جملات زیبای کتاب کوثر؛ چشمه جاری | طاقچه
تصویر جلد کتاب کوثر؛ چشمه جاریsubscriptionAvailable

کتاب کوثر؛ چشمه جاری

تفسیر سوره کوثر

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی صفایی حائری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر کمیل
۸
آنجا که تو با هدف و محبوب خودت همراهی، دیگر رنج‌ها و عسرت‌ها ضیق نمی‌آورند و بن‌بست‌ها و عجزها یأس و ناامیدی نمی‌آفرینند، که تا توانایی بتاز؛ و آنجا که ناتوانی، او خریدار توست و تو را برمی‌دارد.
Sobhan Naghizadeh
۷
امام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «لا تَزِیدُنی کثْرَةُ الناسِ حَوْلی عِزَّةً وَ لا تَفَرُّقُهُمَ عَنّی وَحْشَةً وَلَوْ اَسْلَمَنِی النّاسُ جَمِیعاً لَمْ اَکنْ مُتَضَرِّعاً»؛ «اگر تمامی مردم با من و در کنار من باشند، در من عزتی نخواهد آمد و اگر همه از من جدا شوند، باعث وحشتی نخواهد بود.»
zahra HadiA
۶
عقل و شهوت و غضب و تمامی نعمت‌ها و بلاها، نه خیر است و نه شر؛ خیر و شر اینها در نوع رابطه و شکل برخورد مشخص می‌شود.
کاربر کمیل
۳
منی که توانایی بالقوه و تولید و تکثیر خودم را می‌شناسم، دیگر چرا در تنهایی مأیوس شوم؟ و منی که انگیزه‌ها و عوامل پیروزی را پیش چشم دارم، چرا از زیادی جمعیت دشمن بترسم؟
Sobhan Naghizadeh
۲
کسی که در پیروزی، به غرور و تجاوز گرفتار می‌شود، شکست خورده؛ و کسی که در شکست، به ضعف‌های خود و قدرت‌های حریف فکر می‌کند و برنامه می‌ریزد، پیروز شده است.
Sobhan Naghizadeh
۲
نقطه‌ضعف‌ها جایگاه فتنه‌هاست و فتنه‌ها در این زمینه‌ها بارور و شکوفا می‌شوند.
کاربر ۷۰۸۴۳۱۴
۲
دنیای روشن و تاریک، مهم نیست؛ مهم زاویهٔ دید و طرز برخورد تو است که اگر در نور هم به نور نگاه کنی، کور هستی و اگر در راه هم به راه مشغول بشوی، ماندگار شده‌ای؛ اما اگر در تاریکی و حیرت و سردرگمی سلمان باشی، می‌رسی
Sobhan Naghizadeh
۱
آنچه در پیروزی، شکست را شکل می‌دهد و آنچه از شکست، آموزگار پیروزی می‌سازد، همین موضع‌گیری مناسب و برخورد صحیح و کوثر الهی است.
Sobhan Naghizadeh
۱
موقعیت شکست می‌تواند آموزگار پیروزی باشد، نقطه‌ضعف‌ها را مشخص نماید و کسری‌ها را نشان دهد و انگیزهٔ مبارزه و نیروی درگیری را تأمین نماید؛ همان‌طور که می‌تواند تسلیم و خودفروشی و توجیه و تمجید را به‌دنبال بیاورد؛ تمجید از قدرت و یا مروت دشمن، و توجیه و تحلیل شکست را.
کاربر ۸۹۳۳۱۴۲
۱
ند، بار دیگر سوره‌ها را به‌ص
کاربر ۷۰۸۴۳۱۴
۱
این دنیا و این جایگاه با تمام داستان‌هایش، آنجا که هدف تو می‌شود و به آن نگاه می‌کنی، تو را کور می‌کندو آنجا که وسیله می‌شود و با آن نگاه می‌کنی، تو را بینا می‌کند؛ همچون خورشید که اگر با آن نگاه کنی، می‌بینی و اگر به آن نگاه کنی، کور می‌شوی.
نازنین
۱
"اَیَحْسَبُونَ اَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَبَنِینَ، نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ بَلْ لا یَشْعُرُون"؛«آنها خیال می‌کنند که با امداد و امکانِ ثروت و فرزند، در خوبی و خیرات آنها شتاب می‌کنیم. اینها شعور نمی‌کنند و نمی‌فهمند.»
