جملات زیبای کتاب آتش بدون دود (جلد دوم از مجموعه هفت جلدی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آتش بدون دود (جلد دوم از مجموعه هفت جلدی)

کتاب آتش بدون دود (جلد دوم از مجموعه هفت جلدی)

درخت مقدس

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۲۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
نادر ابراهیمی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۵۷
میوهٔ بسیار، شاخهٔ درخت را می‌شکند، شادی بسیار، قلب را. ترکمن می‌گوید: با نصف خنده‌ات بخند تا مجبور نشوی گریه کنی. با جامهٔ نو، چاروق نو نپوش. کمال، غصّه می‌آورد!
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۳۲
زندگی در غم‌انگیزترین شکل خود، هرگز از لحظه‌های منفردِ شیرین و دلنشین، تهی نبوده‌است و نخواهدبود
sajjadquote
۱۴
گاهی اوقات، انسان مجبور می‌شود محبوب‌بودن را فدای خوب‌بودن بکند. محبوب‌مردم‌شدن، آسان‌تر از کارکردن برای مردم است.
N.khayeri
۱۴
آق‌اویلرِ شما می‌گوید: سیه‌بختی انسان از روزی شروع نشد که اشتباه کرد؛ از روزی شروع شد که پی به اشتباه خود برد و به آن اعتراف نکرد…
sajjadquote
۱۲
این ریاکاران و دروغگویان هستند که انسان را به حرف‌زدن، ناچار می‌کنند. در برابر آنها، اگر سکوت کنی، بُزدلی، و اگر سخن بگویی، هم‌تراز ایشانی. این موقعیت بدی‌ست که همیشه اراذل برای انسان پیش می‌آورند. وقتی یکی آن‌ها می‌گویند و یکی تو می‌گویی، از خودت بیزار می‌شوی که چرا با چنین کسانی هم‌دهان شده‌یی؛ و وقتی می‌گویند و تو بزرگوارانه به راه خود می‌روی، فریاد می‌زنند که چرا جواب نمی‌دهد؟ اگر دروغ می‌گوییم، چرا جواب نمی‌دهد؟! به‌راستی روزگاری‌ست که هم گفتن مشکل است هم نگفتن…
مژده
۱۰
سیه‌بختی انسان از روزی شروع نشد که اشتباه کرد؛ از روزی شروع شد که پی به اشتباه خود برد و به آن اعتراف نکرد…
م.ظ.دهدزی
۹
به‌راستی روزگاری‌ست که هم گفتن مشکل است هم نگفتن…
درّین
۶
با دلتنگی‌ات، مرا بی‌تاب نکن؛ و با بی‌تابی‌ات، مرا دلتنگ نکن! تو تکیه‌گاه منی مارال. تکیه‌گاه اگر محکم نباشد، تکیه بی‌معنی‌ست. با قلبت احساس کن؛ امّا با قلبت فکر نکن! بگذار کمی دیگر هم تحمّل کنیم؛ همان‌طور که صدها سال تحمّل کرده‌ییم. غذای نیم‌پخته از خام بدتر است؛ زیرا خام، فریب نمی‌دهد امّا نیم‌پخته می‌فریبد. پس کمکم کن تا پخته بازگردم _مارال.
reader
۶
وقتی کسی حرف نمی‌زند، دلیل این نیست که نمی‌تواند حرف بزند و نمی‌تواند خوب حرف بزند. ضرورتِ گفتن مهم است نه گفتن.
reader
۶
انسان، تنهایی را انتخاب نمی‌کند؛ بلکه در شرایطی، تنهایی به انسان تحمیل می‌شود.
Mehr
۵
غذای نیم‌پخته از خام بدتر است؛ زیرا خام، فریب نمی‌دهد امّا نیم‌پخته می‌فریبد.
ص‍‍‍ــاد
۴
مرگ که مسأله‌یی نیست. خوب‌مردن مسألهٔ ماست.
مژده
۴
امّا کشتن معترض، راه ازمیان‌بردن اعتراض نیست.
reader
۴
حرفی که دل دیگران را می‌شکند، از دلِ شکسته خبر می‌دهد
م.ظ.دهدزی
۴
زندگی در غم‌انگیزترین شکل خود، هرگز از لحظه‌های منفردِ شیرین و دلنشین، تهی نبوده‌است و نخواهدبود
