
بریدههایی از کتاب تاریخ ایران مدرن
۳٫۳
(۳۶)
ای ایرانیان! ای برادران کشور محبوبم ایران! تا کی این مستی خائنانه شما را در خواب خواهد داشت؟ این مستی کافی است. سرهایتان را بالا بگیرید. چشمهایتان را باز کنید. نگاهی به اطراف خود بیندازید و ببینید که چگونه جهان متمدن شده است. همه بدویان آفریقا و سیاهان زنگبار به سمت تمدن، دانش، کار و ثروت در حرکتند. به همسایهتان روسیه بنگرید که یکصد سال پیش وضعیتی بدتر از ما داشت. آنان اکنون مالک همه چیز شدهاند. ما در گذشته صاحب همه چیز بودیم، اما اکنون همه آنها از میان رفتهاند. در گذشته، دیگران ما را ملتی بزرگ میدانستند. اما اکنون به اوضاعی دچار شدهایم که همسایگان شمالی و جنوبی ما را دارایی خود تلقی کرده، کشورمان را بین خود تقسیم
کاربر ۱۹۶۳۹۶۷
از دیدگاه جهان خارج، موضوع گروگانگیری نوعی بحران تمامعیار بینالمللی بود. یکی از شاگردان (آیتالله) خمینی بهوضوح اذعان کرد که بازرگان و «لیبرالها» باید کنار میرفتند «زیرا که از خط امام فاصله گرفته بودند.» از دیدگاه گروگانگیران، تسخیر سفارت به معنای انقلاب دوم بود.
کتابها مرا صدا میزنند...
جمعیت به ۶۹ میلیون نفر رسید
کاربر ۶۲۲۷۶۹
نخستین برخورد بازرگان با این وضعیت در نیمههای اسفندماه ۱۳۵۷ هنگامی که کشور برای همهپرسی آری یا خیر به جمهوری اسلامی آماده میشد، روی داد. بازرگان میخواست گزینه سومی مبنی بر یک جمهوری اسلامی دموکراتیک نیز در همهپرسی وارد شود. اما (آیتالله) خمینی با این دیدگاه مخالفت کرد: «آنچه ملت بدان نیاز دارد یک جمهوری اسلامی است ــ نه جمهوری دموکراتیک یا یک جمهوری دموکراتیک اسلامی. از کلمه غربی دموکراتیک استفاده نکنید. کسانی که خواهان چنین چیزی هستند، از اسلام چیزی نمیدانند.»
کتابها مرا صدا میزنند...
بازرگان نیز از این نکته شکایت داشت که: «در ظاهر دولت مسئول (همه کارها و اقدامات) است؛ اما درواقع (آیتالله) خمینی است که همراه با شورای انقلاب، کمیتههای انقلابی و پیوندش با تودههای مردم، مسئولیت اصلی را در اختیار دارد.» او اضافه کرد: «بهدست من چاقویی دادهاند، ولی چاقویی است که فقط دسته دارد و تیغه را سایرین در دست دارند.»
کتابها مرا صدا میزنند...
خمینی در این فضای جدید بحرانی برگزاری همهپرسی قانون اساسی را پذیرفت. این همهپرسی در ۱۲ آذرماه ۱۳۵۸، دو روز پس از عاشورا برگزار شد. (آیتالله) خمینی گفت کسانی که این همهپرسی را تحریم میکنند یا به آن رأی منفی میدهند، تحریکشدگان امریکا هستند و حرمت خون شهدای انقلاب اسلامی را پایمال خواهند کرد. وی علما را با اسلام، و مخالفان قانون اساسی بهویژه «روشنفکران» غیرروحانی را با «شیطان» و «امپریالیسم» برابر دانست. وی همچنین هشدار داد که هر نشانهای از فقدان وحدت کلمه، امریکا را به حمله به ایران ترغیب خواهد کرد. در این بین، بازرگان که موقعیت خود را از دست داده بود، از هواداران خود خواست تا به قانون اساسی رأی مثبت دهند زیرا در غیر این صورت یک «هرجومرج» تمامعیار برپا خواهد شد.
کتابها مرا صدا میزنند...
این گروهها همگی پس از سرکوبی انقلاب ۱۹۰۵ روسیه توجه خود را به ایران معطوف و با شعار «عشق به آزادی وطن ندارد» مبارزه کردند.
کتابها مرا صدا میزنند...
در قانون اساسی تعداد زیادی وعدههای مردمدارانه گنجانده شده بود. در اصول بیستونهم و سیام، برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کارافتادگی، بیسرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح، و همچنین خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی، و آموزش و پرورش رایگان به همه شهروندان وعده داده شده بود
کتابها مرا صدا میزنند...
اما حکومت جدید در ایران نه تنها به بقا ادامه داد بلکه قدرتش را نیز تحکیم کرد. این دولت از حالت موجودی خودمختار، منزوی، سرگردان و معلق بر فراز جامعه ـچنانکه در دوره پهلوی بود ــ خارج و به میدانی تبدیل شد که در آن، گروههای مختلف ذینفع برای کسب نفوذ موردنظر به هر شیوهای متوسل میشدند و با یکدیگر رقابت میکردند.
کتابها مرا صدا میزنند...
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه
قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان