
بریدههایی از کتاب براندازی: روایت یک قرن عملیات تغییر رژیم توسط آمریکا از هاوایی تا عراق
۳٫۰
(۱۲)
خصومت و دشمنی افغانها با متجاوزان به سرزمینشان مشهور و مثالزدنی است که نمونه اعلای آن را در سرنوشت یک ستون نظامی بریتانیایی میتوان دید. به سال ۱۸۴۲ هنگامی که نظامیان بریتانیایی مجبور به فرار از کابل شدند یک جمع ۱۶ هزار نفره بودند اما تنها یک نفر از آنها موفق شد زنده به پادگان بریتانیا در جلال آباد واقع در نود مایلی کابل برسد.
Mohammad Mahdi
بر اساس قانون پلات، ایالات متحده موافقت کرد به محض اینکه کوباییها قانون اساسیای را بپذیرند که در آن به ایالات متحده حق داشتن پایگاههای نظامی در کوبا، حق نظارت بر خزانهداری کوبا، حق وتوی تمامی معاهدهها و پیمانهای کوبا با سایر کشورها و «حق مداخله برای صیانت از استقلال کوبا با حفظ کفایت دولت برای حمایت از جان، مال و آزادیهای فردی» را اعطا کرده باشند، آن کشور به اشغال کوبا پایان دهد.
معین کرمانی
مککینلی همانند اغلب آمریکاییان حاکمیت اسپانیا را زنگار کثیف برای کوبا تلقی میکرد اما در عینحال چشمانداز حکومت کوباییها بر خودشان هم باعث هراس او بود؛ وی این نگرانی را داشت که کوبا یک کشور مستقل گستاخ و از خود مطمئن شود و سر به فرمان واشنگتن فرود نیاورد.
معین کرمانی
این ستونهای خیمه دموکراسی آمریکا کاملاً آشکارا سخن از آن میگفتند که اگر بعدا روشن شود تعهدی نابخردانه ابراز شده است ایالات متحده ملزم به رعایت آن تعهدها، با وجود آنکه در قانون آمدهاند، نیست.
معین کرمانی
طی سه سال و نیم جنگ پیچیده و دردناک ۴۳۷۴ نظامی آمریکایی کشته شده بودند که این رقم بیش از ده برابر تلفات در کوبا بود. همچنین حدود شانزده هزار چریک و بیست هزار غیرنظامی نیز در فیلیپین کشته شدند. فیلیپینیها از این دوران به عنوان خونینترین سالها در تاریخ خود یاد میکنند. آمریکاییها هم خیلی زود فراموش کردند که اصلاً چنین جنگی اتفاق افتاده است.
معین کرمانی
کری اندکی پس از برگزای انتخابات ریاستجمهوری در دیداری با سرجیو اوسا، وزیر دفاع ایالات متحده، هشدار داد: «نباید اجازه داده شود حتی یک پیچ و مهره به شیلیِ تحت حکومت آلنده برسد. باید هر آنچه را که در توان داریم به کار گیریم تا شیلی و مردم آن را به بالاترین حد محرومیت و فقر برسانیم.»
معین کرمانی
عینک قاب شاخی، کت توئیدی، و سبیل کمپشت ظاهر یک استاد دانشگاه یا یک روشنفکر دست چپی را به آلنده میداد. او مردی فرهیخته، تا حدودی ژیگولو، خبره در هنر، شرابشناس و ستایشگر زیبایی زنان بود. باورهای سوسیالیستی او مانع از آن نشده بود که حامی نظام سیاسی موجود باشد. او همچنین یک ماسون نسل سومی بود ــ چیزی که در بین مارکسیستها متداول نبود ــ و به راحتی با نخبگان شیلی میجوشید.
کاربر ۲۱۸۶۹۰۳
بههرحال از منظر تاریخ، عملیات مزبور در درازمدت نتایج مصیبتباری در بر داشت. برای یک ربع قرن ایران را تحت حکومت خشن و بیرحمانه شاه قرار داد. حکومت سرکوبگرانه او نهایتا به انقلابی منجر شد که بنیادگران تندرو را به قدرت رساند.
