
بریدههایی از کتاب یک گام جلوتر
۳٫۶
(۵)
اگر معلمها بپذیرند که شغلشان حمایت از دانشآموزان است، نه ارزیابی آنها، همهچیز تغییر میکند.
saghar
نارضایتی بذر بهبود است.
saghar
نمیتوانید مشکلی را که نمیبینید یا غصهاش را میخورید، اما بهنظرتان جزئی از روال زندگی است و چارهای ندارد، حل کنید
saghar
آنها اسیر پدیدهای به نام «کورتوجهی» شده بودند. پدیدهای که در آن توجه دقیق به چیزی، ما را از دیدن اطلاعات مهمی که با آن مرتبط نیست، بازمیدارد.
کورتوجهی منجر به از بین رفتن دید پیرامونی میشود و وقتی زمانمان محدود باشد، کنجکاویمان را هم از بین میبرد. باید بر کارم متمرکز بمونم. وقتی هر سال معلمها و مدیران مصرانه پیگیر بهتر کردن نمرههای امتحانات دانشآموزان باشند و آنچه برای موفقیت لازم دارند، به دستشان نرسد و غرق در تغییرات تأدیبی و درسی بیپایان باشند، دید پیرامونیشان را از دست میدهند.
saghar
اما دلیل قانعکنندهتر این است که خود پزشکان سزارین را ترجیح میدهند. میتوان این عملها را پشت سر هم برنامهریزی کرد. دیگر لازم نیست کسی تا پاسی از شب یا در تعطیلات و آخر هفتهها کار کند. این عمل از نظر اقتصادی هم برای پزشکان توجیهپذیرتر است: متخصصان زایمان با سزارین که حدوداً یکی دو ساعت طول میکشد پول بیشتری درمیآورند، درحالیکه ممکن است زایمان طبیعی بیشتر از ۲۴ ساعت به طول بینجامد و درآمد کمتری هم برایشان خواهد داشت.
saghar
آدمها داوطلبانه خودشان را مسئول رفع مشکلهایی میبینند که ایجاد نکردهاند. روزنامهنگاری تصمیم میگیرد بهخاطر میلیونها زنی که مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند، مبارزه کند. زنی که مجبور به عمل سزارین میشود، قهرمان هزاران مادری میشود که هیچوقت آنها را ندیده.
طرفدار اقدامات بالادست درنهایت میگوید: من نبودم که این مشکل رو ایجاد کردم، اما منم که رفعش میکنم
saghar
مارک اوکِرسْتروم که در سال ۲۰۱۲، مدیر ارشد مالی اکسپیدیا بود و در سال ۲۰۱۷ مدیرعامل شرکت شد، میگوید: «وقتی شرکت رو بخشبندی میکنیم، هدفمون متمرکز کردن آدمهاست. اما با این کار فقط داریم به آدمها مجوز نزدیکبینی میدیم. بهشون میگیم مشکلتون فلان چیزه. هدفت رو تعیین کن و استراتژی داشته باش و منابعت رو به کار بگیر تا این مشکل رو حل کنی. اینطوری آدم خیلی راحت تمام چیزهایی رو که به مشکلش ربطی ندارن، نادیده میگیره.»
از نظر اوکرستروم، تمرکز برای سازمانها، هم نقطهقوت است و هم نقطهضعف.
Zahra Darvishi
سارا دانکِن که شرکت غیرانتفاعیاش به نام شبکهٔ موفقیت دانشگاهی، نقشی حیاتی در سیستم مدارس دولتی شیکاگو بازی کرده، میگوید: «آدمها در وضعیت گذار آسیبپذیرترن.» او میگوید دانشآموزان معمولاً در کلاس نهم برای اولین بار طعم شکست را میچشند و انگار معلمها هم با سختگیری دلسوزانهشان، از چشاندن این طعم لذت میبرند. دانکن میگوید: «به خیال معلمها، بچهها (اونها که شکست میخورن) با خودشون فکر میکنن ‘باید بیشتر تلاش کنم.’ گاهی چنین اتفاقی رخ میده. اما بیشتر چهاردهسالهها وقتی شکست میخورن، برداشتشون اینه که ‘من مال اینجا نیستم. عرضهش رو ندارم.’ و بعد پا پس میکشن.»
