تاریخ، مصمّمتر از تکْقهرمانان است و بسی مرگناپذیر.
هیچکس، هیچکس نمیتواند تاریخ را، لب چاهی، تشنه از پای درآورد.
هیچکس نمیتواند تاریخ را از پشت به گلوله ببندد.
زخمیکردنِ طبیعت، آری؛ به بستر کشاندنِ طبیعت، آری؛ امّا میراندنِ طبیعت، هرگز…
هیچکس، هیچکس نمیتواند خورشید را از نوربخشیدن، ابرِ بارانزا را از باریدن، چشمه را از جوشیدن بازدارد.