کاربر ۲۱۸۶۹۰۳
افراطگرایان در سایر کشورهای خاورمیانه که از تحقیر شدن ایالات متحده در جریان گروگان نگاه داشتن ۵۴ دیپلمات آمریکایی به مدت چهارده ماه ارضا نشده بودند به عملیات تروریستی مرگباری علیه اهداف غربی دست یازیدند. قرارگاههای تفنگداران آمریکایی در عربستان سعودی و مرکز یهودیان در آرژانتین از جمله آن اهداف بودند. این الگو همچنین الهامبخش بنیادگرایان اسلامی در سراسر جهان از جمله در افغانستان شد.
کاربر ۲۱۸۶۹۰۳
در همین افغانستان بود که طالبان به ستیزهجویانی که حملات ویرانگر یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ را علیه ایالات متحده اجرا کردند، مأمن و آموزش دادند. همانطور که یک دیپلمات ایرانی مدتها پس از عملیات آژاکس نوشت اگر مصدق سرنگون نشده بود شاید هیچ یک از این حوادث رخ نمیداد:
این یک سخن مستدل است که اگر کودتا رخ نمیداد اکنون ایران یک دموکراسی به کمال رسیده بود. مرده ریگ کودتا چنان تلخ و دردناک بود که وقتی شاه سرانجام در سال ۱۹۷۹ کشور را ترک کرد بسیاری از ایرانیان از تکرار آنچه در سال ۱۹۵۳ رخ داده بود هراس داشتند و همین نکته انگیزه اصلی دانشجویان برای اشغال سفارت آمریکا بود.
کاربر ۲۱۸۶۹۰۳
بحران گروگانگیری به نوبه خود تهاجم عراق به ایران را سرعت بخشید و در همان حال وقوع انقلاب اسلامی در تصمیم اتحاد شوروی برای هجوم به افغانستان نقش عمدهای داشت. در یک کلام بخش بزرگی از تاریخ نشئت گرفته از ماجراهایی است که تنها طی یک هفته در تهران رخ داد... کودتای ۱۹۵۳ و پیامدهای آن نقطه شروع برای صفآرایی سیاسی امروز خاورمیانه بودند. با نگاهی دوباره به گذشته، آیا میتوان ادعا کرد که انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ قطعی و اجتنابناپذیر بود؟ یا این رویداد اجتنابناپذیر شد به این علت که آرمانهای ایرانیان در سال ۱۹۵۳ موقتا بر باد رفته بود؟
کاربر ۲۱۸۶۹۰۳
در فاصله بیستم مارس ۲۰۰۳، روز آغاز حمله، تا نهم آوریل، روز فروپاشی رژیم صدام، تنها ۱۲۲ نظامی آمریکایی جان خود را از دست دادند. بوش ظاهرا باور داشت که ایالات متحده فقط همین تعداد تلفات را تحمل خواهد کرد اما طی دو سال بعد ستیزهجویان بیش از دو هزار آمریکایی را کشتند. تعداد تلفات عراقیها چندین برابر بود و پایانی هم برای این جنگ متصور نبود. بدون حضور یک شخصیت قدرتمند در رأس قدرت که بتواند این کشور به شدت از همگسیخته را منسجم و یکپارچه نگهدارد، بدون وجود توافق بین گروههای مختلف برای سهیم بودن در قدرت و نیز عدم واگذاری قدرت واقعی به شهروندان، عراق در برادرکشی فرقهای و شور و هیجان ضد آمریکایی غوطهور شد.
modr
عکسهایی که نشان میداد سربازان آمریکایی در زندان ابوغریب، نزدیک بغداد، چه رفتار زشت و نفرتانگیزی با زندانیان داشتند به اوج رسید. بوش و مدافعان او این بدرفتاریها را محکوم کردند اما در عینحال بر استثنایی بودن این موارد تأکید داشتند. همانگونه که ژنرال آرتور مکآرتور به سربازان آمریکایی در فیلیپین گفته بود که «لازم نیست نگران رعایت دقیق قوانین جنگی باشند» ، بوش هم اعلام کرد که کنوانسیونهای ژنو در باره رفتار با اسرای جنگی در مورد بازداشت شدگان در افغانستان و عراق مصداق ندارد.
modr
حجم
۴۶۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۵۷۲ صفحه
حجم
۴۶۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۵۷۲ صفحه
قیمت:
۲۸۶,۰۰۰
۲۲۸,۸۰۰۲۰%
تومان