جملات زیبا از متن کتاب خرده روایت هایی از پشت خاکریز بیمارستان ها | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خرده روایت هایی از پشت خاکریز بیمارستان هاsubscriptionAvailable

کتاب خرده روایت هایی از پشت خاکریز بیمارستان ها

۳.۷(از ۳ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۹۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

کرونا توی این ایّام مدام این هشدار را می‌داد: «زمانتان محدود است، سریع کارهایتان را جمع‌وجور کنید».
Sabha
۲
نمی‌توانستم در مملکتم جنگ باشد و من بنشینم نگاه کنم، تخریبچی باشم و مردمم روی مین منفجر بشوند.
Sabha
۱
نمی‌توانستم در مملکتم جنگ باشد و من بنشینم نگاه کنم، تخریبچی باشم و مردمم روی مین منفجر بشوند. من نمی‌توانستم پرستار باشم و بنشینم ازبین‌رفتن همکارانم و مردمم را ببینم
Sabha
۱
«ناشناخته‌بودن کرونا علاوه بر اینکه پزشکان را تحت‌فشار قرار می‌داد، موجب سردرگم‌شدن پرستاران هم شده بود. پرستار تلاش خود را برای مراقبت از مریض می‌کرد، همهٔ وقت و انرژی‌اش را می‌گذاشت؛ اما مریض فوت می‌کرد. این موضوع تأثیر روحی و روانی زیادی روی او داشت.
Sabha
۰
یا حتّی وقتی همکارشان بی‌مقدّمه تماس می‌گرفت و می‌گفت با علائم کرونا مواجه شده، می‌ایستادند و شیفت کاری او را سروسامان می‌دادند.
Sabha
۰
با همهٔ این سختی‌ها بازهم ما پرستارها قشری هستیم که درصد زیادی از جامعه دید درستی به ما ندارد و ازطرف‌دیگر مسئولان با ما خیلی بازی می‌کنند و ما را دست می‌اندازند.
Sabha
۰
یک جمله‌ای هست از دکتر شریعتی که می‌گوید: «آن‌هایی که رفتند کار حسینی کردند و آن‌هایی که ماندند باید کار زینبی بکنند وگرنه یزیدی هستند.»
Sabha
۰