Zahra Darvishi
اگر معلمها بپذیرند که شغلشان حمایت از دانشآموزان است، نه ارزیابی آنها، همهچیز تغییر میکند. حتی نحوهٔ همکاری معلمها با یکدیگر هم عوض میشود.
Zahra Darvishi
دو روانشناس به نامهای اِلدار شَفیر و سندهیل مولاینیتن در کتابشان به نام کمبود، این پدیده را «دید تونلی» نامگذاری کردهاند: وقتی آدمها با مشکلات بسیاری دستبهگریباناند، دیگر برای رفع همهٔ مشکلاتشان تلاش نمیکنند و دید تونلی به خود میگیرند. دیگر برنامهریزی بلندمدت نخواهند داشت و مسائل را هوشمندانه اولویتبندی نمیکنند. برای همین هم دید تونلی سومین مانع تفکر بالادست است، چون ما را به تفکر کوتاهمدت و واکنشی محدود میکند. در تونل فقط میشود روبهجلو رفت.
Zahra Darvishi
در واقع فقر است که به تصمیمات مالی کوتهبینانه میانجامد. این نویسندهها میگویند کمبود، «بینشمان را محدود میکند و نمیگذارد درست فکر کنیم و خودمان را کنترل کنیم. کمبود تأثیرات شگرفی دارد. مثلاً تأثیر فقر بر ظرفیت فکری آدم، بیشتر از تأثیر یک شب نخوابیدن است. منظورشان این نیست که پهنای باند فقرا کمتر است. مسئله این است که تجربهٔ فقر پهنای باند هرکسی را کاهش میدهد.
Zahra Darvishi
نجات دادن دیگران از مخمصه حس بسیار خوبی دارد و قهرمانبازی هم اعتیاد میآورد. همهٔ ما همکارانی داریم که انگار از «شببیداریهای جنونآمیز برای رسیدن به ضربالعجلهای مهم» لذت میبرند. البته که گاهی نیاز داریم از مخصمهها نجات پیدا کنیم، اما باید حواسمان به این چرخهٔ رفتاری باشد. معمولاً وقتی زیاد به قهرمانبازی نیاز پیدا میکنیم، معلوم میشود که سیستم ضعف دارد.
Zahra Darvishi
تمرکز هم دوست است و هم دشمن. هم به کارمان سرعت میبخشد و بازدهی را بالا میبرد و هم روی چشم آدمها چشمبند میگذارد. (چشم اسبهای مسابقه را با چشمبند میپوشانند تا حواسشان پرت نشود و سریعتر بدوند.) وقتی فقط بر حرکت به جلو، جلو، جلو تمرکز میکنیم، هیچوقت از خودمان نمیپرسیم آیا داریم مسیر درستی را میرویم یا نه.
Zahra Darvishi
عبارت «دنیایی که جلویش را گرفتیم» بیداریبخش است. میشود گفت هدف تمام اقدامات بالادست همین است: جلوگیری از دنیایی که آسیبها و بیعدالتیها و بیماریها و مشکلات در آن پابرجا میمانند. مسیر رسیدن به «دنیایی که جلویش را گرفتیم» بهدلیل وجود موانعی که بررسی کردیم، ناهموار است، موانعی مثل: کورمشکلی (من که مشکلی نمیبینم)، نبود مسئول (وظیفهٔ من نیست که این مشکل رو رفع کنم) و دید تونلی (در حال حاضر نمیتونم بهش رسیدگی کنم).
Zahra Darvishi
حجم
۳۸۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۳۸۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
قیمت:
۱۴۷,۰۰۰
۱۱۷,۶۰۰۲۰%
تومان