علی نورا
۴
چه ترحّم‌انگیزند آن‌ها که عاشق کامل زادگاهشان نیستند و چه خشم‌انگیزند آن‌ها که از میهنشان همان‌گونه نام می‌برند که از یک ستارهٔ دور
sajjadquote
۳
سکوت‌کردن، گاهی اوقات، دروغ‌گفتن است _دروغ‌گفتنی بزدلانه و ریاکارانه…
درّین
۳
جهالت می‌کردم، و انسان صادق کسی‌ست که مدافع دوران جهالت خود نباشد. مارال! ما حق نداریم از همهٔ آنچه در گذشته کرده‌ییم دفاع کنیم؛ چراکه در این صورت، هیچ‌چیز تغییر نخواهدکرد و درست نخواهدشد.
Hosein Ramezani
۳
این دنیا نیست که زیر پای مغروران شکست‌خورده می‌لرزد؛ این پای خود آنهاست که استواری دنیا را تاب نمی‌آورد.
F.Z
۳
در کنار مردگان، همیشه فرصتی‌ست برای اندیشیدن به زندگی. مرگ، از اعتبارِ ضدِّ خویش سخن می‌گوید.
م.ظ.دهدزی
۳
وقتی از خنجر استفاده کن که با پَر نتوانی همان کار را، به همان خوبی انجام بدهی.
Mehr
۳
گاهی اوقات، انسان مجبور می‌شود محبوب‌بودن را فدای خوب‌بودن بکند. محبوب‌مردم‌شدن، آسان‌تر از کارکردن برای مردم است.
Mehr
۳
اشتباه‌کردن، گناه نیست؛ بر سر اشتباه پای‌فشردن، جرم است.
Setak
۳
محبوب‌مردم‌شدن، آسان‌تر از کارکردن برای مردم است. حرفم را باور نمی‌کنید؟ ‫_ چرا… امّا برای آنها که به‌راستی شریف‌اند و هشیار، آسان‌تر از هردوی این‌ها، محبوب‌بودن است و کارکردن. باور نمی‌کنید؟
sajjadquote
۲
سولماز، یک باغ گل بود؛ امّا مگر می‌توانستی یک غنچه از این باغ بچینی؟ چنان تیغ‌بارانت می‌کرد که تا عمر داشتی از یادت نمی‌رفت. اگر جوانی به او خیره می‌شد، سولماز می‌ایستاد و فرصت می‌داد. بعد می‌گفت: پسر! خوب نگاه کردی؟ حلالت باشد! گناهت پای من! دلت می‌خواست سولمازاوچی را ببینی، و دیدی؛ امّا اگر دفعهٔ دیگر که از مقابلت رد می‌شوم، سرت را پایین نیندازی، به گالان می‌گویم چشم‌هایت را از کاسه دربیاورد و برای مادرت بفرستد.
ص‍‍‍ــاد
۲
از بی‌نهایتْ راه به یک قلّه می‌توان رسید. قلّه، محتوم است و مسلّم. می‌توان دیر کرد و معطّل. سقوط و فروماندن تنی چند، ناممکن نیست. فانوس به دست یکی، تبر به دست دیگری. می‌توان یاری کرد و یاوری، می‌توان پشت کرد و دشمنی. امّا قلّه را که فرو نمی‌توان کشید. و سکون را جانشین حرکت نمی‌توان کرد.
ص‍‍‍ــاد
۲
دیوار، برادری‌ها را از بین نمی‌برد؛ زمان هم همین‌طور.
مژده
۲
«هیچ‌چیز دنیا را به فساد و تباهی نکشانده‌است مگر زورگفتنِ معدودی و زورشنیدن بسیاری.»
Hosein Ramezani
۲
مارال! ما حق نداریم از همهٔ آنچه در گذشته کرده‌ییم دفاع کنیم؛ چراکه در این صورت، هیچ‌چیز تغییر نخواهدکرد و درست نخواهدشد. روزگاری غریبه‌یی را دیدم که در صحرا گم شده‌بود. دانستم و از او پرسیدم که کجا می‌خواهدبرود. گفت که می‌داند به کجا می‌خواهدبرود. باور می‌کنی که غریبه در این صحرا مُرد _حال آن‌که در نزدیکی او، چوپانی گلّه‌اش را می‌چراند؟ اشتباه‌کردن، گناه نیست؛ بر سر اشتباه پای‌فشردن، جرم است.
reader
۲
سیه‌بختی انسان از روزی شروع نشد که اشتباه کرد؛ از روزی شروع شد که پی به اشتباه خود برد و به آن اعتراف نکرد…