از خاک آفریده شدیم
برای چه شکوفه ندهیم؟
ایران
آبادان
نام تو آه بلندی ست
که از سینما رکس و جنگ
تا متروپل کشیده شده است
ایران
آش نخورده
و دهان سوخته که درد نیست!
درد آنجا بود
که مجبور شدیم ظرف آش آنهایی که خورده بودند
را هم ما بشوریم
و بدتر از آن
بخاطر خوب نشستن
حرف هم بشنویم...
ایران
من همان شعریام
که با تو همه ابیاتش ردیف است
و بی تو
قافیه ای برای باختن ندارد.
ایران
وطنم
شعری قدیمیست
در دفتری خاک گرفته
در زیرزمین خانه ای کلنگی
که در طرح شهرداری قرار دارد.
ایران