هر چه را که شما در خودتان انکار کنید یا به آن کم بها بدهید در دیگران انتقاد می‌کنید و مورد شماتت قرار می‌دهید. چیزی که درون خودتان از آن می‌ترسید همان چیزی است که در وجود دیگران با آن می‌جنگید یا از آن فرار می‌کنید. هر چه که در خودتان ندارید همان چیزی است که به‌خاطرش به دیگران وابسته می‌شوید تا برایتان فراهم کنند.
Elizee
۱
برای مثال، اگر به‌طرف «پسر بد» کشیده شده‌اید احتمالاً نشانه آن است که در زندگی‌تان خیلی محتاط و وظیفه‌شناس هستید. شاید آن‌قدر سعی می‌کنید خوب باشید که وجه دیگرتان هم می‌خواهد صدایش شنیده شود و زندگی‌تان متعادل شود.
Maang Mirzaei
۱
کجا اشتباه کردیم، این زندگی‌ای که اکنون داریم چیست و چرا آن قدر با آنچه دلمان می‌خواست تفاوت دارد؟