«همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضیها نسبت به دیگران برابری بیشتری دارند.»
Mahsa
باکسِر گفت: «پس ما چیزی را که قبلاً داشتهایم پس گرفتهایم.»
اسکوئیلر گفت: «بله، معنای پیروزی همین است دیگر.»
Mahsa
میدانستند که زندگی امروزشان سخت و خالی است. غالباً گرسنهاند، سردشان است و بهطور معمول جز ساعات خواب، یکسره کار میکنند. ولی بیشک روزهای قدیم از امروز هم بدتر بوده است؛ از این طرز فکر خشنود بودند. بهعلاوه، آن روزها آنها بَرده بودند و امروز آزادند و خود این مسئله بزرگترین برتری زندگی امروزشان نسبت به گذشته بود و نکتهای بود که اسکوئیلر هیچگاه از اشاره به آن غفلت نمیکرد.
Mahsa
ناپلئون گفته بود این حرفها خلاف اصول حیوانیگری است و سعادت و خوشبختی در کار زیاد و زندگی ساده است.
Mahsa
دوازده صدای خشمگین یکزمان بلند شده بود. اینکه چه چیزی در قیافهٔ خوکها تغییر کرده بود، دیگر مهم نبود. حیوانات در بیرون، از خوک به آدم، از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه میکردند، ولی دیگر امکان نداشت که یکی را از دیگری تمییز دهند.
Mahsa