
مسلم عباسپور
۲۱
یک عالم چیز هست که باید بیاموزم!"
محمد
۱۲
بر پایهٔ آنچه در این دنیا میآموزیم، دنیای بعدیمان را برمیگزینیم. اگر چیزی یاد نگیری، دنیای بعدیات عین همین یکی خواهد بود، با همین محدودیتها و ممنوعیتها، و وزنههایی به سنگینی سرب که باید بر آنها غلبه کنی."
I'mzucchini
۱۱
او از چیزهایی خیلی ساده حرف زد ــ از اینکه پرواز حق مسلم هر مرغ دریایی است، که آزادی مشخصاً سرشت وجودی اوست، که هرچه مانع این آزادی باشد باید کنار گذاشته شود.
صدایی از میان جمعیت بلند شد: "کنار گذاشته شود، حتا اگر قانون گله باشد؟"
I'mzucchini
۸
جاناتان آه کشید. در دل گفت: "وقتی حرفهایت غلط تعبیر شود، اینجوری باید تاوانش را بدهی. یا به چشم اهریمن نگاهت میکنند یا ایزد."
Amirhossein
۶
"فلچر دلبندم، طفلک پاکدل! آنچه را چشمانت بهت میگویند باور نکن. فقط محدودیتها را نشان میدهند. به بصیرتِ جان اتکا کن، حقیقتی را دریاب که در عمق وجودت پنهان است، و به برکتش میفهمی چهطور باید پرواز کرد."
I'mzucchini
۴
"مثل هر چیز دیگر، فلچر. به برکت تمرین."
Amirhossein
۳
جاناتان، متحیر، گفت: "سردرنمیآورم چرا توی این دنیا هیچ کاری سختتر از این نیست که پرندهای را متقاعد کنی که آزاد است، و میتواند این واقعیت را به خودش ثابت کند، به شرط آنکه کمی برای تمرین و تلاش وقت بگذارد! چرا باید آنقدر دشوار باشد؟"
محمد
۳
بهشت یک مکان نیست، زمان هم نیست. بهشت یعنی رسیدن به کمال."
مسلم عباسپور
۳
برای اغلب مرغهای دریایی، سیرکردن شکم بر اشتیاق به پرواز میچربد. اما برای این مرغ دریایی خاص، خوردن مهم نبود، بلکه به پرواز اهمیت میداد.
I'mzucchini
۲
فلچر دلبندم، طفلک پاکدل! آنچه را چشمانت بهت میگویند باور نکن. فقط محدودیتها را نشان میدهند.
تراب
۲
بر پایهٔ آنچه در این دنیا میآموزیم، دنیای بعدیمان را برمیگزینیم. اگر چیزی یاد نگیری، دنیای بعدیات عین همین یکی خواهد بود، با همین محدودیتها و ممنوعیتها، و وزنههایی به سنگینی سرب که باید بر آنها غلبه کنی."
I'mzucchini
۱
چرا به خورد و خوراکت توجهای نداری؟ پسرکم، از لاغری شدهای یک مشت پر و استخوان!"
I'mzucchini
۱
جاناتان مرغ دریایی بار دیگر به خلوت و تنهایی خودش برگشت، در دوردست دریا، گرسنه و شادمان و سرخوش، آموزش را از نو شروع کرد.
Hamid Adibzadeh
۱
"بیا دوباره تمرین کنیم."
فاطمہ
۱
جاناتان گاهی میگفت: "کلِ پیکرتان، از نوک این بال تا نوک آن بال، چیزی نیست مگر تجسم اندیشهتان، بهشکلی که قادرید آن را ببینید. قیدها را از اندیشهتان بردارید، و زنجیرهای جسمتان هم گسسته میشوند..."
مرضیه، کتابخوانِ مبتدی
۱
"برای آنکه با سرعت خیال به هر کجا که مایل باشی پرواز کنی باید اول از همه فرض را بر این بگذاری که به مقصد رسیدهای..."
۲۳۳۹۸۳۸
۱
"محدودیتی نداریم، درست است جاناتان؟"
amirkarimifar
۱
آنهایی که شیفتهٔ کمالاند و از سفر صرفنظر میکنند، آناً، به هر کجا بخواهند میروند.
I'mzucchini
۰
گر دوست داری چیزی یاد بگیری، چه بهتر اینکه طعمهها را بشناسی و راه به چنگ آوردنشان را. این قضیهٔ پرواز خیلی هم چیز خوبی است، ولی برایت خوراک نمیشود، نمیتوانی با پروازهای آهسته شکمت را سیر کنی؛ خودت هم این را خوب میدانی.
I'mzucchini
۰
حالا زندگی چهقدر ارزندهتر شده!
I'mzucchini
۰
زندگی ناشناخته و ناشناختنی است، و ما چیزی از آن نمیدانیم جز اینکه بهدنیا آمدهایم تا شکممان را سیر بکنیم، و تا جایی که برایمان امکان دارد زنده بمانیم."
I'mzucchini
۰
انگار با سنگ حرف بزند.
I'mzucchini
۰
اینجا مرغانی دریایی بودند که مثل خودش فکر میکردند. برای تکتکشان، مهمترین هدف در زندگی این بود که پیشرفت کنند و در آنچه بیش از هر چیز شیفتهاش بودند به کمال برسند، یعنی در پرواز.
I'mzucchini
۰
درحالیکه مثل کسانی حرف میزد که در بستر مرگ باشند، خیلی آهسته و بیرمق گفت: "کمکم کن. بیشتر از هر چیز توی دنیا، مشتاق پروازم...
مآهزاد
۰
ما آزادیم هرجا مایلیم برویم و همینکه هستیم باشیم