
کتاب ۶۴۱۰ روز تنهایی
مجموعه شعر
پدیدآورندگان:
پونه نیکویانتشارات:
انتشارات شهرستان ادب٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
rghye
۲
صد و هفتاد و پنج دریا را میتوان دست بسته پنهان کرد
صدوهفتاد و پنج مادر را میتوان سال ها پریشان کرد
می توان سال ها بدون هوا زندگی کرد در دل یک رود
می توان دست بسته جنگید و میتوان دست بسته طوفان کرد
سنگری ساختند در گودال زیر آوار موجی مجنون
آخرین اشک آخرین غواص، قلب نیزار را مسلمان کرد
میم حا یا الف
۱
در پیکری که عشق تراشیده، جانی نمانده است مدارا کن
میم حا یا الف
۱
باز هم شب رسید و درد آمد، باز هم لحظهٔ نبرد آمد
سرد شد چای و بردی از یادت لحظهٔ خوب هم نشینی را
rghye
۱
آسمان روی سقف همسایه از سر شب ستاره باران است
آسمان زیر سقف خانهٔ ماست، چون تو وقتی ستارهای باشد
rghye
۱
تو انتقام چی رو میگیری
از بچه ها، با دستای صیهون
بوی جنایت میده پای تو
با پرسه تو دنیای نفت و خون
هر روز مرگ و وحشت و کشتار
هر روز تو خون غوطه ور هستی
هر روز طعمه ات بچه ها هستن
کوری یا اینکه چشماتو بستی؟!
وقتی به طبل جنگ میکوبی
هر قرن با تو قرن آشوبه
وقتی نباشی اَمنه این دنیا
حال تمام نقشه ها خوبه
rghye
۰
این روزها طنین پَر هر کبوتری
راوی عاشقانهترین نامههای ماست
rghye
۰
بیدار شو وجدان خواب آلود
خاموش کن موج نظامی رو
قلب هواپیما پر از بچه ست
اجرا نکن این تلخکامی رو
قلب حریم آبی ایران
گهواره مرگ هما میشد
دریا چشاش و بسته بود و موج
تابوت سرخ بچه ها میشد
یکشنبه ها دریا غم انگیزه
خون از دل امواج میجوشه
یکشنبه ها ماه خلیج فارس
پیراهن سرخش رو میپوشه
springgirl
۰
گاهی نمیشود که فرو خورد بغض را
چون تکه استخوانِ فرو رفته در گلو