کاربر ۸۹۳۳۱۴۲
۰
پس از توجه به مفردات و به ترکیب، نوبت بررسی رابطه‌هاست. شروع سوره با این آهنگ محکم و این قاطعیت مهربان، چه تأثیری در قلب رسول و چه حالتی در دشمنان و چه توجهی در مستمعان خواهد داشت؟ اعطا و بخشیدن کوثر، چه ترتیبی و چه رابطه‌ای با صلوٰة، آن هم با این خطاب "صَلِّ لِرَبِّک"، و چه رابطه‌ای با نَحْر دارد؟ آن هم با این معانی گوناگون که در لغت
#دور_از_ذهن
۰
چشم به نعمت‌ها و شکوفه‌های زندگی دنیا ندوزد؛ که این بخشش‌ها به‌خاطر ارزش و قرب آنها نیست؛ که آزمایش و امتحان آنها را با خود دارد.
کاربر ۷۰۸۴۳۱۴
۰
تحول نعمت‌ها و تحرک انسان و جایگزینی سریع فصل‌های دنیا، عارفان سالک را از غرور عطا و نعمت، و از یأس بلا و محرومیت، آزاد ساخته، که اینها در این دنیای بی‌آرام و با این دل پویا و بی‌قرار و این نعمت‌های چهارفصل و بی‌ثبات، تکیه‌گاه دیگر و دلدار دیگر و امن و ثبات دیگری گرفته‌اند.
ربحون :)
۰
مادام که تو در سطح دیگران و همراه حشرات‌الأرض باشی، حرف‌های تو را، احساس‌های تو را و آرزوهای تو را می‌فهمند؛ گرچه با تو درگیر شوند، ولی برای آنها آشنایی، بیگانه نیستی؛ که مثل همان‌ها و در همان سطح زندگی می‌کنی؛ اما همین که از سطح عادت‌ها و غریزه‌ها و جریان‌های طبیعی زندگی بالاتر آمدی، بیگانه می‌شوی، تنها می‌شوی. با شروع حرکت، با شروع تولد دوبارهٔ تو، تنهایی و بیگانگی هم شروع می‌شود. مادام که این تولد را نداشته باشی، انسان نیستی و همراه این تولد، دیگر آشنا نیستی، که بیگانهٔ تنهایی.
Fahim
۰
«آنها خیال می‌کنند که با امداد و امکانِ ثروت و فرزند، در خوبی و خیرات آنها شتاب می‌کنیم. اینها شعور نمی‌کنند و نمی‌فهمند.»
«:گندم:»
۰
مفهوم کوثر، خیر کثیر و کثیر الخیر است. این مفهوم با نعمت زیاد و امکانات کثیر، تفاوت دارد. کوثر بهره‌برداری زیاد از امکانات کم را هم شامل می‌شود و همین نکته به ما می‌آموزد که راز تمامیت و استمرار، در موقعیت مناسب و امکانات زیاد و نعمت‌های گسترده نیست. وضعیت، برخورد صحیح و موضع‌گیری مناسب در هر موقعیتی، کوثر است و عامل استمرار و تمامیت و کمال. و با این توجه می‌یابیم که کوثر در نعمت‌ها نیست، بلکه در حالت‌ها و موضع‌گیری‌هاست.
«:گندم:»
۰
کوثر و خیر کثیر را نباید در میان نعمت‌ها و نعمت‌داران جست‌وجو کنیم و نباید خیال کنیم آنها که امکانات را صاحب شده‌اند، استمرار و تمامیت را هم صاحب خواهند شد؛ چون دشمن تو، اگر تو به کوثر رسیده باشی و برخورد صحیح و متناسب را به‌دست آورده باشی، به‌صراحت قرآن، ابتر و ناتمام و شکست‌خورده و بریده است و حتی با آنچه که دارد و با نعمت‌هایی که به‌دست آورده، به نابودی می‌رسد؛ که در این آیه آمده است: "فَلا تُعْجِبُک اَمْوالُهُمْ وَ لا اَوْلادُهُم اِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُعَذِّبَهُم بِها فِی الْحَیوٰةِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ اَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کٰافِرون"؛ «موجودی و دارایی و امکانات اینها تو را به شگفتی نگیرد؛ که خدا می‌خواهد در حال و آیندهٔ زندگی دنیا، آنها را به عذاب و شکنجه بیفکند و در هنگام کفر جان‌هاشان را بگیرد.»
