بالاخره از جهنم برگشتیم. ابویزید قطع نخاع شد. نفهمیدم چی شد که موجی شدم. تلفات زیادی دادیم. میگن به این خاطر بوده که به ایرانیا خوردیم. مثِ اشباح، متحرک و پرسرعت بودن. اینقدر دقیق گِرا میگرفتن که فکر میکردیم از وسط خودمون دارن زاویه میچینن. مگه میشه کسی مُشرک و مَجوس باشه، اما تا آخرین گلولهش وایسه؟! کم آوُردم. خدا با اوناس یا با ما؟