
کتاب خرده روایت هایی از پشت خاکریز بیمارستان ها
انتشارات:
نشر صاد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Sabha
۲
کرونا توی این ایّام مدام این هشدار را میداد: «زمانتان محدود است، سریع کارهایتان را جمعوجور کنید».
Sabha
۱
نمیتوانستم در مملکتم جنگ باشد و من بنشینم نگاه کنم، تخریبچی باشم و مردمم روی مین منفجر بشوند.
Sabha
۱
نمیتوانستم در مملکتم جنگ باشد و من بنشینم نگاه کنم، تخریبچی باشم و مردمم روی مین منفجر بشوند. من نمیتوانستم پرستار باشم و بنشینم ازبینرفتن همکارانم و مردمم را ببینم
Sabha
۰
«ناشناختهبودن کرونا علاوه بر اینکه پزشکان را تحتفشار قرار میداد، موجب سردرگمشدن پرستاران هم شده بود. پرستار تلاش خود را برای مراقبت از مریض میکرد، همهٔ وقت و انرژیاش را میگذاشت؛ اما مریض فوت میکرد. این موضوع تأثیر روحی و روانی زیادی روی او داشت.
Sabha
۰
یا حتّی وقتی همکارشان بیمقدّمه تماس میگرفت و میگفت با علائم کرونا مواجه شده، میایستادند و شیفت کاری او را سروسامان میدادند.
Sabha
۰
با همهٔ این سختیها بازهم ما پرستارها قشری هستیم که درصد زیادی از جامعه دید درستی به ما ندارد و ازطرفدیگر مسئولان با ما خیلی بازی میکنند و ما را دست میاندازند.
Sabha
۰
یک جملهای هست از دکتر شریعتی که میگوید:
«آنهایی که رفتند کار حسینی کردند و آنهایی که ماندند باید کار زینبی بکنند وگرنه یزیدی هستند.»
