
بریدههایی از کتاب پایان استرس
۳٫۱
(۱۴)
یک چیز هست که کنترل آن همواره در اختیار شماست و آن چیزی نیست جز تغییر نگرشتان!
کاربر ۴۶۰۵۰۵۴
عادت کنید که افکار منفی و استرسزا را از خودتان دور نمایید. نگذارید افکار منفی به مغز شما راه پیدا کنند. برای مثال فرض کنید در ترافیک گرفتار شدهاید، موقعیتی که معمولاً استرسزا بوده و افراد را عصبی میکند. در این شرایط ممکن است از شدت عصبانیت با رانندههای دیگر درگیر شوید یا از ماشین پیاده شده و به چرخ ماشین لگد بزنید؛ هرچند خودتان هم میدانید که این کارها در وضعیت شما تغییری ایجاد نخواهد کرد.
اما راه دیگری نیز وجود دارد؛ به جای اینکه ترافیک را به عنوان عاملی مزاحم که وقتتان را تلف میکند در نظر بگیرید، به آن به چشم یک وقت اضافه نگاه کنید؛ یعنی به عنوان فرصتی مناسب برای فکر کردن به موضوعاتی که پیش از این فرصتی برای بررسی آن نداشتید.
کاربر ۴۶۰۵۰۵۴
تنها در صورتی که بتوانیم استرس را مدیریت کنیم، میتوانیم از تواناییها و قابلیتهای مغز به بهترین شکل استفاده کنیم؛ قابلیتهایی مانند یادگیری، خلاقیت و نوآوری، اما به طور خاص برای خلاق بودن باید ذهنی آرام داشت.
کاربر ۴۶۰۵۰۵۴
احساس شرمندگی نوعی استرس بوده و استرس خود نشان دهندهٔ ترس است.
کاربر ۴۶۰۵۰۵۴
با استفاده از تلقین میتوانید سلامت خود را بهبود بخشید.
آیا تا به حال با دیدن یک ستارهٔ دنبالهدار یا به هنگام فوت کردن شمع کیک تولد دعا کردید که آرزوهایتان محقق شود؟ اگرچه ممکن است عجیب به نظر برسد، اما این باورهای خرافاتی واقعاً در روند تحقق آرزوهایتان تأثیرگذار هستند. مثلاً اگر میخواهید در آزمونی نتیجه و نمرهٔ خوبی بگیرید، خودتان را قانع کنید که برای امتحان کاملاً آماده هستید؛ هرچند شاید به اندازه کافی آماده نباشید! اما مطمئن باشید که نتیجهٔ بهتری خواهید گرفت.
کاربر ۴۶۰۵۰۵۴
