در زندگی، باید خوشبخت بود و برای این امر، باید پول داشت و مقام، و برای به دست آوردن آنها: رشوهگیری، دستبرد به خزانه، اظهار چاپلوسی و حقارت در برابر مقامات و اشراف و توانگران، مردمآزاری و خشونت حیوانی در برابر زیردستان. [...] او میداند که روشهایش برای دستیابی به این اهداف در برابر خداوند گناه شمرده میشوند، ولی دانستن او انتزاعی است؛ دانستنش با سر است و نه با قلب.