«:گندم:»
۰
رسول (ص) صاحب نعمت و امکانات زیاد نبود و در آن آیات به او توجه می‌دهند که چشم به نعمت‌ها و شکوفه‌های زندگی دنیا ندوزد؛ که این بخشش‌ها به‌خاطر ارزش و قرب آنها نیست؛ که آزمایش و امتحان آنها را با خود دارد. پس این معنای از کثرت و مبالغه، نه با زندگی رسول سازگار است و نه با آیه‌های دیگر که نگاه رسول را از نعمت‌ها و شکوفه‌های دنیا برمی‌دارد.
«:گندم:»
۰
چون کثیرالخیر به‌معنای کثیرالنعمة نیست. خیر کثیر با نعمت کثیر یکسان نیست. خیر، بهره‌برداری مناسب از نعمت است و درست از همین‌جا مفهوم کوثر، از آنچه در تفاسیر آمده، جدا می‌شود؛ که آنها به نعمت و یا مصداق‌های آن توجه داشته‌اند، درحالی‌که خیر با نعمت تفاوت دارد، که در آن آیه آمده بود: "اَیَحْسَبُونَ اَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَبَنِینَ، نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ بَلْ لا یَشْعُرُون"؛«آنها خیال می‌کنند که با امداد و امکانِ ثروت و فرزند، در خوبی و خیرات آنها شتاب می‌کنیم. اینها شعور نمی‌کنند و نمی‌فهمند.»
«:گندم:»
۰
ولی این بدان معنا نیست که هر نعمتی، خیر باشد. خیر نعمت هست، ولی هر نعمتی، خیر نیست. با این توضیح می‌توانیم به مفاهیم کوثر، عافیت و اِنعام نزدیک‌تر شویم و این سه مفهوم را از کثرت و نعمت و تندرستی و امکان جدا نماییم؛ چون با این تحلیل، کوثر و عافیت حالت هستند و انعام نتیجهٔ این دو حالت. کوثر، حالت بهره‌برداری زیاد است؛ و عافیت، حالت بهره‌برداری سالم و مناسب و درست؛ و انعام، احسان و پاداش و بخششی است که بر این بهره‌برداری زیاد و درست، می‌دهند.
«:گندم:»
۰
نعمت همراه مسئولیت است و داده‌های حق، بار تو را سنگین می‌کند، دیگر مطلوب تو فقط ازدیاد نعمت‌ها نیست؛ که مطلوب تو، درست و سالم به مقصد رساندن است و بار مسئولیت را به سلامت بردن.
«:گندم:»
۰
در یک مرحله، انسان به هر نعمتی چشم می‌دوزد و اگر بتواند، هر نعمتی را جمع می‌کند و با آن به افتخار و خودنمایی هم می‌پردازد؛ ولی در یک مرحله بالاتر که مسئولیت نعمت‌ها و بلندی عقبه‌ها و سنگینی گردنه‌ها را شناخته، به کار گرفتن و به مقصد رساندن و درست و سلامت بار را نهادن، این، مطلوب و حاجت و خواستهٔ او می‌شود.
«:گندم:»
۰
رسول هم همین نکته را تعلیم می‌دهد که در شب قدر، عافیت را بخواهد، نه زیادتی نعمت را؛ چون نعمت زیادی که به‌سلامت به مقصد نرسیده باشد، باعث وبال و گرفتاری است و نقمت و عذاب و بلا و رنج را به‌دنبال دارد و انعام و احسانی را با خود نمی‌آورد.
«:گندم:»
۰
رسول (ص) از بلوغ تا بعثت همراه بهترین امکانات و بهترین شرایط و بهترین موقعیت‌ها نبود؛ ولی موضع‌گیری مناسب و برخورد خوب، او را راهیاب و بی‌نیاز ساخته و او را در زبان‌ها و چشم‌ها و دل‌ها جای داده و اعتماد و امن را در همراهان او ریخته و او را محمد امین ساخته است.